انتخاب زبان

آخرین اخبار

توسعه پایدار و زبان مادری

jale tebrizi

اویان نیوز:

ژاله تبریزی

در دوره جهانی شدن، درحالی که اقتصاد، سیاست و ارتباطات، جهانی شده است و دنیا به یک دهکده تشبیه می شود، توسعه پایدار تنها می تواند در رابطه مستقیم با جامعه جهانی، معنی و مفهوم داشته باشد. اصطلاح خودکفائی که در گذشته پایه استقلال و توسعه نامیده می شد اکنون به یک اصطلاح ضد توسعه ای تبدیل شده است زیرا تولید داخلی هر آنچه که از نظر اقتصاد کلان در دراز مدت به صرفه نیست می تواند ضررهای جبران ناپذیر به اقتصاد ملی، نیروی انسانی و محیط زیست بزند .

استفاده از تکنولوژی و ابزار مدرن نیز زمانی که با فرهنگ مدرنیته همراه نباشد می تواند بحران های حاد اجتماعی ایجاد کند. حکومت محمد رضاشاه گواه صادق این مدعاست که می خواست بدون مدرنیته یعنی آزادی ، دموکراسی ، شرکت دادن مردم در اداره امور کشور و برسمیت شناختن حقوق جمعی همه مردم ، ایران را به دروازه تمدن بزرگ برساند ولی جامعه بدون گشایش سیاسی آمادگی جذب توسعه فنی صرف توسط کارشناسان خارجی را نداشت لذا هم آزادیخواهان علیه دیکتاتوری شاه شورش کردند وهم بازار و روحانیون سنتی در صف مخالفین قرارگرفتند و شرایط انقلابی فراهم شد.

در جهان امروز توسعه پایدار، روی سه موضوع اساسی و عمده ،یعنی توسعه اقتصادی، پیشرفت اجتماعی و ارتباط آن با محیط زیست تعریف می شود. برای نخستین بار در سال ۱۹۸۷ خانم گرو برانتلند([۱])نخست وزیر نروژ برای توسعه جهانی از عبارت توسعه پایدار استفاده کرد. در توسعه پایدار نخست باید کیفیت زندگی انسانها را بهبود بخشید و ثانیا قابلیت زیست کره زمین را حفظ کرد . در مورد ارتقای کیفیت زندگی انسان سیاست های توسعه به گونه ای باید تدوین شود که سلامت جسم و روان ، امکانات آموزشی پرورشی ، بهداشتی و امنیتی انسانها تامین گردد.

توسعه پایدار چهار بعد اساسی دارد این ابعاد چهارگانه عبارتند از:

اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست محیطی و متذکر می شوم که توسعه پایدار در هر کشور ، جامعه ، فرهنگ و حتی در هر موقعیت و در طول زمان متفاوت است به همین دلیل در حالی که توسعه پایدار یک چالش جهانی است ، راهکارهای عملی فقط می تواند به صورت ملی، محلی و بومی تعریف شود. رویکردهای توسعه پایدار انعکاسی از تنوع چالشهای اجتماعی ، اقتصادی ، زیست محیطی و سیاسی است که کشورهای مختلف با آن مواجه اند و تفسیر های متعدد و مختلف از توسعه پایدار از عقاید و علائق مختلف مشتق می شود.

توسعه اقتصادی ،اجتماعی و سیاسی باید به موازات هم انجام بگیرد و گرنه نتایج عکس به بار می آورد . در اغلب کشوها رشد ناموزون ساختار موجود جوامع را تخریب کرده و مانع تکامل طبیعی و تدریجی آن شده است به عنوان مثال جمهوری اسلامی بدون برنامه ریزی علمی و صرفا برای عوام فریبی بعد از پایان جنگ ایران و عراق عمده سرمایه گذاری و ایجاد صنایع را در چند استان مرکزی کشور متمرکز کرد و استان های پیرامون را که عموما و جامعه ملل غیرفارس است درحالت عقب ماندگی نگاهداشت که این امر باعث پیدایش جنبش های گریز از مرکز گردید و حکومت در مقابه با آنها به سرکوب متوسل شد و باین ترتیب شکاف بین مرکز و پیرامون روز بروز عمیق ترگردید . توسعه یک منطقه نباید به بهای ویرانی مناطق دیگرتمام شود .

توسعه پایدار در حقیقت با یستی قبل از هر چیز به توسعه نیازهای انسان نیز جواب گو باشد. نیازهایی که برای بقای انسانها ضروری است. آموزش و پرورش ، و دراین میان آموزش به زبان مادری یکی از اصول کلیدی و پایه ای توسعه پایدار است و آگاهی در این زمنیه چشم انداز توسعه پایدار است. در دنیای امروز طراحان آموزش و پرورش برای توسعه پایدار حفظ تنوع فرهنگی و زبانی را مبنای سیاستهای خود قرار می دهد.

ایرینا باکووا دبیر کل یونسکو درپیام خود به مناسبت پانزدهمین سالگرد روز جهانی زبان مادری به این امر مهم صحه گذاشت و درسال ۲۰۱۵ آموزش به زبان مادری را یکی از الزامات توسعه مطرح کرد. برابر با اطلس یونسکو هم اکنون ۲۰ زبان و لهجه در ایران در حال مرگ و نابودی می باشند و بنا به گفته سازمان ملل متحد درحال حاضر ۶۷۰۰ زبان در دنیا درخطر نابودی هستند . سازمان ملل برای نجات این زبان ها بودجه هنگفتی را اختصاص داده است ویونسکو برای زنده کردن زبانها و فرهنگها در تلاش است زیرا با مرگ هر زبان، تاریخ و فرهنگ یک ملت نیزازبین میرود . گفته میشود برای از بین بردن ملتی کافی است زبان و فرهنگش را از بین برد. بنابراین دفاع از تنوع زبانی ، انتقال فرهنگ و زبان ملتها به نسلهای بعدی یکی ازچالشهای توسعه پایدار است. امسال (۲۰۱۵) سازمال ملل درماه سپتامبر تعریف جدیدی ازتوسعه پایدار ارائه خواهد داد.

دراین نوشته هدف اصلی من در رابطه با توسعه پایدار توضیح ضرورت تحصیل به زبان مادری در ایران است که بیش از ۷۰ در صد جمعیت آنرا ملتهای غیر فارس تشکیل میدهند .زیرا وقتی انسانها نتوانند براحتی وبا زبان مادری خود باسواد شوند نمی توانند درتوسعه پایدارنقش اساسی بعهده بگیرند بدینجهت اهمیت آموزش بزبان مادری درامر توسعه صد چندان می شودیعنی توانا بود هرکه دانا بود.

 زبان مادری اولین عامل درشکل گیری شخصیت، فرهنگ وهویت فرد می باشد انسان به زبان مادری فکرمیکند ومی اندیشد، عواطف خودرا بیان می کند . مجمع عمومی سازمان ملل در ۱۷ مه ۲۰۰۷ قعطنامه ای را تصویب کرد که به موجب آن کشورهای عضو قبول کردند از سیاستی پیروی کنند که آن سیاست در جهت نه فقط حفظ حق انسان نسبت به زبان مادری بلکه تلاش در جهت حفظ زبان هائی که در حوزه ی افتدار آن دولت هستند نیز می شود.

 زبان مادری حقی است که مادر به فرزندش می دهد کودک با این زبان درشکم مادر رشد را آغاز می کند و این زبان را از گهواره با خود دارد ، زبان خانواده ومادرش است که اورا به دنیا آورده است و بالاخره این زبان “هویت” او است . اما زبان مادری او توسط خودکامگان در اولین قدمهای رشدش از او سلب می گردد و با نام آموزش و پرورش، پرورش او درموقع ورود به مدرسه در نطفه خفه می شود کودک اعتماد به نفس خود را از دست می دهد، زبان مدرسه برایش از همان ابتدا تبعیض را دیکته میکند ، اهمیت فرهنگ و زبان شیرین مادری برایش بی ارزش می گردد، از همان ابتدا جنگ روانی بین زبان مادری و زبان زور را آغاز می کند و در این فضای نا امن تحصیل دشوار و لذت آموختن تلخ می شود.

کودک مهارت های خود را پنهان یا از دست می دهد. او با ید هم نوشتن کلمات را یاد بگیرد و هم خود و معنی کلمه را اما اگر کودک از همان ابتدا به زبان مادری تحصیل کند، خلاقیت هایش رشد می کند یادگیری توام با شوق و ذوق خواهد بود و یادگیری زبان دوم برایش آسانتر و با اشتیاق همراه خواهد بود. من فقط به جزئی از مشکلات عظیم کودکان غیر فارس اشاره کردم ، کودکان ما این دوران زیبا را با تلخی سپری میکنند و با نا برابری ها از همان ابتدا آشنا می شوند.

متاسفانه امروز در مقابل خواسته بر حق ملل غیر فارس یعنی تحصیل به زبان مادری، جمهوری اسلامی ایران و اپوزیسیون آن ما را تجزیه طلب می نامند و این مسئله گاهی به حقوق بشر نیز کشیده میشود که خود خطری است برای حقوق بشر. در واقع از نظر من آن گونه از همبستگی ملی که متضمن حذف دیگری های ناهمساز با انگاره های فرهنگ برتر است ،خود مروج جدائی طلبی است و جدائی طلبی محصول سر کوب و نفی و انکار حقوق واقعی غیرفارسها است.

 جامعه بین المللی اهمیت و ضرورت آموزش به زبان مادری را پذیرفته و آن را به عنوان یک حق اساسی بشری به رسمیت شناخته است از جمله می توان به اعلامیه سازمان ملل متحد درباره حقوق مردمان بومی که در ژوئن ۲۰۰۶ تصویب شده است ، ماده ۲۷ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب ۱۶ دسامبر ۱۰۶۶، ماده ۳۰ کنوانسیون حقوق کودک مصوب ۲۰ نوامبر ۱۹۸۹ مجمع عمومی سازمان ملل متحد، مواد مختلف از جمله بندهای ۳ و ۴ ماده ۴ اعلامیه حقوق افراد متعلق به اقلیتهای قومی، ملی، مذهبی و زبانی اعلامیه مصوب ۱۸ دسامبر ۱۹۹۲ مجمع عمومی سازمان ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق زبانی مصوب سال ۱۹۹۶ در ۵۲ ماده مبسوط تهیه و تدوین شده است که در آن تمامی جزئیات مربوط به حمایت از زبان قومیت‌ها و تکالیف دولت‌ها در این خصوص قید گردیده است، بندهای سه گانه منشور زبان مادری مصوب سال ۱۹۹۶ یونسکو در مورد حق تحصیل به زبان مادری و تکلیف دولت‌ها در قبال آن می‌باشند. جمهوری اسلامی ایران هیج کدام از معاهدات بین المللی در مورد زبان مادری رانه تنها رعایت نکرده است بلکه سیاست‌های آسیمیلاسیون اجباری و برنامه‌های آموزشی آن برضد این معاهدات بوده است.

زبان مادری یک حق ابتدائی و اساسی فرد در هر جامعه ای می باشد و حق دارد به زبان مادری خود تحصیل کند . زبان از لحاظ اجتماعی وسیله ارتباط بین افراد جامعه و از لحاظ سیاسی هویت ویژه ملتها و مشخصه اصلی حفظ موجودیت هرملتی است.

دولت مرکزی ایران آموزش به زبان مادری را در قانون اساسی به رسمیت شناخته است (اصل ۱۵ قانون اساسی) و ملزم به اجرای آن است. عدم تحصیل به زبان مادری نه تنها در صد بیسوادی را در مناطق مرزی بالا برده بلکه سازمان نهضت مبارزه با بیسوادی را نیز در تلاش برای ریشه کن کردن آن عاجز نموده است. علی باقری رئیس نهضت مبارزه با بیسوادی می گوید([۲]) که در سر شماری سال ۱۳۹۰ باسواد ترین استانها ، تهران ، اصفهان ، البرز و مازندران و.. شناخته شده اند و بی سواد ترین استانها ، استان سیستان و بلوجستان، آذربایجان غربی، کردستان، لرستان و خراسان جنوبی می باشد . به گفته ایشان این بیسوادی منشاء خسارت است و افراد نمی توانند با توسعه پایدار ارتباط مستقیم بر قرار کنند .

به گزارش جوان پرس در استان آذربایجان غربی۳۲ درصد مردم بی سواد هستند([۳] ) بنا به اعلام معاون سواد آموزی اداره کل آموزش و پرورش استان ۳۲ درصد بی سوادان بالای ۶ سال را مردان و بیش از ۶۶ درصد را زنان تشکیل می دهند و استان آذربایجان غربی در امر مبارزه با بیسوادی در رده ۲۹ و ۳۰ قرار دارد.

ترک تحصیل در دوره ابتدایی، رفوزه شدن های مکرر در دوره دبیرستان و همچنین قبولی حد اقل در کنکور سراسری باعث عقب ماندگی غیر فارس ها در دراز مدت می شود که در نود سال گذشته این امر اتفاق افتاده است.

آمارهای زیادی از کودکان در روستاهای آذربایجان شرقی وجود دارد که در دوران ابتدائی ترک تحصیل می کنند و دیگر قادر به برگشتن به مدرسه و ادامه تحصیل نیستند . با توجه به این امرباید از خودپرسید تا کجا این وضعیت ادامه پیدا خواهد کرد انگار با سواد شدن فقط به زبان فارسی میتواند انجام گیرد و نه با زبانهای دیگر. زبان عربی ، زبان آموزشی وعلمی دربیست دوکشورو زبان ترکی ، زبان آموزشی و دانشگاهی درهفت کشور دیگر است .

وحشت از زبان مادری دربین برتری طلبان و تمامیت خواهان آن اندازه بالاست که آنها را از قدرت فکرکردن بازمیدارد . محمد خاتمی وحسن روحانی هر دو از آرای اکثریت مردم اعم از ترک و کرد و فارس و بلوچ و عرب و ترکمن ، برای انتخاب شدن استفاده کردند و قولهای فراوان دادند ولی قادر نبودند یکی از آن وعده ها را بر آورد کنند به همین جهت اعتماد مردم از آنان سلب شد.

بی توجهی به خواسته های ترک ها، ترکمن ها، بلوچ ها، کردها ، عربها و قشقائی ها و.. به حدی است که بعد از ۳۶ سال حکومت جمهوری اسلامی ایران نتوانسته اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی را اجرا کند . هم حکومت جمهوری اسلامی و هم اکثریت اپوزیسیون آن، از کثیرالمله نامیدن کشورایران وحشت دارند .

فعالین آذربایجانی به خاطر مبارزه مدنی شان برای تحصیل به زبان مادری ، حقوق ملی فرهنگی و محیط زیست در زندان ها هستند. نگاه امنیتی به مسئله غیر فارس ها توسط جمهوری اسلامی ایران همچنان ادامه دارد و آنها را تحریک می کنند که برای خواسته های به حق خودشان به خشونت متوسل شوند.

ستم مظاعف بر ملیت ها و قومیت های مختلف و متنوع در ایران، درست مانندِ ستم فرهنگی جمهوری اسلامی بر زنان می باشد.

تاکید می کنم که ایران کشوری است کثیرالمله متشکل از ملتهای بلوچ، ترکمن، ترک، عرب، کرد، فارس، قشقائی و… کشور ایران از یک ملت واحد تشکیل نشده بلکه از ملتهای متنوع تشکیل شده است. رشد هویت طلبی در بین ملتهای غیر فارس یک واقعیت عینی است و اکثر جوانان را به خود جذب کرده است این نیروهای جوان نمی خواهند از یکطرف مانند پدران و مادران خود در تبعیض زندگی کنند و از طرف دیگر رفتارهای ناشایست ، غیردموکراتیک ، خشونت آمیز و تحقیرکننده ی این ملل ، جنبشهای هویت طلبی را بیش از بیش رادیکال می کند.

به این نکته مهم نیز باید اشاره کنم که بیشتر احزاب و سازمانهای سیاسی امروز، حقوق بشر و کنوانسون های سازمان ملل را سر لوحه برنامه های خود قرار میدهند ولی وقتی قعطنامه هائی برای دفاع از حقوق بشر در ایران صادر می کنند، از ابتدائی ترین خواسته ملل غیر فارس در ایران که تحصیل به زبان مادری است نه تنها دفاع نمی کنند بلکه اشاره به این مساله مهم را تجزیه ایران تلقی می کنند.

یادآوری می کنم که خواسته های ملل غیر فارس در مصوبات سازمان ملل نوشته شده است حق تعیین سرنوشت، حق تحصیل به زبان مادری ، در همه این بیانیه ها و مصوبات آمده و موارد تبعیض و راسیسم هم تعریف و مشخص شده اند.

  ——-

[۱]ـ Gro Harlem Brundtland,

 [۲]ـ خبر گزاری شبستان شناسنامه خبر ۴۲۷۳۹۶ به تاریخ ۸|۱۰|۱۳۹

[۳] سایت تحلیلی جوان پرس تاریخ انتشار۱۸|۱۰|۱۳۹۳ ـ ۱۳۹۳

منبع: سایت تریبون

درباره این مطلب نظر دهید