انتخاب زبان

آخرین اخبار

مهدی نعیمی: توده مردم با جنبش دانشجوئی آذربایجان احساس غربت می کند

nnnn

اشاره: مانوئل کاستلز در جلد دوم کتاب “عصر اطلاعات” در توضیح مسئله “هویت مقاومتی” آورده است: «این هویت به دست کنشگرانى ایجاد مى شود که در اوضاع و احوال یا شرایطى قرار دارند که از طرف منطق سلطه بى ارزش دانسته مى شود و یا داغ ننگ بر آن زده مى شود. در اینجا با ظهور خط مشى هاى هویتى مواجه مى شویم که سنگرهایى براى مقاومت و بقا بر مبناى اصول متفاوت یا متضاد با اصول مورد حمایت نهادهاى جامعه مى سازد.»

به نظر اکثر متفکران آذربایجانی جامعه آذربایجان از اوایل دهه ۷۰ شمسی با بازنگری درباره ارکان هویتی خود، قدم در مرحله جدیدی از تکامل گذاشته است که بنا به تعریف مانوئل کاستلز می توان از آن هویت مقاومتی آذربایجان نام برد.

مهدی نعیمی متولد ۱۳۵۷ فعال ملی – مدنی آذربایجان اهل اردبیل می باشد. وی تحصیلات خود را در دانشگاه امام صادق(ع) در رشته اقتصاد با مدرک کارشناسی به پایان برده است و در حال حاضر ساکن اردبیل می باشد؛ وی که سابقه کارشناسی اقتصادی در وزارت امور اقتصادی و دارائی و همچنین پژوهشگری اقتصادی در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام را دارد در گفتگویی با اویان نیوز در آستانه  ۱۹ اردیبهشت روز دانشجویی آذربایجان  درباره ماهیت، اهداف و چشم انداز جنبش دانشجویی آذربایجان و آفات آن می‌گوید.

۱- تعریف شما از ماهیت و اهداف جنبش دانشجویی آذربایجان چیست؟

جنبش دانشجوئی آذربایجان، احساس مسئولیت روشنفکرانه از سوی نسل در حال تحصیل جامعه آذربایجانی در قبال تبعیضات اجتماعی است. هدف غائی آن تنویر افکار جامعه متبوع و تهییج و تجهیز آن در جهت ایجاد تقاضاهای اجتماعی است.

۲- نقش و تأثیرگذاری این جنبش بر جامعه آذربایجان را چگونه ارزیابی می کنید؟

قبل از انقلاب ۱۳۵۷ هم، دانشجویان آذربایجانی نقش بسزائی در شکل گیری جریانات سیاسی داشتند، اما آن موقع بیشتر به فکر جوامع تحت ستم دیگر بودند تا خود. در حالیکه در حال حاضر، دانشجوی آذربایجانی دغدغه ملت خود را دارد. لذا، در طول سالهای اخیر، علی الخصوص بعد از سال ۱۳۷۴، این جنبش شاید بیشترین نقش را در تنویر افکار ملت آذربایجان ایفاء کرده است.

۳- عمده فعالیت های شما در عرصه جنبش دانشجویی حول چه محورهایی بودند؟

تدریس زبان تورکی آذربایجانی در دانشگاه ها، خوابگاه ها، و منازل در سطح کشور با هزینه شخصی (شروع تدریس از سال ۱۳۸۱ با حدود ۷۰هزار کیلومتر مسافرت در بین شهرهای مختلف من جمله: تهران، سنندج، خوی، رشت، اصفهان، شاهین شهر، پاکدشت، اسلامشهر، مراغه، ملکان، مشهد، زاهدان)

تدریس زبان تورکی آذربایجانی در صفحات اجتماعی اینترنتی

انتشار نشریه دانشجوئی ساو در دانشگاه امام صادق(ع)

مجری گری برنامه هائی مثل مراسم بزرگداشت ستارخان و صفرخان و همچنین بعضی مراسمی که با چنین صبغه ای در دانشگاه¬ها و فرهنگسراهای مختلف برگزار می شد.

اواخر دهه ۷۰ در بحثهائی که داشتیم، نظر بنده این بود که چون ما امکانات رسانه ای مناسب جهت برقراری ارتباط با توده مردم را نداریم، حضور در محافل دانشجوئی می تواند معبر نفوذ افکار هویت طلبانه به کانونهای خانوادگی شود. چرا که قریب به اتفاق خانواده ها، نمایندگانی در مراکز آکادمیک داشتند.

۴- عملکرد جنبش دانشجویی، در دوره دانشجویی خود را چگونه ارزیابی می کنید؟

دوران دانشجوئی بنده مصادف بود با مرحله بعد از شکل گیری جنبش. در آن موقع سردرگمی جنبش در حال مرتفع شدن بود و علاوه بر آن، تمایلات جناح بندی و طیف گرائی به تدریج ظهور می کرد. موجی از انرژی دانشجوئی به این سمت هدایت می شد که ماحصل آن در خرداد ۱۳۸۵ در سطح جامعه فوران کرد.

۵- رابطه جنبش دانشجویی آذربایجان با حرکت ملی آذربایجان را چگونه می توان تعریف کرد؟

حرکت ملی آذربایجان چیزی غیر از جمیع انرژی ها و تقاضاهای همسوی عناصر جامعه آذربایجانی نیست. لذا، جنبش دانشجوئی نیز در داخل آن قابل تعریف است. اما اگر این حرکت را به منزله یک سیستم تلقی کنیم، می توان جنبش دانشجوئی را به منزله موتور محرک آن سیستم منظور کنیم.

۶- چشم انداز جنبش دانشجویی آذربایجان را چگونه متصور می شوید؟

این جنبش، علیرغم نوپائی خود، تأثیر عمیقی در بیداری ملی جامعه آذربایجانی داشته است. همین نتایج مثبت، خود انگیزه مضاعفی در احساس مسئولیت دانشجویان آذربایجانی ایجاد کرده است. به نظر می رسد این احساس مسئولیت با فراز و نشیبهایش در بیداری جامعه ما کماکان منشأ اثر خواهد بود.

۷- آفات جنبش دانشجویی آذربایجان کدامند؟

جوان بودن عناصر جنبش دانشجوئی، غلبه احساس را میسر کرده است. در حالیکه در جریانات اجتماعی، خویشتنداری و طمأنینه فاکتورهای اساسی به شمار می روند. علاوه بر آن، مقطعی بودن فعالیتهای عناصر انسانی جنبش دانشجوئی نیز جای سؤال است. بدین معنی که، در کسوت دانشجوئی انرژی زیادی در این زمینه صرف می شود در حالیکه به محض فراغت از تحصیل این انرژی محل تعریف پیدا نمی کند. مسأله بعدی هم احساس غربت توده مردم با جنبش دانشجوئی است که بعضاً باعث ایجاد فاصله بین ایشان می شود.

درباره این مطلب نظر دهید