انتخاب زبان

آخرین اخبار

بررسی لغت تبریز در بستر زبان تُرکی

ibrahim savalan134

اویان نیوز:

ابراهیم رشیدی (ساوالان)

حمدالله قزوینی در نزهت القلوب مدعی شده است که به دلیل بهبودی تب زبیده خاتون همسر هارون الرشید در شهر تبریز نام آن شهر را تب-ریز نهاده اند. وی تاریخ این واقعه را سال ۱۷۵ هجری ذکر کرده است[۱]. این گفته در حالی است که یاقوت حموی در شرح وقایع سال ۲۵ هجری، دوره ی خلافت عثمان بن عفان از حمله عبدالله بن شبیل احمسی به مغان، تبریز و تئیله سان و تصاحب غنایم فراوان از آن مناطق سخن می گوید[۲]. یعقوبی نیز در شرح وقایع سال ۱۴۱ هجری می نویسد: ابوجعفر، یزید بن حاتم مهلبی را والی آذربایجان تعیین نمود. او یمنی ها را به آذربایجان کوچاند. رواد بن مثنی ازدی در میان نخستین گروه مهاجران یمنی آذربایجان بود. رواد از تبریز تا بذ حکم راند[۳]. اسناد فوق نشان می دهد که صد و پنجاه سال قبل از داستان زبیده خاتون همچنان نام این شهر تبریز بوده است و نوشته ی قزوینی لاطائلاتی بیش نیست.

 علاوه بر اسناد فوق مشاهده می کنیم که در کتیبه سارگون دوم تبریز با عناوینی تاوری و تارماکیس نام برده شده است. لشکرکشی سارگون دوم به اراضی ماننا به سال ۷۱۷ قبل از میلاد بر می گردد. سارگون در کتیبه ی خود به وجود انبار غله، خیل اسب و انواع مواد غذایی در تاوری اشاره نموده است. فاوستوس بوزاند مورخ ارمنی هنگام شرح وقایع سال ۳۷۵ میلادی از لشکرکشی ساسانی ها به آتورپاتقان و ارمنستان یاد می کند و محل اردوگاه قشون ساسانی را تاوریز می نامد[۴]. سایر نویسندگان ارمنی نیز تبریز را بصورت تاوریز ثبت نموده و آن را انتقام یا محل انتقام ترجمه کرده اند.

 محمد حسین خلف تبریزی در برهان قاطع و سعید نفیسی در فرهنگ نامه ی پارسی تعابیر مختلفی برای لغت تبریز برشمرده اند که تنها به بغرنجتر شدن اتیمولوژی لغت تبریز منجر شده است. شاردن تاجر فرانسوی که در سال ۱۶۷۱ میلادی در تبریز بوده است در سفرنامه خود می نویسد من شهر دیگری را نمی شناسم که نامش به اندازه تبریز موضوع مناقشه باشد[۵]. از نظر احمد کسروی گفته ها و نوشته هایی که در خصوص نام تبریز اظهار شده اند همگی تهی از علم و بدور از منطق می باشند. وی می افزاید: من بعد از تحقیقات فراوان مفهوم لغت تبریز را نفهمیدم، برای همین تحقیقات خود را در این زمینه ادامه ندادم[۶].

نگارنده همسو با آلتای محمد اوف بر این باور است تحقیق در خصوص لغت تبریز بهتر است در بستر زبان ترکی صورت گیرد. از نظر ما عنصر بنیادی در لغات تاوری و تاوریز جز تاو کلمه می باشد که باید مورد بررسی و مداقه قرار گیرد.

محمود کاشغری در دیوان لغات الترک در دو مدخل سراغ لغت تاوار می رود. در صفحه ۲۲۹ تاوار مال جاندار و بی جان و در صفحه ۲۴۹ دارایی و اشیا ترجمه شده است[۷]. نقطه ی شروع ما درخصوص کلمه ی تبریز معانی نوشته شده توسط محمود کاشغری خواهد بود. تاوار در دو راستای دارایی و اشیای بی جان از قبیل کالا، املاک و انبار و اموال جاندار از قبیل شتر، دام، گله و طیور قابل بررسی است. جرارد کلاوزن در کتاب فرهنگ اتیمولوژیک ترکی ماقبل قرن سیزدهم(چاپ۱۹۷۲ آکسفورد) درخصوص لغت تاوار نوشته های محمود کاشغری را تائید کرده و می افزاید: از ترکی وارد روسی شده است در روسی متاع، کالا و مال معنی می دهد. تارقووات از آن مشتق شده و به معنی داد و ستد مال و تجارت می باشد. چنانکه می بینیم کلاوزن نیز معنی دارایی بی جان لغت تاوار را تائید کرده است. در خصوص اسامی شتر، دام، گله و طیور نگاهی اتیمولوژیک به اسامی ترکی این جانوران را ضروری می دانیم.

 لغت دوه(شتر) در ترکی قدیم بصورت تاوا و توه آمده است(دیل دنیز[۸] صفحه۳۱۸ و دیوان لغات صفحه ۵۳۵). آنچه که امروزه ما به آن تؤوله(و به اشتباه طویله) می گوییم، در کتاب دده قورقود بصورت تاولا و به معنی لغت عام گاو و گاومیش آمده است.

 دیل دنیز تائید می نماید که لغت داوار(عنوان عام گوسفند و بز) در ترکی قدیم بصورت تاوار آمده است(صفحه۴۵۱).

 تویوق(جمیع طیور) نیز در کتاب دده قورقود بصورت تاووق ذکر شده است که دیل دنیز نیز در صفحه ی ۳۰۶ آن را تائید می نماید.

 بنابراین لغت تاو عنصر بنیادی اسامی همه ی اموال جاندار نیز می باشد.

درخصوص تبدیل توه به دوه و نیز تاوار به داوار فرهنگ دیل دنیز به صراحت می گوید اغلب کلماتی که در آذری با حرف «د» شروع می شوند در لهجه های دیگر ترکی با حرف «ت» شروع می گردند. مثلا دوه و داش که به صورت توه و تاش تلفظ می گردند و در اکثر کلمات حالت ترکی قدیم نیز با حرف «ت» صحیح است(صفحه ۲۹۴). بنابراین باید تاوری معانی محل تجارت(بازار)، انبار، اموال، ثروت و دارایی را در خود داشته باشد.

 به باور ما تاوریز اسم جمع لغت مفرد تاوری می باشد که با پسوند جمع «ایز» همراه شده است. همچنانکه بن و سن در حالت جمع به بیز و سیز تبدیل شده است.

فرهنگ دیل دنیز در صفحه ۲۰۹ تاکید می نماید که حرف «ب» در  مواردی به حرف «و» تبدیل شده است. بنابراین تابریز و تبریز از منظر ما به معنی مکان هایی برای داد و ستد(بازارها)، خرید و فروش گله های احشام و انبارهایی برای نگه داری کالا و اشیا می باشد. نکته ی بسیار مهمی که در کتیبه سارگون دوم نیز بدان اشاره شده و هنگام فتح تاوری از تصاحب انبار غله، خیل اسب و انواع مواد غذایی سخن به میان آمده است.

منابع:

۱-         حمدالله قزوینی، نزهت القلوب، به کوشش محمد دبیر سیاقی، تهران، ۱۳۳۶ صفحه ۸۵

۲-         یاقوت حموی، معجم البلدان، تهران، ۱۳۴۴ جلد اول، صفحه ۱۷۵

۳-         یعقوبی، تاریخ یعقوبی، جلد دوم صفحه ۳۷۱

۴-         پروفسور سید آقا عون الهی، اورتا عصیرلرده تبریز شهرینین تاریخی، کؤچورن: پ. همت جو محمودآبادی، نشر یاران، تبریز ۱۳۸۵، صفحه ۴۱ الی ۴۳

۵-         شاردن، سفرنامه شاردن، ترجمه ی محمدلوی عباسی، تهران ۱۳۳۵، جلد دوم، صفحه ۴۱۲

۶-         احمد کسروی، آذری یا زبان باستانی آذربایجان، تهران ۱۳۰۴، صفحه ۱۰

۷-         محمود بن الحسین کاشغری، دیوان لغات الترک، برگردان به فارسی: دکتر حسین محمدزاده صدیق، نشر اختر، تبریز ۱۳۸۳

۸-         اسماعیل هادی، لغت نامه جامع اتیمولوژیک، ترکی- فارسی، دیل دنیز، نشر اختر، تبریز ۱۳۸۶

توضیح: این نوشته در دومین شماره نشریه آناوطن به چاپ رسیده است

یک نظر یرای این مطلب داده شده است

  1. Sağolun ibrahim bəy
    Sizə uğurlar arzulayıram

درباره این مطلب نظر دهید