انتخاب زبان

آخرین اخبار

جنبش‌های دانشجویی؛ تلألؤ تلاطم هویتی

dariyush elmi

اویان نیوز:

داریوش علمی

از گفتمان‌های متداول سیاسی- اجتماعی جامعه‌ی ما و از مهم‌ترین و مؤثرترین زیرشاخه‌های جنبش‌های اجتماعی در دهه‌های اخیر، جنبش‌ دانشجویی است که پس از حوادث دهه‌ی ۶۰ میلادی آلمان و فرانسه تغییرات سیاسی در این کشورها را سبب شد، اهمیت زیادی پیدا کرده، شایسته‌ی تحلیل وبررسی پژوهشگران ومتفکران گشت. از دگرسو این جنبش در چهار دهه‌ی اخیر در ایران خود را بسیار فعال و قدرتمند نشان داده ‌است که بی‌شک ضربات شدید این جنبش در  دهه‌های ۴۰ و ۵۰ بر پیکره‌ی رژیم پهلوی از اصلی‌ترین عوامل فروپاشی این رژیم بوده است. بررسی این جنبش‌ها و توجه به علل و انگیزه‌‌های ایجاد و تکامل آن‌ها و کارکرد آن‌ها از مهم‌ترین مسائل پیش روی بازیگران آن‌ها، جامعه‌شناسان و روشنفکران می‌باشد. این مقاله سعی بر آن دارد با توجه به تعریف‌ جنبش‌های اجتماعی تعریفی از جنبش‌های دانشجویی ارائه دهد، خصوصیات و ویژگی‌های این جنبش، تفاوت‌های اساسی آن با سایر جنبش‌های اجتماعی را بیان کرده و به بررسی هویت این جنبش‌ها و علل انحطاط و معضلات آن بپردازد.

جنبش‌های اجتماعی و دانشجویی

از نظر آنتونی گیدنز جنبش‌های اجتماعی را می‌توان کوشش جمعی برای پیشبرد منافع مشترک یا تامین مشترک از طریق جمعی خارج از حوزه‌ی نهادهای رسمی تعریف کرد. این کوشش جمعی که معمولا داوطلبانه و یا به ‌صورت برنامه‌ریزی‌شده روی می‌دهد در صدد  ایجاد تغییر و تحول است؛ این تحول با توجه به اهداف جنبش می‌تواند تحولاتی در سطح فکر و اندیشه تا دگرگونی نظام اجتماعی، سیاسی و اقتصادی باشد. افرادی که در این جنبش‌ها حضور می‌یابند دارای جهت‌گیری مشخص با اهدافی معین هستند که به طور آهسته این حرکت نوپا را به یک حرکت منظم و منسجم تبدیل می‌کنند و تحت گفتمانی غالب بسوی اهداف و آرمان‌هایشان حرکت می‌کنند. جنبش‌های اجتماعی با دو ویژگی مورد شناسایی قرار می‌گیرند: ایدئولوژی و استراتژی. ایدئولوژی جنبش عامل گرد‌هم‌آمدن اعضای جنبش است. ایدئولوژی نه تنها وضع موجود را مورد انتقاد قرار می‌دهد بلکه اهداف جنبش و روش‌های نیل به آن را نیز روشن می‌سازد. استراتژی‌ها و برنامه‌هایی که جنبش‌های اجتماعی برای رسیدن به‌ اهداف خود در پیش می‌گیرند بسیار متنوع است.

جنبش‌های اجتماعی معمولا در شرایط تبعیض به‌وجود می‌آیند، یعنی اگر تبعیضی نباشد معمولا حرکتی به‌وجود نمی‌آید. جامعه‌شناسان معتقدند که برای شکل‌گیری جنبش تنها تبعیض کافی نیست، بایستی شرایطی به‌وجود آید که بتوان این تبعیض را تفسیر نمود. جنبش‌های اجتماعی زمانی متجلی می‌شوند که بخشی از اعضای سازمان‌یافته‌ی جامعه درصدد برآیند تا در یکی از عرصه‌های اجتماعی منشا تغییر شوند یا از تغییرات در حال وقوع جلوگیری کنند. اگر اوضاع اجتماعی به گونه‌ای باشد که افراد احساس ناآرامی، بیقراری، تنهایی، سرخوردگی و بیگانگی کنند و در یک کلام نسبت به بخشی از کارکردهای جامعه انتقاد داشته باشند، برای پاسخگویی به این مسائل در جنبش‌های اجتماعی شرکت می‌کنند. جنبش‌های اجتماعی از پایداری بالاتری برخوردارند؛ بنابراین از بعضی رفتارهای جمعی همچون اعتراض‌های پراکنده، آشوب و شورش متمایز می‌شوند.

علمای علوم اجتماعی تولد و سیر تکاملی جنبش‌های اجتماعی را معمولا به چهار بخش زیر تقسیم می‌کنند:

۱٫ مرحله‌ی ناآرامی (نارضایتی عمومی از کارکرد بخشی از نظام یا کلیت آن و طرح انتقادها)

۲٫ برانگیختگی (گرد هم آمدن افراد ناراضی)

۳٫ قالب‌ریزی (ایجاد ساختارهای نوین و شفاف‌سازی اهداف جنبش)

۴٫ البته همه‌ی آن‌ها پیشرفت یکسانی ندارند؛ با این‌که این جنبش‌ها در یک دوره‌ی بحرانی آغاز می‌شوند ولی به میزان‌های مختلف رشد می‌کنند و در نهایت یا محو می‌شوند و یا نهادینه می‌گردند. بنابراین اگر جنبش‌ها بعد از مرحله‌ی قالب‌ریزی محو نشوند و به حیات خود در عرصه‌ی اجتماعی ادامه داده و نظام حاکم را نسبت به اهداف خویش متقاعد یا مجبور سازند، جنبش به مرحله‌ی ۴ یعنی نهادینه شدن وارد شده‌است. در این مرحله جنبش اجتماعی موفق به کسب نتیجه می‌شود.

مفاهیمی چون حرکت، جنبش، جوانی، پیشرفت، آرمانگرایی و… در مجموعه‌ای تودرتو به‌هم پیوند خورده و جنبشی را تحت عنوان جنبش دانشجویی به وجود می‌آورد. این جنبش با ویژگی‌های منحصر به فرد خود، به عنوان موثرترین فعالیت‌ها جهت اعتراضات و ایجاد تحولات در زمینه‌های مختلف به‌شمار می‌آید. در این جنبش نیز مجموعه‌ای از دانشجویان به‌صورت داوطلبانه حرکتی جمعی را برای ایجاد تغییر و تحولات در سطح جامعه صورت می‌دهند. تغییرات مورد نظر ممکن است در حیطه‌های مختلف صنفی، فرهنگی، ارزشی، اقتصادی، سیاسی و… باشند. شاید بهتر است به پیروی از مارکوزه جنبش دانشجویی را یک عامل شدت‌بخش برای اعتراض و جنبش عمومی بدانیم. در کل  جنبش دانشجویی کوششی است در راستای رسیدن به اهداف و آرمان‌های مشترک که با شبکه‌های تعامل غیررسمی انجام می‌شود و در کل دارای رهبری مشخص نیست، اما باید دارای حداقلی از تشکیلات و سازماندهی باشند که بتوانند در مواقع حساس کنش و واکنش نشان دهند.

فعالیت‌ها و جنبش‌های دانشجویی را می‌توان عمدتا در دو قالب صنفی و اجتماعی- سیاسی دسته‌بندی نمود. فعالیت‌های صنفی زمانی صورت می‌گیرد که عده‌ای از یک قشر خاص حول منافع مشترک خود دست به فعالیت بزنند، در این حال این قشر بسته به جمعیت خود می‌تواند در اکثریت یا اقلیت اجتماعی قرار بگیرد. در دانشگاه‌ها حرکت‌های صنفی منحصرا به مسائلی مربوط می‌شود که دانشجو بودن در آنها دخیل است؛ برای مثال مشکلات آموزشی بارها منجر به گردهمایی و اعتراضات دانشجویان شده است که هر از گاهی محیط دانشگاه را متشنج می‌کند بدون آن‌که تاثیری خاص روی اقشار دیگر جامعه داشته باشد. هر عمل جمعی لزوما جنبش، و هر عمل جمعی دانشجویان لزوما جنبش دانشجویی نیست. عمل جمعی دانشجویان می‌تواند شامل فعالیت‌های دانشجویی، تحرکات دانشجویی و مبارزات دانشجویی باشد که می‌توانند جنبش دانشجویی هم محسوب نشوند، ولی هرکدام از این‌ها  قابلیت تبدیل شدن به جنبش را دارند و همچنین می‌توانند زمینه‌ساز آن گردند.

باورها و تعلقات خاص مشترک جنبش دانشجویی سبب شگل‌گیری هویت جمعی دانشجویی گردیده و سبب انسجام و همبستگی موثر و کارآمد در جهت فعالیت‌ها می‌شود. جنبش دانشجویی بر اساس شرایط حاکم بر دانشگاه و جامعه، ایدئولوژی خاصی را دنبال می‌کند که تعیین کننده‌ی اهداف و آرمان‌ها‌ی جنبش است. جهت‌گیری و آهنگ حرکت، توسط آن مشخص می‌گردد و وفاداران را از مخالفان جدا می‌کند.

خصوصیات و ویژگی‌های جنبش‌های دانشجویی

جنبش دانشجویی از آن‌جا که ثمره‌ی نوعی تلاطم هویتی است اصیل و بنیادین بوده و ماهیت آن خودجوش و مستقل است. دغدغه‌ی هویت‌خواهی و ‌آرمان‌گرایی دانشجویان باعث شده است که چیزهای غیرممکنی را بخواهند (شعار دانشجویان فرانسوی در می ۱۹۶۰ آغازگر جنبش دانشجویی در دنیا شد: “عاقل باش و آن‌چه غیرممکن است را طلب کن!”). دانشجو دارای تفکری انتقادیست، اعتراض و انتقاد نسبت به هر ‌آن‌چه که به نظرش ناموزون آید، به هر چیزی که باید نباشد و هست و برعکس. اصولا جنبش دانشجویی در پی نقد قدرت و اعتراض علیه ستم حاکم و جستجوی راه‌های ارتباط با سایر طبقات اجتماعی به قصد توانمند‌سازی جامعه‌ی مدنی برای تضمین آزادی، عدالت و دموکراسی است. کار جنبش دانشجویی صرفا اقدام به عمل اعتراضی نیست؛ بلکه فرهنگ‌سازی برای مشارکت دادن لایه‌های بیشتری از طبقات گوناگون اجتماعی در سرنوشت خود وجامعه؛ از رسالت‌های آن است. این هویت حتی در دوران حاکمیت دموکراتیک تعطیلی‌پذیر نیست.

فعالان جنبش جزو قشر روشنفکر جامعه تلقی می‌شوند و به تناسب نقش خود دارای دغدغه‌های انسانی، فرهنگی، اجتماعی هستند که با توجه به آن به موضع‌گیری در رابطه با مسائل حساس دانشگاه، جامعه‌ی خود و جامعه‌ی جهانی اقدام می‌کنند. این افراد استقلال خود را از منابع قدرت حفظ می‌کنند و به هیچ وجه حاضر به ورود در قدرت نیستند و به اصطلاح بیرون از سیاست هستند و در عین موضع‌گیری از گروه و جریان خاصی جانبداری نمی‌کنند؛ حتی به گروه‌ها و جریان‌هایی که در راستای آرمان آن‌ها عمل کنند، وابستگی ندارند و این به آن جهت است که این گروه‌ها و جریان‌ها شیر کنترل آرمان‌ها و اهداف آن‌ها نباشند.

از تفاوت‌های عمده‌ی این جنبش با سایر جنبش‌ها این است که درصدد ایجاد تحولات و یا اعمال فشار جهت کسب منافع گروه خاصی نبوده و خواستار قدرت نیست؛ بلکه در پی فضاسازی و فشار برای پیدایش تغییرات در جهت منافع عمومی جامعه است. این جنبش‌ها معمولا میان دوره‌های بلند مدت نهفتگی و کوتاه مدت کنش شدید در نوسان هستند.

هویت در جنبش‌های دانشجویی

نخستین مقوله‌ای که در راستای تامل پیرامون هویت جنبش دانشجویی باید مطرح شود شناخت معنای هویت و عوامل سازنده‌ی آن است. هویت در علوم انسانی دربردارنده‌ی صفت یا صفاتی است که انسان به خود نسبت می‌دهد و بر اساس آن‌ها خود، جامعه، تاریخ و کلیت هستی را تفسیر و معنا می‌کند. به تعریفی دیگر هویت مفهومی است که از عناصر پایا و پویا تشگیل گردیده ‌است که موجب شناسایی فرد در مقابل دیگران می‌شود؛ احساس تعلق به کلیتی فراگیر. بدین جهت هویت دارای کارکرد “معنابخشی” به زندگی فردی وجمعی انسان است. هویت، ارزش‌ها وجهان‌بینی خاصی را می‌آفریند و به نگاه و کنش فرد یا گروه زاویه و جهت می‌دهد. عوامل سازنده‌ی هویت یا منشا انتزاع صفت یا صفاتی که انسان یا یک گروه به خود نسبت می‌دهد، متعدد هستند. جنبش دانشجویی، چون تابعی از مسائل جاری در سطح جامعه بوده، طبیعی است هویت و جنبه‌های مختلف آن تجلی خاص در آن داشته باشد. در قلمرو جنبش دانشجویی، ساخته و پرداخته شدن هویت می‌تواند بر محور عوامل و زمینه‌های زیر صورت گیرد:

الف) هویت ملی

ب) هویت مذهبی-فرقه‌ای

ج) هویت جنسی

د)هویت قومی- نژادی

ه) هویت حزبی- سیاسی

و…

شکاف‌ها مرزهای هویت‌بخشی هستند و در همه‌ی جوامع وجود دارند و معیار و شاخص‌های مالی، سلامتی، تحصیلی و قومی در ایجاد آن‌ها نقش دارد.

علل انحطاط و معضلات جنبش‌های دانشجویی

جنبش‌های دانشجویی از بدو پیدایش در دانشگاه‌ها هرگز متوقف نشده‌اند. دانشگاه به عنوان سیستمی پویا که همواره دارای ورودی وخروجی دانشجویی است، تحولات گسترده‌ای در سطح جامعه ایجاد نموده‌ است؛ گاه گسترده و فعال و گاه گوشه‌گیر و انزواطلب بوده‌اند. علل بسیار زیادی باعث این گوشه‌گیری و انزواطلبی و منفعل بودن بوده است که در زیر می‌خواهیم به چندی از آن‌ها اشاره کنیم:

عدم تبادل اطلاعات بین ورودی‌ها و فارغ‌التحصیلان باعث تجربه‌ی دوباره‌ی ناکامی‌ها و بعضا انحراف در داخل جنبش‌های دانشجویی می‌گردد. عدم استفاده از تجربه‌ی سال‌های قبل، هزینه‌ی هر نوع فعالیت و به ویژه فعالیت‌های اشتباه‌آمیز را بسیار بالا برده است و جنبش‌های نحیف دانشجویی را به علت ناتوانی وعدم برخورداری از حمایت‌های کافی اجتماعی شدیدا آسیب‌پذیر نموده‌است. تبادل اطلاعات به شکل ناقص و نادرست بصورتی که اهداف بنیادی و پایه‌‌ای که جنبش بر اساس آن‌ها ایجاد شده است در این تبادل نادیده گرفته شوند، پای جنبش را در باتلاقی فرو خواهد برد که  بیرون آمدن از آن بسیار زمان‌بر و طولانی خواهد‌بود.

از دیگر آسیب‌های بالقوه‌ی جنبش‌های دانشجویی احتمال وابستگی آنان به نهادهای قدرت است. اشکال این کار در اینجاست که برخی می‌خواهند برای جنبش دانشجویی گفتمان‌سازی کنند، آنها را به انفعال کشانده یا به نزدیک شدن به نهادهای قدرت دعوت کنند؛ این وابستگی کارکرد انتقادی این جنبش را از بین برده و جریانات را از دایره‌ی نقد دانشجویان بیرون می‌گذارد. لیکن در باب استقلال جنبش دانشجویی باید  گفت که این استقلال هیچ منافاتی با همکاری وهمفکری با دیگر جریانات سیاسی نداشته، به معنی جمود فکری نیست؛ بلکه به معنای نقد همه‌جانبه و فراگیر است. سیاست‌زدگی می‌تواند از آفت‌های جنبش‌های دانشجویی باشد و مهمترین پادتن این آفت همان کارکرد عقلانی است؛ که بتواند رفتارهای نامتجانس جنبش دانشجویی، در مقابل گروه‌های سیاسی و ذی‌نفوذ را به حداقل برساند.

جنبش دانشجویی دارای بیشترین ریزش نیرو بعد از فارغ‌التحصیلی فعالانش در کل حرکت است. یعنی نیروهای فعال این جنبش در دانشگاه‌ها بعد از فارغ‌التحصیلی کمتر در قالب اهداف جنبش به فعالیت می‌پردازند.

جنبش دانشجویی بیشترین نیروی خود را صرف نیروهای جدید می‌کند که امری اجتناب‌ناپذیر است. تبلیغات، سخنرانی، برگزاری جلسات پرسش و پاسخ، تشکیل کارگاه‌ها و کلاس‌های آموزشی در زمینه‌های مختلف، برگزاری اردوهای دانشجویی، چاپ و نشر بولتن‌های مختلف و… از عواملی هستند که می‌توانند وفاداری اعضای جنبش را تحکیم نموده واعضای جدیدی را به نفع جنبش جذب نمایند.

توضیح : این مقاله در اولین شماره نشریه دانشجویی سارای دانشگاه علوم پزشکی تبریز منتشر شده است.

درباره این مطلب نظر دهید