انتخاب زبان

آذربایجان شرقی

    Sorry. No data so far.

آخرین اخبار

ارفع الملک جلیلی : اهالی شهرم! خانه ام را دریابید!

t1

اویان نیوز : در خیابان شهید بهشتی ( منصور) -یکی از قدیمی ترین خیابان های تبریز- قدم می زنی و در هجوم تبلیغات بی امان و رنگارنگ انتخابات ریاست جمهوری و شوراها قرار می گیری. هر لحظه بر مغزت فشار می آوردند و هر یک از تبلیغات در بخش قشری و مرکزی مُخ بر سر انتخاب، از همدیگر سبقت می گیرند. نگاهت به پوستری می افتد که در داخل جوی آب دارد با آب می رود. عکس یکی از همکلاسی های دوره دانشگاه است. همانطور که در آب می رود تو هم می روی و می خوانی: نویسنده، فعال فرهنگی و سیاسی، مدرس دانشگاه، تألیف بیش از ۲۰ عنوان کتاب، مدیر …، مدیر عامل …. و چند عنوان دیگر که نمی دانی چطور این همه کار را در عرض چند سال انجام داده است.

 از مقابل خانه ارفع الملک جلیل می گذری در اوج ناباوری تمام می بینی دیوار های این خانه قدیمی محل تبلیغ کاندیدایی شده است که احتمالا می خواهد تبریز را از اینی که هست زیباتر کند.
در ذهنم مرور می کنم که روزانه چندین خبر می خوانم از اقدامات میراث فرهنگی در حفاظت از میراث فرهنگی تبریز، تبریز شهر دروازه ها، تبریز شهر خانه های قدیمی، تبریز شهر بازارها، تبریز شهر مردان و تبریز ….
از مقابل خانه مردی می گذرم که روزی شهردار این شهر بوده و دیوارسازی مهران رود برای نجات از خطر سیل (بدون دریافت اعتبار از رضاخان)، یاری رسانی به نیازمندان، تاسیس دارالمجانین در تبریز، صدارت مجمع دارالتربیه (محل تعلیم و تربیت اطفال یتیم و بی کس) از اقدامات ماندگار این مرد است.

این اثر در تاریخ ۱۳۸۱/۰۷/۰۷ با شماره ثبت ۶۲۱۳ به‌ عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است و گفته می شود تنها سردرب این خانه ثبت ملی شده و داخل خانه جزو آثار تاریخی محسوب نمی شود اما این مثل معروف را در ذهنم تداعی می کند که: از کوزه همان برون تراود که در اوست. کسی که سردربی به این زیبایی را برای خانه اش ساخته، محال است که خانه ای در شأن این سردرب نداشته باشد. گفته می شود سنگ کاری های این خانه نظیری در تبریز ندارد. به هر حال مشخص نیست در حال حاضر صاحب این خانه کیست. اما آنچه اهمیت دارد این است که بخشی از میراث گذشته ما با بی مهری مواجه است و ای کاش این خانه در شهر دیگری مثل کاشان، اصفهان و یا شیراز بود؛ آن وقت همگی برای رفتن و دیدنش سر از پا نمی شناختیم.

موسم انتخابات که می رسد تبلیغات هم در رنگ ها و شکل های دیگری عرضه می شود؛ یکی کارت استخر با ۵۰ درصد تخفیف پخش می کند، یکی توپ فوتبال، دیگری پیراهن ورزشی، آن یکی پارچه کت و شلوار، آن دیگری چادر و لوازم التحریر.
اما نوشتن در و دیوار شهر با انواع اسپری ها به عادت کهنه و قدیمی تبدیل شده است و می گویند نوشتن دیوارها بدون هماهنگی با صاحب ملک شاید پیگرد قانونی داشته باشد. اما اگر کسی آن لیاقت را در خود سراغ دارد که خویش را لایق نشستن بر صندلی شورا می داند و می خواهد برای مردمان یک شهر تصمیم بگیرد، باید از حداقل شعوری برخوردار باشد و آگاه باشد که نوشتن نام خود بر دیوار همشهریان لایق اعضای شورای شهر نیست. آیا از دکتر این شهر این انتظار می رود که بر دیوار چنین بنای باشکوهی چنین تبلیغی کند؟
آیا بهتر نیست اعضای چهارمین دوره شورای اسلامی شهر فکری به حال چنین خانه های باارزشی بکنند؟

 اگر گوش شنوایی داشته باشیم صدایی از خانه می آید؛ توگویی صدای ارفع الملک جلیلی است که صدایش از کربلا  می آید: «فرزندانم! من شبانه روز به فکرتان بودم…اهالی شهرم! خانه ام را دریابید .

منبع : سایت سازمان فرهنگی – هنری شهرداری تبریز / حکیمه عوض پور

t1

t2

t3

درباره این مطلب نظر دهید