انتخاب زبان

آخرین اخبار

افزايش مهاجرت؛ يعني افزايش فقر و محروميت

mohajerat

اویان نیوز:

مصطفی جمشیدی

نگاهی به آمار بالای مهاجرت در شهرستان مغان (گرمی)

به یاد دارم زمانی که هنوز کودکی بیش نبودیم و در دوره‌ی راهنمایی تحصیل می‌کردیم یکی از معلمانمان جمله‌ای داشت که هر چند وقت یکبار، علی‌الخصوص مواقعی که از مشکلات و سختی‌های زندگی در شهر کوچکمان، گرمی، به ستوه می‌آمد، تکرار می‌کرد: ” تنها راه رسیدن به رفاه و آرامش فرار از این شهر بی در و پیکر است! “

این گفته تنها اعتقاد آن معلم نبود. بسیاری از اطرافیان و نزدیکانمان نیز یکچنین اعتقادی داشتند و گهگاه نیز آن را بر زبان می‌آوردند. متاسفانه این ادعا تنها در حد حرف و حدیث باقی نمی‌ماند و صورت عملی نیز می‌یافت. کوچ اطرافیان و نزدیکانمان یکی پس از دیگری از گرمی کوچکمان اتفاقی است که هر کدام از ما در طول زندگیمان در این شهر به کرّات شاهد آن بوده‌ایم. در این کوچ مقصد چندان اهمیتی نداشت. هدف فرار از سختی‌های زندگی در شهری فاقد امکانات لازم و کافی برای یک شهر بود. فرار از شهری که به راستی شاید اگر تعارفات را کنار بگذاریم بایستی اقرار کنیم که تنها ساختار اداری یک شهر را داراست و نام یک شهر را یدک می‌کشد. آری سخن از مساله‌ی مهاجرت است. مساله‌ای که یکی از مهمترین و حادترین مسائل شهرمان است و متاسفانه همه از آن غافلیم؛ هم مسئولان و هم مردم. مساله‌ای که بایستی عمیقا مورد مطالعه، بحث و بررسی قرار گرفته و با اتخاذ تدابیر لازم از آن جلوگیری به عمل آید.

بر طبق آخرین سرشماری انجام گرفته در کشور (سرشماری سال ۸۵) جمعیت شهرستان مغان (گرمی) نسبت به سرشماری ده سال قبل یعنی سرشماری سال ۷۵ نه تنها هیچ گونه رشدی نداشته است بلکه دارای رشدی منفی است. میزان این رشد منفی ۲۳ درصد است که در نوع خود آمار بسیار بالایی است و  حکایت از مهاجرت‌های فراوان صورت گرفته در منطقه‌مان دارد. همانگونه که اشاره شد همه با سیل مهاجرت مردم شهرمان به سایر شهرها آشناییم و این آمار تنها میزان آن را به دقت نمایاند. جا دارد که نخست به توضیحی اجمالی در مورد مهاجرت پرداخته و بحث را پی بگیریم.

مهاجرت و انواع آن

در ساده‌ترین و عمومی‌ترین تعریفی که از مهاجرت به عمل آمده، مهاجرت، جابه‌جایی مردم از مکانی به مکان دیگر که به منظور کار یا زندگی صورت می‌گیرد عنوان شده است. در بحث انواع مهاجرت دو نوع کلی مهاجرت مطرح می‌شود: ۱- مهاجرت خارجی که بین دو کشور متفاوت صورت می‌گیرد. ۲- مهاجرت داخلی که در بین شهرها و مناطق یک کشور صورت می‌گیرد. دومین نوع مهاجرت یعنی مهاجرت داخلی در اینجا مد نظر است، بدین معنی که مهاجرت‌های صورت گرفته از شهرستان مغان (گرمی) به سایر شهرهای کشورمان صورت گرفته است و از نوع مهاجرت‌های داخلی است.

البته به این دو نوع مهاجرت بایستی مهاجرت فصلی را نیز افزود. مهاجرت‌هایی که به منظور کار و کسب درآمد در دوره‌ای کوتاه و مشخص، مثلا چند ماه، صورت می‌گیرد، مهاجرت فصلی نامیده می‌شود. این نوع مهاجرت نیز از مهاجرت‌های معمول منطقه‌ی ماست. بسیاری از جوانان منطقه به خصوص در فصل‌های گرم سال راهی شهرهایی نظیر رشت و تهران می‌شوند که امکان اشتغال موقت آن‌ها در آنجا میسر است و پس از چند ماه کار و فعالیت دوباره به شهر خود بازمی‌گردند. بسیاری از جوانانی که سختی‌های زندگی را درک می‌کنند علاج موقت این مشکلات را در این گونه مهاجرت‌ها می‌یابند. در اینجا لازم به ذکر است که این نوع مهاجرت زمینه‌ساز بسیاری از مهاجرت‌های داخلی است.

علل مهاجرت

در بحث راجع به علل مهاجرت دو علت اساسی قابل تامل است: اولین دلیل برای مهاجرت، دور شدن از شرایط یا عوامل نامساعدی همانند فقر، کمبود غذا، بلایای طبیعی، جنگ، بیکاری و کمبود امنیت در مبدا است و دلیل دیگر آن، شرایط و عوامل مساعد جذب کننده مانند امکانات بهداشتی بیشتر، آموزش بهتر، درآمد بیشتر و مسکن بهتر در مقصد می‌باشد.

نکته‌ی بارز در مورد مهاجرت‌های صورت گرفته از منطقه‌مان این است که  تاثیر هر کدام از این عوامل در مهاجرت‌های صورت گرفته از شهرمان به وضوح قابل مشاهده است. در بحث شرایط و عوامل نامساعد و دورکننده می‌توان به نبود کارخانه‌ها و کارگاه‌های تولیدی و به تبع آن بالا بودن میزان بیکاری در شهرمان اشاره کرد، هرچند که در بسیاری از موارد نرخ بالای بیکاری در آمار و ارقام نمایان نشده است. علی‌رغم وجود استعدادهای بالقوه خدادادی در منطقه، متاسفانه در طول سالیان گذشته و علی‌الخصوص سال‌های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی این پتانسیل‌ها نادیده گرفته شده‌اند و شاهد بی‌تفاوتی مسوولان بوده‌ایم. به گونه‌ای که مساله‌ی توسعۀ شهرستان گرمی به یکی از آرزوهای دور و دراز و رؤیاهای دست نیافتنی مردم منطقه بدل شده است. با وجود اینکه ۹۳ کیلومتر مرز مشترک با کشور جمهوری آذربایجان داریم تنها مفتخر به مرزداری از کشورمان شده‌ایم و نه تنها از این موقعیت استثنایی مرزی بودن بهره‌ای نبرده‌ایم، دچار مشکلات عدیده‌ای نیز شده‌ایم که یکی از بارزترین آن مشکلات قاچاق مواد مخدر و توزیع آن در منطقه است که زندگی بسیاری از خانواده‌ها را یا دچار تباهی ساخته و یا تهدید می‌کند. نبود شغل و درآمد کافی در شهرمان از اصلی‌ترین دلایل بالا بودن آمار مهاجرت شهرمان می‌باشد. سعیدی‌کیا، وزیر مسکن و شهرسازی کشور در سال‌های نه چندان دور گذشته نیز طی سفر خود به شهر گرمی، با اظهار تاسف از رشد منفی ۲۳ درصدی جمعیت شهر گرمی، فراهم کردن زمینه‌ی اشتغال را اصلی‌ترین مانعی دانست که می‌توان سد راه مهاجرت قرار داد.

مورد دیگر فقدان امکانات رفاهی، پارک‌ها و فضای سبز مناسب، مناطق تفریحی و … در شهرمان است. پیشرفت لاک‌پشت‌وار پروژه‌هایی از این دست امید اندک مردم منطقه در زمینه‌ی ایجاد تحول در این حیطه را به یاس مبدل کرده است. با وجود وعده‌های فراوان مسوولان شهر، شوراها، شهرداران، نمایندگان دوره‌های مختلف شهرستان در مجلس شورای اسلامی و سایر مسئولین عملا شاهد تغییرات محسوسی در این زمینه نبوده‌ایم. بسیاری از طرح‌ها و ایده‌ها تنها در حد حرف و حدیث و شایعه باقی مانده‌اند و بسیاری دیگر از پروژه‌های تایید شده نیز مراحل اداری خود را طی می‌کنند و نمود عینی در منطقه نیافته‌اند.

 فقر یکی دیگر از شرایط نامساعد و به تعبیر درست‌تر وخیم موجود در منطقه‌مان است. متاسفانه در اکثر قریب به اتفاق روستاهایمان همه‌ی ساکنین روستا عضو کمیته‌ی امداد امام خمینی (ره) می‌باشند و وضع معیشتی‌شان بسیار اسفبار است. این در حالی است که خاک منطقه مستعد بسیاری از فعالیت‌ها نظیر دامپروی، کشاورزی و … است و همت مسئولان شهر را می‌طلبد که با برنامه‌ریزی درست، جذب اعتبارات لازم و به کارگیری نیروهای متخصص و مدیریت صحیح منابع آبی منطقه رنگ فقر و محرومیت را از رخسار منطقه بزدایند. به عوامل نامساعد ذکر شده کیفیت پائین آموزش‌های مدارس (با توجه به رتبه‌ی شهر در آزمون‌های سراسری)، وضعیت نامناسب جاده‌های درون شهری و بین شهری، وضعیت بهداشتی نامناسب در روستاهایمان و … را نیز باید افزود.

در کنار این عوامل نامساعد،  بایستی به شرایط مساعد جذب کننده نیز اشاره کرد. برخلاف شهرستان مغان (گرمی) که به جرات می‌توان گفت جزو محرومترین شهر‌های استان و حتی کشور است، بسیاری از شهرهای کشور که پذیرای مردم مهاجر منطقه‌مان هستند، نظیر تهران، کرج، رشت، ساری و … در کنار فراهم نمودن امکان اشتغال برای افراد، دارای امکانات آموزشی، رفاهی، بهداشتی و … به مراتب بالاتری نسبت به شهر ما می‌باشند. فراموش نکنیم که هنوز هم که هنوز است شهر ما از نبود مکان‌های فرهنگی شدیدا رنج می‌برد. سینما و تئاتر برای مردم ما مقوله‌های غریبی هستند. گذراندن یک روز تعطیل در یک مکان فرهنگی یا یک مکان تفریحی سالم همچنان جزو نداشته‌های ماست و این چیزها همان‌هایی هستند که در کیلومترهایی نه چندان دور در اختیار مردمند.

عواقب مهاجرت

مردمی که از زندگی در یک مکان ناراضی‌اند، کوله‌بار خود را بسته و به امید یک زندگی بهتر راهی دیار غربت می‌شوند. ولی آیا مساله به همین سادگی است؟ عوامل متعددی در مهاجرت دخیلند که به پاره‌ای از آن‌ها اشاره می‌شود. هر چند که فرد بعد از مهاجرت احتمالا از شرایط شغلی و رفاهی بهتری برخوردار می‌شود اما تفاوت فرهنگ مبدا و مقصد همواره آزاردهنده است. علی‌الخصوص زمانی که این تفاوت در فرهنگ با تفاوت در زبان دو منطقه نیز همراه باشد. بسیاری از افرادی که در چنین شرایطی قرار می‌گیرند، توان رویارویی منطقی با این مشکلات را ندارند و ساده‌ترین و آسان‌ترین راه را در نادیده‌گرفتن زبان و فرهنگ خودی و گزینش فرهنگ و زبان مقصد به عنوان فرهنگ و زبان جدید خود می بینند. چه بسیارند کسانی که با وجود اینکه از مهاجرتشان به یک شهر دیگر زمان چندانی نگذشته است، به کل داشته‌های فرهنگی خود را فراموش کرده و با فرهنگ شهر جدید علی‌رغم وجود غرابت ذاتی، ابراز قرابت درونی می‌کنند! در اینجا لازم به ذکر است که نادیده گرفته شدن فرهنگ و زبان فرد با ایجاد احساس حقارت در او همراه می شود و چه بسا که تشکیل عقده‌ی حقارت اثرات روانی جبران‌ناپذیری بر روی فرد بگذارد. در این میان برخی دیگر در بسیاری از موارد این رویارویی با نوعی تضاد ارزشی با میل بازگشت به دوران گذشته همراه می‌شود، یعنی همان که اصطلاحا «تراژدی نوستالژی» نامیده می‌شود و طی آن فرد به مرور ذهنی خاطرات زندگی گذشته‌ی خویش می‌پردازد.

علی‌رغم تفاوت‌های زبانی و فرهنگی و مشکلات ناشی از آن، دوری از خویشاوندان و نزدیکان و گروه دوستان نیز می‌تواند زمینه‌ساز مشکلات عاطفی و روحی-روانی دیگری گردد. مشکلاتی که مخصوصا در ابتدای کار و به ویژه برای افراد کم سن و سال شدیدا بروز خواهد کرد. با توجه به اهداف این نوشته که نگاه کلی به مهاجرت دارد از عواقب مهاجرت به همین اثرات خلاصه شده اکتفا می‌کنیم.

و سخنی با مسئولان شهر

همانگونه که در ابتدای این نوشته نیز بدان اشاره شد سرشماری سال ۸۵  نسبت به سرشماری سال ۷۵ وجود رشد منفی در جمعیت شهرستان مغان (گرمی)، آن هم به میزان ۲۳ درصد که آمار فوق‌العاده بالایی است را نشان می‌دهد. مساله‌ای که برای مردم و مسئولین شهر بایستی به منزله‌ی تلنگری باشد. تلنگری که چشمانمان را بر وقایع و حقیقت‌های تلخ بگشاید. فراموش نکنیم که افزایش مهاجرت نتیجه‌ی ناگزیر افزایش فقر و محرومیت است. این در حالی‌است که پای سخن هر یک از مسئولین شهر که در طول سالیان گذشته پست، سمت و اختیاراتی داشته‌اند بنشینی خبر از تحولاتی می‌دهند که در دوران مسوولیتشان ایجاد کرده‌اند، هر یک ادعا دارند که وضعیت شهر در حوزه‌ی تحت اختیار آن‌ها به نحوی مطلوب بهبود یافته است ولی آیا چنین است؟ آیا نتایج سرشماری ۸۵ بیانگر عکس این مطالب نیست؟ آیا رشد منفی جمعیت شهرمان و مهاجرت‌های معمول به شهرهای مختلف کشور بیانگر پسرفت شهر کوچکمان گرمی نیست؟ چه کسری از افراد مهاجرت کرده از منطقه‌مان به دنبال آرزوهای دور و دراز بودند؟ آیا جز این است که آن‌ها خواهان حقوق حقه‌ی یک شهروند بودند؟ آیا جز این است که آن‌ها تنها به فکر رفاه و سعادت خانواده‌ی خود بودند؟ شک نکنید که در شرایطی برابر همگان زادگاه خود را به زیباترین و شیک‌ترین نقاط جهان ترجیح می‌دهند و زندگی در کنار همزبانان و افرادی که در یک فرهنگ و آداب و رسوم مشترک پرورش یافته‌اند بسی لذتبخش‌تر است.

آیا زمان آن فرا نرسیده که در نگرش‌هایمان تجدید نظر کنیم و دینی را که به مردم و مهمتر از همه به خاکمان داریم ادا کنیم؟ بی‌گمان این مردم از بسیاری از نداشته‌های خود نیز غافلند و این وظیفه بر دوش مسئولین شهر است که کاستی‌ها کمبودهای منطقه را در درجه‌ی اول شناسایی و در مرحله‌ی بعد برطرف کنند و با تشویق سرمایه‌گذاران جهت ارتقای همه‌جانبه‌ی شهرمان همت بگمارند و گرد فقر، محرومیت و نیاز را که زمینه‌ساز مهاجرت از منطقه است، از رخسارمردممان بزدایند.

تهیه‌ی مدل توسعه‌ی منطقه در وهله‌ی اول و استفاده از نخبگان شهرمان و تحصیل‌کردگان منطقه در خصوص این امر و التزام اعتقادی و عملی مسوولان شهرستان به اصل شایسته‌سالاری نکته‌ای است که باید مدنظر قرار گیرد. شفاف‌سازی عملکرد مسوولان و ارائه‌ی گزارش به مردم در حوزه‌ی فعالیتشان نیز حلال بسیاری از نواقصات خواهد بود. همچنین نقد منصفانه‌ی مسوولان و طرح‌ها و پروژه‌های در جریان شهرستان و پرهیز از هرگونه فرافکنی، عوام‌فریبی و کنش‌های پوپولیستی، می‌تواند راهگشای توسعه‌ی شهرستان باشد.

بیکاری موتور محرک ماشین نحس مهاجرت‌های اجباری شهرستان که بی‌گمان درصد بالایی از مهاجرت‌های منطقه را شامل می‌شود می‌باشد. اقدام درجهت مهیاسازی زیرساخت‌ها جهت ایجاد اشتغال و کاستن از میزان بیکاری منطقه بایستی مورد توجه قرار گیرد. شناسایی پتانسیل‌ها و استعدادهای منطقه، جذب اعتبارات دولتی و نیز ایجاد شرایط مناسب برای سرمایه‌گذاران بخش خصوصی جهت سرمایه‌گذاری در منطقه و حمایت از آنان و رسیدگی به مشکلاتشان تکلیفی است سنگین که بر دوش مسئولین شهرستان قرار دارد. اما بایستی همواره این نکتۀ اساسی را درنظر گرفت که بیکاری موجود در منطقه یک شبه به وجود نیامده است که یک شبه نیز سایۀ شوم خود را از منطقه برچیند.

سخن آخر اینکه شرع، عرف، علم، عقل و منطق حکم می‌کند که سطح زندگی مردم منطقه‌مان را در همه‌ی ابعاد مادی و معنوی ارتقا دهیم و توسعه‌ی پایدار اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی گرمی مغان و مردم مهربانش را پدید آوریم. مردمی که علی‌رغم کوتاه بودن دستشان از بسیاری از امکانات، به والاترین صفات و ارزش‌های انسانی آراسته‌اند. به امید روزی که مردم ما از آنچه که لایق آنند بهره‌مند گردند.

منبع : سایت بیرلیک

درباره این مطلب نظر دهید