به بهانه توهین عباس معروفی به دکتر رضا براهنی / افشار عباسی تقی دیزج - پایگاه خبری - تحلیلی اویان نیوز - پایگاه خبری – تحلیلی اویان نیوز به بهانه توهین عباس معروفی به دکتر رضا براهنی / افشار عباسی تقی دیزج - پایگاه خبری - تحلیلی اویان نیوز

انتخاب زبان

آخرین اخبار

به بهانه توهین عباس معروفی به دکتر رضا براهنی / افشار عباسی تقی دیزج

afsar

اویان نیوز : رشد و آگاهی از حقوق انسانی – اجتماعی و عدالت خواهی‌ ملیتهای غیر فارس زبان در این اواخر به مذاق خیلی‌‌ها خوش نیامده و شروع به انکار و توهین مللیت های غیر فارس زبان و روشنفکران آنان می کنند. گر چه توهین و انکارهای ایدئولوژیکی غیر فارس زبانان در تاریخ معاصر ایران کم نیست اما شنیدن این نوع توهمات نژادی از طرف شخصیتی ادبی و داستان نویس معاصر که خود قربانی استبداد حاکم می باشد وشاگرد مکتب ادبی دکتر براهنی ها می باشد، تعجب و نا امیدی در میان اصحاب قلم را افزایش داد و باعث انتقاد های فراوانی از طرف دوست داران ادب به این داستان نویس و به اصطلاح روشنفکر معاصر شد.

به دنبال آن با خود به تاریخچه و نقش روشنفکران در شکل دهی دموکراسی و دفاع از حقوق انسانی انسان ها  فارغ از هر کیش و مذهب فکر ‌کردم. تنها مدلی که شباهت بسیاری با موقعیت خودمان پیدا کردم ترکیه بود. به دستاوردهای ملت کرد در ترکیه فکر کردم  که چطور شد کردهای ترکیه با حداکثر ۵/۱ جمعیت کل کشور (خیلی‌ کمتر از ترکان ایران) و با روشهای غیر مسالمت آمیز (با حق یا ناحق بودنش کاری ندارم) برای بدست آوردن حقوق اولیهٔ فرهنگی‌ – اجتماعی خود از میللیت‌های غیر فارس زبان ایران پیشی‌ گرفته اند (اولین دانشگاه کردی زبان در دیاربکر، شبکه سراسری کردی زبان بدون اجباری کردن نصف ترکی‌ نصف کردی، حق دفاع در دادگاها به زبان کردی، اجازه ثبت حزب و فعالیت برای کردها و دیگر ائتنیک ها ….). با وجود اینکه که مساله خیلی‌ پیچیده تر از آن است که با یک فاکت به قضاوت نشست اما به نظر می آید وجود و رشد حلقه روشنفکری خود ترک زبانها در دفاع از حقوق کرد زبانها باعث پیموده شدن این راه دراز شده. نمونه وجود این حلقه روشنفکری را می توان در تمامی سطوح اجتماعی و سیاسی کشور ترکیه مشاهده کرد. وجود چندین روشنفکر، نویسنده ، کارگردان، بازیگر و حتی اسلام گرایان ترک زبان در حزب ب د پ کردها که بصورت رسمی در فضای سیاسی تورکیه  فعالیت می کنند(سیری ثریا نمایندهٔ پارلمان از حزب ب د پ)، پیش قدم شدن شخصیتهای شناخت شده  اعم از بازیگر، خواننده، نویسنده، مربی، سناریست و سیاستمدار ترک در حل مساله کردها با نام انسانهای عاقل، حمایت احزاب چپ و کمونیستی ترک از حقوق کردها (حزب کمونیست های ترک)، حمایت نویسندگان نامدار جهانی ترک از حقوق کردها و دیگر اقلیت ها (اورهان پاموک) ….. که تاثیر چندین سال فعالیت این حلقه روشنفکری ترکها علاوه بر جهت دادن به فضای سیاسی واذهان عمومی کشور سیاستمداران حزب عدالت و توسعه را هم مجبور به تن دادن به خواست های کردها کرد.

آقای  عباس  معروفی زمانی که ۸۰۰ سال پیش!!! آمدیم زبان مان ترکی بود!

نوع نگاه و تعریف ایدئولوژیکی از دوست و دشمن از طرف نظامهای حاکم و روشنفکران زمان در بدبین و یا خوشبین کردن اذهان عمومی به یک موضوع خاص در هر کشوری سهم به سزایی در شکل گرفتن حلقه های روشنفکری(مثبت یا منفی) در باره آن موضوع می شود. گفتمان ایران اهورایی – فارس محوری و توران دیو صفت و عرب ستیزی بر جای مانده از فردوسی قرن چهار هنوز بدون کوچکترین تغییری در ادبیات سیاسی روشنفکران فارس زبانان ما خودنمایی می کند و هر گونه ادبیات سیاسی تساهل جویانه در برابر ترک و عرب را کنار می زند. ترک و عرب ستیزی بین روشنفکران مسموم شده در این فضای آلوده به ایدئولوژی فارس محور در ابعاد مختلف خود را نمایان می کند. اگر ملی گرایی های بیمار گونه فارس محور دهه های قبل را نا دیده بگیریم که با شدت فراوان حتی تز جدایی نوزادان غیر فارس از مادر را پیشنهاد میکردند. امروز هم هالوی شاعر با اصرار تمام از نژاد پرستی بیمار گونه خود دفاع می کند، شجریان خوش بانک از ترک تورک های معترض به حادثه کاریکاتور از جغرافیای سیاسی ایران سخن میراند، حداد عادل منجمد شده در حلقه حاکمیت در مقابل خواسته دانشجویان تن‌ به قواعد بازی نمی دهد و تحصیل به زبان مادری را خواسته بیگانگان می‌داند. عباس معروفی ادیب و فرنگ دیده! ترک ها را هجوم آوران ۸۰۰ سال پیش!! می‌داند و رسمی شدن زبانی غیر از زبان فارسی را با تیپای مردگان جواب میدهد، اپوزوسیون های لوسانجلس نشین سرمست از احتشام ایران باستان اجازه تنفس به هیچ  تفکری در خارج از این دایره تنگ و مسموم را نمی دهند، اسلام گرایان موعود گرا زیر چتر ایران اسلامی، طرحی نو از آریایی گرایی فارسی تبلیغ می کنند. بطوریکه درتمامی سفارت خانه های ایران در خارج از کشور تبلیغ تخت جمشید و بیستون میشود و در کنار آنها حافظ و سعدی و البته فردوسی دیده می شود. در عجبم چرا حاکمان جمهوری اسلامی تصویر حرم امام رضا را به رخ خارجیان نمی کشند(قابل توجه آنانی که مدعی هستند جمهوری اسلامی تمثیل کننده اسلامیت و ارزشهای دینی هستند نه ملی گرایی ایران فارس محوری!). چندین مورد توهین و افترا از طرف ارگان ها و مقامات رسمی کشور(رئیس جمهور، وزیر، امام جمعه، نماینده مجلس…) به مللیت های غیر فارس زبان به خصوص ترک زبانان (نظر سنجی صدا و سیما، سریال ها و جریان کاریکاتور و جکهای تحقیر آمیز )…و صدها مثال دیگر که هر خواننده با وجدان سالم بیشتر از من در حافظه خود از این مللی گرایی بیمار گونه فارس محوری در ذهن دارد. شدت این نژاد پرستی فارس محور به حدی است که به نماینده مورد تایید شورای نگهبان ولی فقیه اجازه قرائت ۲ بیت شعر ترکی در مجلس را نمی دهد. هنوز آزاد گذاشتن صحبت با زبان مادریمان در خانه مان منتی بزرگ بر سرمان می باشد! و سکوت همیشگی روشنفکران فارس حاکی از فخر فروشی یک گفتمان  زبانی حاکم در ایران می باشد! (اگر دفاع مقطعی جلال آل احمد را نادیده بگیریم).

علاوه بر این در رفتار شناسی انسانها با نوعی از هویتهای کاذب اکتسابی برخورد میکنیم که شخص آن را با قرار گرفتن در موقعیت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خاصی ( مثل نویسندگی، کسب مقام ورزشی، رسیدن به یک مقام سیاسی ) بدست می آورد و برای تداوم شخصیت اجتماعی مصنوعی کسب کرده قدم در راه حفظ و دفاع غیر منطقی از آن هویتهای کاذب می گذارد. این هویت های کاذب به صورت اتوماتیک وار از فضای درست شده بوسیله حاکمان، سیاستمداران و روشنفکران به شخص انژکته می شود. نمونه فراوان این نوع الیناسیون ها و آسیمیلاسیون ها را در شخصیت های ورزشی این اواخر می بینیم. در بحث جامعه شناسی این بر میگردد به تنظیم رفتار در مقابل دومینیانت های اجتماعی_سیاسی حاکم برجامعه در شرایط ناجور با رفتارهای دوگانه! ویا به تعبیری فرصت طلبی …

آقای عباس معروفی هم با کتابهایش اسم در آورده و زبانی که در کتاب هایش به کار برده فارسی می باشد. برای حفظ شخصیت اجتماعی بدست آورده از نوشتن آن کتاب ها یا باید هر چه غیر فارس هست را نیست کند و یا باید مثل دکتر رضا براهنی آن قدر ظرفیت داشته باشد که با آن همه فارسی نویسی به وظیفه روشنفکری خود عمل کند و در کنار حق و عدالت در مقابل استبداد حاکم از هر نوعی بایستد. به نظر میرسد آقای معروفی راه پر اسم و رسم را انتخاب کرده و مثل تمامی روشنفکران سلفی فارس زبان خویش (به استثنای جلال آل احمد) چشم خود را بر حقایق بسته و شروع به بی احترامی به بزرگ خود میکند.

به عبارتی روشنفکری در ایران هنوز به آن درجه از شعور و بلوغ فکری نرسیده که فارغ از دین، کیش، زبان به وظیفه روشنفکری خود بپردازد. روشنفکر ما هنوز بلوغ روشنفکر قرن ۱۹ فرانسه را پیدا نکرده که یاد بگیرد می شود فرانسوی شد و در جبهه های حق در کنار الجزایری ها علیه استبداد فرانسه جنگید و امروز امثال عباس معروفی ها به ما یاد می دهند  که راه درازی برای روشنفکر شدن و عمل کردن به وظیفه روشنفکری در جامعه ایران داریم. چه بسا کسانی مثل من حسرت و حیف گذاشتن اون همه زمانی را می خورند که صرف خواندن رجز مردگان آقای معروفی ها و یا دیگر کتابهای روشنفکران بی مسئولیت  کردند.

درباره این مطلب نظر دهید