انتخاب زبان

آخرین اخبار

نگاهی گذرا به حرکت ملی آذربایجان و عوامل تاثیر گذار بر آن

yequb remezanı

اویان نیوز:

یعقوب رمضانی

قانون سوم نیوتن می گوید هر عملی را عکس العملی است. طبق این قانون، در جامعه بشری همیشه شاهد اتفاقاتی هستیم که خود مزید اتفاق دیگری است ولی در علم تفکر سیستمی که بر پایه تاثیر عناصر بر یکدیگر تعریف شده است، حرکات نه به صورت زنجیر وار بلکه به صورت حلقوی بر هم تاثیرگذار بوده و هیچ حرکتی را مجزا از سایر حرکات یک سیستم کامل نمی توان تعریف کرد. با توجه به تعاریف فوق در می یابیم هر حرکتی که در جامعه صورت می پذیرد، عوامل متعددی باعث شکل گیری آن می شود و تاثیرگذارترین آن، عاملی است که شروع کننده و در برگیرنده بخش عظیمی از یک سیستم باشد. رفتار ها و عملکردهای مختلف موجب می شود چیزی اتفاق بیافتد که تحت تاثیر نه تنها یک عمل بلکه از رفتارها و عملکردهای مختلف و متعدد متاثر شده باشد. یعنی اینکه برای هر عکس العملی باید دنبال عوامل متعدد گشت و دلایل بروز آن را از هر منظر مورد کنکاش قرار داد. حال اگر جنبش های اجتماعی و در راس آن حرکت ملی آذربایجان را مورد تحلیل قرار دهیم باید به این مساله از تمامی ابعاد اعم از اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و تاریخی مورد ارزیابی قرار دهیم. جنبش های اجتماعی انواع مختلفی دارند که در تعاریف نوین آن، جنبش کلان نگر یکی از انواع جنبش ها می باشد که جنبش ناسیونالیستی یا ملی گرایی نیز شاخه ای از این جنبش می باشد که حرکت ملی آذربایجان نیز در زمره این جنبش کلان نگر قرار می گیرد که هدف آن حق تعیین سرنوشت ملت خویش، خودمختاری و یا استقلال ملت آذربایجان می باشد. در این مقاله سعی کردیم که به بررسی اجتماعی حرکت ملی آذربایجان بپردازیم که شامل پیشینه حرکت ملی، واکنش های اجتماعی حرکت ملی، معایب و مزایای واکنش های اجتماعی، انتقادات وارده بر حرکت و همچنین جمع بندی و ارائه راهکارهای جدید در جهت پیشبرد این حرکت مقدس، می باشد. امید است در مقالات بعدی به ابعاد دیگر حرکت ملی اعم از اقتصادی، فرهنگی و سیاسی پرداخته شود.

مقدمه

چگونگی پیدایش و توسعه جنبش‌های اجتماعی به شدت از عملکرد کنترل اجتماعی تأثیر می‌پذیرد. حاکمان ممکن است با مداخله و تعدیل زمینه ساختاری و فشار که انگیزه ظهور جنبش را ایجاد کرده است؛ به جنبش پاسخ دهند.در اکثر کشورهایی که به ثبات شخصیتی اجتماعی و دموکراتیک نرسیده اند، جنبش های متعددی شکل می گیرند که در زمان مشخصی دست به تغییر و تحولات در جامعه می زنند. سرچشمه این حرکات ناشی از رفتارهای درون حکومتی و افکار غیر دموکراتیک زمامداران دولت و نواقصات موجود در بطن جامعه می باشد که این جنبش ها و حرکات موجب تغییر، رشد و ثبات کلی در جامعه شده و در مواقعی که دولت هیچ انعطافی از خود نشان ندهد و به مقابله با زور آن هم به مدت طولانی روی آورد، باعث ظهور انقلاب و دگرگونی در کل جامعه می گردد. جنبش زنان، جنبش کارگری، جنبش بنیادگرا، جنبش دانشجویی و … از انواع مختلف جنبش های اجتماعی می باشند که علت اصلی بروز چنین جنبش هایی از طرف گروهی از جامعه، عدم درک و رفتار سلیقه ای مدیران و رهبران حکومتی و یا خود جامعه می باشد. جنبش های اجتماعی موجود در یک جامعه، در بعضی مواقع موجب انقلاب بزرگی می شوند که تبعات و تاثیرات آن در اکثر کشورهای منطقه و جهان قابل مشاهده می باشد. جنبش زنان آمریکا، جنبش دانشجویی بنگلادش از نمونه های بارز این جنبش های تاثیر گذار می باشند که نه تنها تاثیر آن در جامعه خود بلکه دنیا را تحت تاثیر قرار داده و  چنان که در تقویم سالانه از این حرکت های اجتماعی به عنوان سنبل حرکت های اجتماعی به نیکی یاد می شود. (۲۱ فوریه به احترام کشته شدگان جنبش دانشجویی بنگلادش روز جهانی زبان مادری، و ۸ مارس به عنوان روز جهانی زن نامیده شده است).

در کشور کثیرالملله ایران، تا به امروز شاهد انقلاب های متعددی بوده ایم که از عدم رضایت بخشی از جامعه از قوانین و عملکردهای حاکمان وقت صورت پذیرفته است که این نارضایتی ها در نهایت کل جامعه را در خود دخیل داده و باعث تغییر و تحولات متعددی شده است. یکی از بارزترین این تحولات در تاریخ معاصر، انقلاب سید جعفر پیشه وری می باشد که موجب خودمختاری آذربایجان از ایران شد. زمانی که رضا شاه شعار یک ملت یک زبان را در جامعه رواج داد و تمامی اهداف و برنامه های خود را بر پایه این شعار تعریف کرد، ملل غیر فارس به مقابله با این سیاست فاشیستی روی آورده و با وجود نارضایتی های اقتصادی و فرهنگی در مناطق مختلف، شاهد حضور احزاب مخالف در ایران بودیم که در راس آن فرقه دموکرات آذربایجان به رهبری سید جعفر پیشه وری و  با حمایت ملت آذربایجان توانست خود مختاری آذربایجان را اعلام نموده و برگ تازه ای را در تاریخ ایران و آذربایجان رقم زند. هر چند این انقلاب با مداخلات کشورهای غربی بیشتر از یک سال دوام نیاورد ولی تاثیرات آن در قبل و بعد از انقلاب ۵۷ نیز قابل مشاهده بود. قیام ۲۹ بهمن ۵۶ مردم تبریز اگرچه در راستای حمایت از شهدای ۱۹ دی قم بود ولی اساس این اعتراضات به عملکرد رژیم شاه در برابر ملت آذربایجان بود که درست بعد از به ثمر رسیدن انقلاب ۵۷، جبهه خلق مسلمان آذربایجان با حمایت و موافقت آیت الله شریعتمداری در ۲۳ اسفند ۵۷ تاسیس شد و  در راستای دستیابی به حقوق ملت آذربایجان قدم برداشت که اصل ۱۵ قانون اساسی ایران با پافشاری این حزب در قوانین جمهوری اسلامی گنجانده شد. این حرکات و حس هویت طلبی روز به روز در بین ملت بسط پیدا کرد تا اینکه امروز از حرکت ملی آذربایجان به عنوان یک حرکت مدنی و عمومی و تاثیرگذار در منطقه یاد می شود.

حرکت ملی آذربایجان و چگونگی اوج گیری آن

در دوران رضاشاه تبعیضات متعددی گریبانگیر ملل غیرفارس در ایران شده بود حتی صحبت کردن به زبان مادری در مدارس نیز جرم محسوب میشد تا جایی که هر کس در کلاس به زبان تورکی یا غیر فارسی صحبت می کرد جریمه ای را باید پرداخت می نمود. این تبعیضات موجب انقلاب سید جعفر پیشه وری در ۲۱ آذر ۱۳۲۴ گردید. بعد از انقلاب سید جعفر پیشه وری و آزادی آذربایجان از دست حکومت شاه، دول خارجی با حمایت از شاه به آذربایجان حمله کرده و با هجوم ارتش شاه به آذربایجان و قتل و غارت آذربایجان، در ۲۱ آذر ۱۳۲۵، روشنفکران آذربایجانی را به دار آویخته و  دست به یک نسل کشی زدند که در تاریخ آذربایجان روی داده ولی تا به حال هیچ مجمع یا سازمانی این قتل عام و نسل کشی را به ثبت نرسانده و همچنان بایکوت مانده است. در ۲۶ آذر ۱۳۲۵ یعنی درست ۵ روز بعد از واقعه نسل کشی، این بار تمامی کتب و آثار تاریخی تورکی جهت آسمیله نمودن ملت آذربایجان به آتش کشیده شد و یک لکه سیاه بر تاریخ حک شد. با وجود همه تبعیضات و بایکوت ها، انقلاب سید جعفر پیشه وری هنوز از اذهان ملت پاک نشده و شاهدان آن انقلاب به نیکی از آن یاد می کنند. متاسفانه سیاستهای شاه با وجود حذف حکومت شاهنشاهی از عرصه حکومتی ایران در افکار و اذهان ملت فارس و  دولت ایران پا برجا بوده و هست.

انقلاب ۵۷ موجب رکود اکثر جنبش های اجتماعی شد که اصلی ترین دلیل آن ورود ایران به جنگ ۸ ساله با عراق بود که کشور را در وضعیتی قرار داد که بزرگترین دغدغه برای ملت صیانت از خاک و مقابله با جنگنده های عراق بود. بعد از اتمام جنگ ۸ ساله ایران و عراق، جامعه ایران شاهد بازتعریف سیاست های رضاشاهی در کشور شد که اصلی ترین آن تعریف یک ملت یک زبان بود. با آنکه در قانون اساسی و در اصل ۱۵ آن به آزادی تدریس زبان مادری اشاره شده است ولی منتقدان به عدم اجرای این اصل سر از اتاقک های تاریک اطلاعات و زندان های طویل المدت در می آوردند. سیاست آسمیلاسیون و تبعیضات فرهنگی، اقتصادی، و اجتماعی کل جامعه را فرا گرفته و تنها ملت فارس هستند که از این سیاست سود جسته و تمامی برنامه ها در جهت ترویج تاریخ، فرهنگ، زبان و در کل هویت پارسی ایرانی گشته است. این تبعیضات در سیاستهای دولت تا جایی پیش رفت که وقتی دکتر محمود چهره گانی که خود از اساتید دانشگاه تبریز و از فعالان انقلابی بود، به عنوان کاندیدای مجلس معرفی کرد درست در روز انتخابات از لیست کاندیداها حذف، دستگیر و روانه زندان شد. دلیل دستگیری وی و حذف از لیست کاندیداها، تبلیغ علیه نظام از طرف وی بود که این تبلیغ به دلیل اشاره ایشان در برنامه های کاندیداتوری خود به تدریس زبان تورکی در مدارس و اجرای اصل ۱۵ قانون اساسی در بنرهای تبلیغاتی پیش از انتخابات مجلس بود. تبلیغ علیه نظام به خاطر اعتراض به عدم اجرای اصل ۱۵ قانون اساسی که با گذشت قریب به ۳۶ سال همچنان بدون اجرا می باشد. این جرقه موجب شد تا جامعه مدنی آذربایجان تکان خورده و حرکت ملی آذربایجان شروع به خود نمایی کرده و بازتعریف شود. البته قبل از دکتر چهره گانی، اکثر فعالیت ها و حرکت ها حول محور فرهنگ و موسیقی بود و آن چنان همه گیر و عمومی نگشته بود و با وجود محدودیت ها و فشار دولت ولی همچنان از عرصه حذف نشده بود. جنبش دانشجویی آذربایجان ۱۹ اردیبهشت ماه ۷۴ در پی توهین صدا و سیما به ملت تورک دست به اعتراض زده و جامعه دانشجویی را از حالت سکوت در آورد. این جریانات با حضور مردم در قلعه بابک شکل تازه ای به خود گرفت. قیام خونین خرداد ۸۵ سراسر آذربایجان را فرا گرفت. صعود دوباره تراختور به لیگ برتر و حضور ملت تورک در ورزشگاه ها و طنین شعارهای ملی، تجمع و اعتراضات به خشک شدن دریاچه اورمیه و … موجب شد که حرکت ملی آذربایجان خود را نه تنها به جامعه ایران بلکه به دنیا تحمیل نماید و از بایکوت خبری برون آید. در این بین عدم همراهی جامعه آذربایجان با جنبش سبز مرکز موجب گیجی جامعه ایران از این اتفاق نادر شد. در انقلاب هایی که در ایران روی داده است همیشه نقش اصلی را آذربایجان بازی کرده و عدم حمایت از این جنبش موجب گشت که جنبش سبز مرکز به شوک وارد شود. این دسته عوامل و جریانات در کنار سایر واکنش های جمعی موجب شده است که امروز حرکت ملی آذربایجان نقش تعیین کننده ای را در سیاست های دولت بازی نماید. هر حرکت یا برنامه ای که از طرف دولت صورت می پذیر با علم بر مواجهه با حرکت ملی آذربایجان و واکنش جامعه مدنی آذربایجان برنامه ریزی و طراحی می گردد.

کنش ها و واکنش های حرکت ملی آذربایجان

اساس جنبش های اجتماعی واکنش به نیازهای جامعه و ایجاد تغییرات در جامعه است. همچنان که از تعریف جنبش اجتماعی مشخص است، هرگونه کوشش جمعی برای پیشبرد منافع مشترک، یا تأمین هدف اصلی از طریق عمل جمعی خارج از حوزه نهادهای رسمی است که می خواهد نواقصات و ناملایماتهای جامعه را از بین برده و یا اصلاح نماید. اگرچه حرکت ملی آذربایجان در بخش جنبش های کل نگر لحاظ می شود ولی این حرکت چیزی وسیعتر از یک جنیش اجتماعی می باشد ولی با توجه به اجتماعی بودن این حرکت و اشتراکات متعدد با جنبش اجتماعی، با ذهنیت یک حرکت اجتماعی به عملکردها، کنشها و واکنش های این حرکت می پردازیم.

از بدو نو پدیداری حرکت ملی آذربایجان تا به امروز، شاهد اعتراضات، واکنش ها و کنش های متعددی بودیم که هر کدام سهم به خصوصی در پیشبرد حرکت ملی داشته اند. به جهت تکثر بودن اعتراضات و کنش های حرکت ملی، در این بخش به تعدادی از کنش ها و واکنش های مهم می پردازیم.

۱- اعتراض دانشجویی، ۱۹ اردیبهشت ۷۴، اعتراض به پخش پرسشنامه از طرف مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه‌ای صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در تهران

این اعتراضات زمانی رخ داد که صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در تهران اقدام به پخش پرسشنامه‌ای تحت عنوان ” فاصله ی اجتماعی” در مناطق بیست گانه ی تهران نمود، در داخل این پرسشنامه سوالاتی چون: (اگر روزی قصد ازداواج داشته باشید، حاضرید با یک فرد ترک ازدواج کنید؟ اگر فرزند شما بخواهد با یک ترک ازدواج کند شما اجازه می دهید؟، برای شرکت در مراسمات مذهبی خاص مانند تاسوعا و عاشورا حاضرید در دستجات ترک ها شرکت کنید؟، اگر بخواهید خانه ای بگیرید و ببینید همسایه ی دیوار به دیوار شما ترک است آیا حاضرید در همسایگی یک ترک ازدواج کنید؟،آیا حاضرید با یک فرد ترک همکار باشید؟، آیا حاضرید در محله ای اکثرا ترکند زندگی کنید؟) گنجانده شده بود.

در واکنش به پخش این پرسشنامه، دانشجویان آذربایجانی با صدور بیانیه‌های اعتراض آمیز به تجمع در دانشگاه‌ها پرداختند و نفرت خود از افکار و برنامه های فاشیستی دولت به گوش مسئولین نظام رساندند. این اعتراض شاید اولین اعتراض رسمی به حکومت ایران بعد جنگ ایران و عراق بود که از جانب دانشجویان أانشگاههای آذربایجان و آذربایجانی های سایر دانشگاهها صورت پذیرفت که دانشجویان نقش کلیدی را داشتند. این روز در تقویم آذربایجان به نام روز دانشجو شناخته شده و هر سال بدین مناسبت مراسماتی در دانشگاههای آذربایجان برگزار می گردد.

۲- تجمع در قلعه بابک و اعتراض به تبعیضات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و هویتی علیه ملت آذربایجان

به روایت تاریخ، بابک خرمدین قهرمان ملی آذربایجان در دهه اول تیر ماه ۱۷۴ شمسی چشم به جهان گشود. ملت آذربایجان همه ساله در روز تولد این قهرمان ملی در قلعه بابک (بذ) تجمع نموده و به جشن و پایکوبی می پرداختند. در ظاهر این تجمعات به دلیل تولد بابک خرمدین بود ولی اساس این تجمعات و گردهمایی ها که بعداً در کوه های سهند و ساوالان نیز روی داد، اعتراض به تبعیض علیه ملت آذربایجان از سوی نظام فاشیستی ایران بود. در این تجمعات بیشتر شعارهای هویت خواهانه همچون تحصیل به زبان تورکی، رفع تبعیضات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و همچنین شکسته شدن بایکوت وجود ملت تورک در کشور کثیرالملله ایران و … بود. این گردهمایی در سال های اول دهه ۸۰ برگزار می گردید، بعداً با نظامی نمودن منطقه و مانع تراشی ها از طرف دولت، از حضور مردم در این مراسمات جلوگیری به عمل آمد. اگرچه این گردهمایی ها با بازداشت و دستگیری و تهدیدات از طرف اطلاعات ایران روبرو شد ولی چون محدوده گردهمایی ها خارج از شهر و منطقه مسکونی بود آن چنان بعد گسترده تری نداشت.

۳- قیام خونین خرداد ۸۵، تجمع و اعتراض به توهین روزنامه ایران به ملت تورک

۲۲ اردیبهشت ۸۵ روزنامه ایران در یکی از صفحات خود با کاریکاتوری جلوه دادن نوشته های خود، توهین شنیع و غیر قابل بخششی را به ملت تورک نمود که این توهین تبعات سنگینی را بر پیکره نظام حکومتی ایران بر جای گذاشت و برگ تازه ای را در تاریخ به ثبت رساند. اول خرداد ۸۵ مردم تبریز با حضور صدها هزار نفری در خیابان های شهر نسبت به توهین روزنامه دولتی ایران اعتراض نموده و صدای اعتراض خود را با دادن شعارهای ضد راسیستی و هویت خواهانه، انزجار خود را از سیاستهای حکومت ایران اعلام داشتند. این اعتراضات در روزهای بعد در دیگر شهرهای آذربایجان همچون اورمیه، سولدوز، اردبیل، زنجان، تهران، مراغه، مرند و  دیگر شهرها برگزار گردید که منجر به دستگیری و شهید شدن تعداد زیادی از هموطنان گشت که اوج این بی حرمتی به ملت آذربایجان و شلیک به جان عزیزان در شهر سولدوز در ۴ خرداد روی داد. این اعتراضات به مجلس نیز رخنه کرد و اولین بار در صحن مجلس شعر بایکوت شده استاد شهریار “علی تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من” خوانده شد. این اعتراضات با بایکوت خبری و سکوت دیگر ملل الاخصوص مرکز نشینان همراه گشت که در پاره ای از مواقع زبان درازی نموده و معترضین را عوامل بیگانه و اجنبی و تجزیه طلب نیز خواندند. البته تحلیل های متفاوتی از وجود و بروز چنین قیامی در آذربایجان به رشته تحریر درآمد ولی آنچه مسلم است در هر چیزی نکات مثبت و منفی وجود خواهد داشت که اگر نکات مثبت بر نکات منفی سنگینی نماید مسلماً، این حرکت در کل مثبت ارزیابی خواهد شد. قیام خرداد ۸۵، حرکت ملی آذربایجان را بازتر و در عین حال سیاسی تر نمود. هر چند که این حرکت یک حرکت اجتماعی می باشد ولی بار سیاسی موجود در آن بعد از خرداد ۸۵ فزونی یافت. طبق تفکر سیستمی که در بالا اشاره شد این قیام ماحصل رفتارهای نادرست و سیاست های غلط دولت ایران بود که با توهین روزنامه ایران به یکباره منفجر شد و کل آذربایجان را درنوردید.

۴- تجمعات در ورزشگاه سهند تبریز و اورمیه، حضور تراختور در لیگ برتر

بعد از سقوط تراختور به دسته یک، هفت سال طول کشید تا این تیم ریشه دار آذربایجان به لیگ برتر برگردد. در این هفت سال اتفاقات و قوانین نادری در فوتبال ایران رخ داد که اکثر این قوانین و برنامه ها در راستای جلوگیری از حضور دوباره تراختور در لیگ برتر ایران بود. بعد از قیام خرداد ۸۵ قوانین فوق بیشتر شد تا جایی که در سال های ۸۵، ۸۶ و ۸۷ با وجود آنکه تراختور در گروه خود اول شده بود در یک بازی فرمایشی حذفی از آمدن به لیگ برتر جای ماند. این تبعیضات ذهن هر هواداری را به خود مشغول نموده بود. همزمانی انتخابات خرداد ۸۸ و بازی های آخر لیگ برای تراختور، بهانه ای بود برای دولت وقت که با همراهی و حمایت از تیم تراختور در لیگ باعث حضور در لیگ برتر شود. ناگفته نماند که نقش اصلی در این مساله را ملت آذربایجان با پیشتیبانی و عدم دلسردی از تیم خود باعث شد تا دولت بیرق تسلیم را بالا گرفته و به ظن خود با یک تیر دو نشان بزند که با حمایت از تراختور ملت آذربایجان را به همراهی با دولت در انتخابات راغب کند و هم از فشار ملت آذربایجان در تب انتخابات خارج شود. حضور علی آبادی رئیس تربیت بدنی دولت وقت در آخرین بازی تراختور در لیگ دسته یک که به صعود تیم نیز منجر شد گواهی بر این ادعا می باشد ( اگر مثل سال های قبل سیاست و برنامه دولت بر جلوگیری از حضور تیم تراختور در لیگ برتر بود، مطمئناً با یک تساوی در بازی آخر، تیم از راهیابی به لیگ برتر باز می ماند.) صعو تراختور به لیگ برتر باعث حضور خیل عظیمی از جوانان آذربایجان در ورزشگاه سهند شد که موجب طنین شعارهای ملی در ورزشگاه و اتحاد تمامی شهرهای آذربایجان و ملت تورک در اقصی نقاط ایران گردید. تا جایی که تراختور در هیچ شهری بدون حامی نبود. حضور تراختور در لیگ برتر فوتبال باعث شد که سالن های دیگر تیم های آذربایجان اعم از والیبال، بسکتبال و فوتسال شاهد حضور جوانان آذربایجان و سر دادن شعارهای ملی گردد. البته در این بین، اعتراضات و واکنشهای متعددی از طرف هواداران به سیاستهای دولت صورت پذیرفت که به تعداد محدودی اشاره می شود:

• فراخوان حضور در ورزشگاه از طرف سرمربی تیم (کمالوند) به جهت کم نشان داده شدن درصد هواداران تراختور در برنامه نود که خود سندی بر حقانیت ملت آذربایجان بود که سرمربی تیم برای اولین بار در رسانه ملی بحث ۳۰ میلیون تورک را بر زبان آورد.

• حضور ده ها هزار نفر در ورزشگاه آزادی و شکستن تابوی دو قطبی مرکز

• باز کردن پارچه نوشته های متعددی به زبانهای تورکی، فارسی و انگلیسی در دفاع از زبان مادری، خاک آذربایجان، دریاچه اورمیه، نسل کشی ارامنه و اکراد در آذربایجان، زندانیان سیاسی و بنر معروف South Azerbaijan is not Iran

• فراخوان حمایت از زلزله زدگان ورزقان، اهر و هریس و پوشیدن لباس مشکی و در آوردن لباس از تن در ورزشگاه آزادی

• فراخوان اعتراض به خشک شدن دریاچه اورمیه و بی برنامگی دولت در مقابله با یک فاجعه زیست محیطی

و …..

حضور هواداران تراختور در ورزشگاهها، تراختور را به عنوان نماد و سنبل حرکت ملی آذربایجان معرفی نمود و حرکت ملی آذربایجان مسیر خود را با تراختور هموارتر کرد. اگرچه این حضور موجب دستگیری های متعددی شد ولی کمتر خانواده ای را می توان یافت که حامی و طرفدار تراختور و در راس آن آذربایجان نباشد. تراختور بهانه ای شد تا ملت بیشتر از قبل با حرکت ملی آذربایجان و تبعیضات و سیاستهای غلط حکومت ایران آشنا شوند. همچنین تراختور باعث بازتعریف هویت در اکثر افرادی شد که دور از آذربایجان و شهر و دیار خود شده بودند. حضور قدرتمند تیم و هواداران در ورزشگاه موجب گشت که دیگر آن سرخوردگی که همیشه از طرف سایرین بر ملت آذربایجان اعلم گشته بود از بین رود. حضور تیم تراختور در آسیا نیز موجب شد تبریز و آذربایجان جایگاهی به مراتب مهمتر و باارزشتری به خود گیرد. تراختور تبدیل به تنها تیمی شد که برایش مقاله نوشته شد و سرود خوانده شد. نقش تراختور در ایران همانند بارسلونا در اسپانیا گشت که این اتحاد و یکدلی در بین ملت دولت را هراسان نمود و تا جایی که در هر بازی ورزشگاه به پادگان نظامی تبدیل می شود.

۵- اعتراض به فجایع زیست محیطی در آذربایجان و در راس آن خشک شدن دریاچه اورمیه و آلودگی هوا در زنجان

اولین فراخوان اعتراض به خشک شدن دریاچه اورمیه با نام هواداران تراختور در ۱۳ فروردین ۸۹ روی داد که منجر به دستگیری تعداد زیادی از فعالین آذربایجانی شد. این فراخوان سر آغازی بود بر رسانه ای شدن مساله دریاچه اورمیه و تاکید ملت آذربایجان به این فاجعه زیست محیطی. بعد از این فراخوان هر سال در ۱۳ فروردین جهت حمایت از دریاچه اورمیه اعتراضاتی در شهرهای مختلف صورت می پذیرد.

بعد از اینکه نمایندگان مجلس به طرح دو فوریت احیای دریاچه اورمیه و انتقال آب به دریاچه اورمیه، رای منفی دادند واکنش ها به این عدم تائید این طرح در آذربایجان بیشتر شد و طی آن تظاهراتی در شهریور سال ۹۰ صورت گرفت که به گفته شاهدان منجر به شهید شدن یکی از فعالین آذربایجانی شد. البته قبل از اعتراضات در یک جلسه هم اندیشی که در دوم شهریور در تبریز برگزار شده بود، نیروهای امنیتی با ورود به جلسه ۲۹ نفر از فعالین حاضر در جلسه را دستگیر و روانه زندان نمود. این دستگیری و عدم تصویب طرح و همچنین اعتراضات بعد از آن منجر شد که مساله دریاچه اورمیه از بعد ملی به یک خبر بین المللی تبدیل شده تا جایی که در بیانیه های حقوق بشر سازمان ملل به این فاجعه زیست محیطی اشاره شد و از دستگیرشدگان این اعتراضات زیست محیطی حمایت های بین المللی صورت گرفت و از دولت ایران خواسته شد در این راه با مجامع بین المللی همکاری نمایند و حتی گروه های کارشناسی از کشورهای مختلف همچون ژاپن، فرانسه، آلمان و سوئد جهت حل این مشکل اعلام آمادگی نموده و دولت ژاپن بودجه ای را برای این مشکل تصویب و در اختیار ایران قرار داد با این شرط که در راستای احیای دریاچه اورمیه خرج گردد. با این وجود هنوز هم صدای اعتراضات به خشک شدن دریاچه اورمیه همچنان دامنه دار صورت می پذیرد و ملت آذربایجان در هر فرصتی اعتراض خود را به گوش مسئولین رسانده و حمایت خود را از احیای دریاچه اورمیه اعلام می نمایند. همچنین همراه با اعتراضات به خشک شدن دریاچه اورمیه، در شهر زنجان نیز ملت به وجود کارخانه های سرب و روی که موجب آلودگی هوای زنجان گشته بود اعتراض نمودند و خواستار تعطیلی این دو کارخانه یا انتقال کارخانه به خارج از شهر بودند. این دو اعتراض از طرف ملت آذربایجان موجب شد که در دیگر شهرهای ایران نیز اعتراضاتی به فجایع زیست محیطی همچون انتقال آب رود کارون به اصفهان، خشک شدن تالاب های کشور صورت پذیرد.

۶- جنبش سبز و سکوت ملت آذربایجان

تب انتخابات خرداد ۸۸ در تبریز برابر بود با حضور دوباره تراختور در لیگ برتر. در روزی که تراختور جشن حضور در لیگ برتر را می گرفت، ملت با حضور در شهر به همراه هواداران تراختور به جشن و پایکوبی پرداختند. در این بین نهادهای انتخاباتی دو رقیب (موسوی و احمدی نژاد) بیش از پیش داغتر بود. آن روز اکثر هواداران و ملت آذربایجان یک صدا شعار ” نه ساغچی ام، نه سولچو، میللتچی ام میللتچی” را سر می دادند. این یعنی دیگر انتخابات و انتصابات برای آذربایجان آن چنان اهمیتی نداشت. در تبریز به جای پارچه های سبز، رنگ قرمز تداعی شده بود. دیگر ملت نیت همراهی با مرکز را نداشت. بعد از انتخابات که به پیروزی احمدی نژاد منجر شد، اعتراضات متعددی در شهرهای مرکز نشین روی داد که این اعتراضات هیچگاه در تبریز و آذربایجان شکل نگرفت. عدم همراهی ملت آذربایجان از جنبش سبز موجب بهت و حیرت ملل ایران و سایر کشورها گشت. در هر بیانیه ای که از طرف جنبش سبز صادر می شد از تبریز و آذربایجان می خواست که به این اعتراض مردمی و مدنی پیوسته و حمایت لازم را انجام دهد. سکوت آذربایجان که از طرف فعالین ملی صورت پذیرفت موجب شد که حرکت ملی آذربایجان بی آنکه هزینه ای از بابت اعتراضات مرکز بدهد اصلی ترین نقش را در راستای حقوق حقه آذربایجان بازی نمود. این سکوت موجب شد که دیالوگ ها مابین فعالین مدنی آذربایجان و مرکز بیشتر شده و دلایل سکوت آذربایجان به رشته تحریر درآید. اگرچه سیاست دولت وقت نیز بر این بود که آذربایجان در این ماجرا سکوت نماید ولی این سکوت مثل یک شمشیر دولبه بود که هم معترضین مرکز به اصطلاح جنبش سبز را خشمگین  کرده بود هم دولت احمدی نژاد را هراسان. آذربایجان با سکوت خود به هر دو طرف نشان داد که دیگر بازیچه سیاست های مرکز نخواهد شد و تلاش و همت خود را در راستای احقاق حقوق ملت آذربایجان قدم خواهد برداشت.

۷- زلزله ورزقان و حضور ملت آذربایجان جهت کمک به زلزله زدگان

شاید تنها کنشی که از سوی ملت آذربایجان روی داد، حضور و کمک رسانی به زلزله زدگان منطقه قره داغ در مرداد سال ۹۱ بود. مرداد سال ۹۱ قره داغ لرزید و لززله ۶٫۲ ریشتری موجب تخریب منازل مسکونی و ساختمان های اداری گردید و این لرزش تکان عجیبی به ملت آذربایجان داد. زلزله ورزقان نقطه عطفی در حرکت ملی آذربایجان شد. اگرچه در این زلزله مناطقی از آذربایجان آسیب دید و جان صدها نفر را گرفت ولی حضور ملت آذربایجان در مناطق زلزله زده و کمک به آسیب دیدگان به حدی بود که موجب تحسین همه شد. این حضور و حمایت به صورت خود جوش از طرف ملت صورت گرفت ولی نقش کلیدی و اساسی در این ماجرا را فعالین مدنی آذربایجان بازی کردند و با خبررسانی های به موقع و تشویق مردم جهت کمک به زلزله زدگان یک حرکت اجتماعی عظیمی را خلق کردند. این حرکت اجتماعی درست از ساعت های اولیه بعد از زلزله تا مدت مدیدی دوام یافت. در این بین مسئولین نظام که در شوک این حرکت خود جوش ملت قرار گرفته بودند از آب گل آلود ماهی گرفته و  مانع از ورود کمک های مردمی کشورهای همسایه همچون آذربایجان شمالی و تورکیه شدند. باز هم مثل دفعات قبل مسئولین نظام با خبررسانی و ارسال اطلاعات نادرست، زلزله ورزقان را کم اهمیت جلوه داده و آمار جان باختگان را تا حد زیادی کاهش دادند. اگرچه حضور ملت آذربایجان در مناطق مختلف آسیب دیده منجر به کاهش مشکلات معیشتی آسیب دیدگان زلزله شد ولی نیازهای اساسی همچون اسکان، آب آشامیدنی و درمان آسیب دیدگان را باید مسئولین به عهده می گرفتند که متاسفانه آذربایجان باز شاهد تبعیض و بی مهری مسئولین در این مورد نیز شد که هنوز هم آثار آن قابل مشاهده است. این حرکت اجتماعی با کمترین هزینه (منظور دستگیری و بازداشت فعالین آذربایجانی) بیشترین نفع را برای حرکت ملی آذربایجان داشت. با این حرکت مردمی، فعالین مدنی آذربایجان در بین مردم عادی جایگاه خود را پیدا کرده تا جایی که کمک های مردمی نه برای مسئولین بلکه از طرف فعالین مدنی آذربایجان به دست آسیب دیدگان می رسید. ایجاد پایگاه های مردمی که هیچ چشمداشتی به اقلام رسیده از طرف ملت نداشتند و هزینه حمل و پخش این اقلام را نیز بر عهده گرفته بودند موجب شد که پایگاه های کمک رسانی دولت خلوت ترین روزهای خود را ثبت کند. ترس دولت از عدم اعتماد ملت آذربایجان به مسئولین باعث شد تا در مواردی با انتشار خبرهای نادرست و غلط و همچنین ممانعت از حضور فعالین در مناطق آسیب دیده موجب شد که نفرت ملی بیشتر و بیشتر گردد. فیلم ها و تصاویری که در رسانه های سمعی و بصری منتشر می شد، بر نقش ملت و فعالین مدنی آذربایجان بیش از پیش صحه می گذاشت و این یعنی از بین رفتن آبرو و اعتبار دولت در بین ملت آذربایجان. عدم اعلام عزای عمومی در کشور و منطقه آذربایجان، عدم ارسال تسلیت از طرف مسئولین بلندپایه کشور، عدم حضور روسای سه قوه موجب دلخوری مردم عادی و همچنین عینیت یافتن تبعیضات دولت نسبت به ملت آذربایجان شد. البته تجزیه و تحلیل زلزله ورزقان یکی از نیازهای اساسی می باشد که امیدواریم در این باره اقداماتی از طرف قلم بدستان آذربایجان صورت پذیرد.

۸- به غیر از موارد فوق اعتراضات و رخدادهای مختلفی صورت پذیرفته است که همگی آنها در راستای احقاق حقوق ملت آذربایجان و واکنشی به سیاست های غلط دولت ایران می باشد که می توان به اعتراضات اول مهر روز بازگشایی مدارس، روز جهانی زبان مادری در ۲ اسفند، اعتراضات به نسل کشی ارامنه و فاجعه خوجالی در ۷ اسفند، برگزاری مراسم های ملی در روزهای مهم و تاریخی آذربایجان همچون ۱۴ مرداد، ۲۵ آبان، ۲۱ و ۲۶ آذر، دیدار از فعالین سیاسی آزاده شده از زندان، چاپ و نشر سی دی و تراکت به دلایل مختلف، انتشار مجلات و نشریه های متعدد از طرف فعالین دانشجویی و … اشاره نمود.

معایب و مزایای اعتراضات خیابانی و کنش های اجتماعی در حرکت ملی آذربایجان

قانون طبیعت خیر و شر را آفریده و با این تفسیر هر عمل یا رفتاری دارای معایب و محاسنی می باشد. واکنش های اجتماعی نیز از این قاعده مستثنا نیست. همانطور که در بالا اشاره شد تا قبل از خرداد ۸۵ حرکت ملی آذربایجان به صورت کاملا لاک پشت وار در راستای بیداری ملت آذربایجان قدم بر میداشت. بعد از اعتراضات خرداد ۸۵ که باعث شد حرکت ملی آذربایجان وارد فاز جدیدی گردد، هم هزینه ها بیشتر شد هم سرعت حرکت ملی به طور ناگهانی افزایش یافت ولی این افزایش سرعت در بعضی مواقع به ضرر حرکت ملی آذربایجان منجر شد. حرکت های اجتماعی زمانی موفق خواهند شد که با کمترین هزینه بیشترین سود و دریافتی خود از اهداف تعیین شده را به دست آورند. خرداد ۸۵ اگرچه باعث عمومیت یافتن مساله بیداری ملی و هویت خواهی شد ولی در عوض باعث شد که شور ملی بر شعور ملی غلبه کند. اگر حرکت ملی آذربایجان را قبل از شروع اعتراضات خیابانی و واکنش های اجتماعی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم به این مساله پی خواهیم برد که حضور فعالین مدنی در برنامه ها و مراسمات مختلف با برنامه ریزی های نسبتا دقیق و با کمترین هزینه اتفاق می افتاد و حتی دولت نیز عکس العمل آن چنان شدیدی نشان نمی داد. دلیل این مساله هماهنگی های صورت گرفته در بین فعالین ملی و دوری از سیاسی نمودن مسائل و برنامه های اجرایی بود و البته به دور از شور و احساس با علم به موقعیت جامعه عکس العمل نشان می دادند. اگر آمار دستگیر شدگان قبل و بعد از خرداد ۸۵ و نیز عملکرد حرکت ملی آذربایجان را مقایسه کنیم مطمئناً به این مساله پی خواهیم برد که اکثر دستگیری های بعد از خرداد ۸۵ تنها به صرف احساسی عمل نمودن فعالین ملی در اعتراضات و حرکت های جمعی می باشد.

در نمونه آماری که از بازیهای تیم تراختور گرفته شده است، طبق آمار نزدیک به ۲۰۰۰ نفر تنها در بازیهای تراختور در ۵ فصل اخیر دستگیر و روانه زندان شده اند که در مقایسه با آمار دستگیرشدگان سایر واکنش ها و اعتراض های خیابانی عددی غیر قابل اغماض است، یعنی اینکه تراختور با وجود عمومیت بخشیدن به حرکت ملی و فراهم ساختن فضا برای کارهای جدید و مدرن، در عوض موجب ورود هزینه های متعددی به پیکره حرکت ملی آذربایجان شده است. پرداخت هزینه در هر مساله ای به عنوان ضرر شناخته می شود ولی با این حال صرفاً از نکته منفی نمی توان بدان نگاه کرد ولی به هر حال دستگیری ها و بازداشت ها به عنوان هزینه حرکت ملی شناخته می شوند. بازداشت و زندانی شدن هر فعال مدنی، سوای محدود شدن از طرف حکومت، باعث بروز ترس و احتیاط بیش از حد بعد از آزاد شدن می شود. این محدودیت ها زمانی بیشتر می شود که شخص بازداشت شده یا زندانی شده از وضعیت مناسب روحی، اقتصادی و در بعضی مواقع وضعیت خانواده برخوردار نباشد. این محدودیت موجب می گردد که ارتباطات فعالین با یکدیگر رفته رفته کمرنگ تر  شده و در مواقعی موجب حذف شخص از بطن حرکت می گردد. مشکل دیگری که به هنگام، قبل و بعد از اعتراضات صورت می پذیرد عدم وجود برنامه مناسب جهت هدایت اعتراضات و همچنین ممانعت از ورود احساسات در عمل که موجب می شود دستاورد این اعتراضات در بعضی مواقع به زیان حرکت باشد (تخریب وجهه مدنی بودن حرکت که اکثراً از طرف نفوذی های حکومت صورت می پذیرد که با تخریب اماکن عمومی، ایجاد رعب و وحشت در میان مردم و سوق دادن اعتراضات به مسائل فرعی و غیر اخلاقی و احساسی عمل کردن و تشویق معترضین به تخریب اموال عمومی روی می دهد). البته این مسائل قسمی از مضرات و مشکلات اعتراض های خیابانی می باشد ولی با توجه به اینکه نیروی انسانی بزرگترین سرمایه یک حرکت می باشد تنها به این مقوله پرداخته شد. از معایب دیگر واکنش های خیابانی به خشونت کشیدن حرکت می باشد. با توجه به اینکه حرکت ملی آذربایجان یک حرکت جمعی و مدنی می باشد برای اینکه این فکر و حرکت در کل جامعه پذیراتر شود باید از اعمال و رفتاری که موجب بروز مشکل در جریان عادی مردم می شود دوری جست. خشونت از طرف دولت و یا ملت منجر می شود که طیف وسیعی از جامعه سعی کنند تا از این حواشی به دور باشند. یعنی حرکت نیروی پتانسیلی خود را ناخوادآگاه از دست می دهد. در جنبش های مدرن امروزی تاکید زیادی به حرکت های عاری از خشونت و حرکت جمعی تاکید می شود. هرگاه جنبش توانست طیف عظیمی از جامعه را همراه سازد مطمئناً این جنبش به آرمان خود نزدیکتر شده است.

در کنار معایب اعتراضات خیابانی و واکنش های اجتماعی، باید محاسن این کار را نیز مورد بررسی قرار داد. هر حرکت اجتماعی یا اعتراض خیابانی که صورت می پذیرد، باعث می شود که حرکت عمومی تر شود. حضور مردم در اعتراضات خیابانی باعث می شود که حرکت از بایکوت خبری خارج شود و از یک گروه خاص به کل جامعه بسط پیدا نماید. اعتراضات خیابانی باعث می شود که حرکت در تیررس رسانه ها و خبرگزاری های باشد. واکنش های اجتماعی خود نیز یک کنشی است که موجب می گردد تا دولت بر این مساله واکنش نشان دهد. برای نمونه، دریاچه اورمیه قبل از اعتراضات سال ۸۹ و تجمع فعالین در کنار دریاچه اورمیه در حالت سکوت و بدور از هیاهو از بین می رفت. تا قبل از اعتراضات هیچ مسئول یا فردی و یا خبرگزاری حتی روزنامه ها و NGO ها نیز به این مساله واکنش نشان نداده بودند. اما بعد از این اعتراضات بود که بایکوت خبری معضل دریاچه اورمیه شکست و دولت و مسئولین را به تکاپو انداخت تا در این باره چاره اندیشی نمایند. منظور از چاره اندیشی دولت، مقابله با اخبارها و اعتراضات بعدی که موجب می شد وجهه حکومت در بین ملت و جوامع بین المللی خدشه دار شود که این چنین نیز شد. وقتی که نماینده سازمان ملل از معضل دریاچه اورمیه صحبت می کند یعنی اینکه اعتراضات خیابانی ما تاثیر خود را گذاشته و دیگر دریاچه اورمیه حتی اگر از طرف دولت نیز به فراموشی سپرده شود، مجامع بین المللی و ملت آذربایجان هرگز سکوت نخواهند کرد. اعتراضات و تجمعات خیابانی و جمعی باعث می شود که تفکرات و ایده های نوین نیز در جامعه پدیدار شود. ملت آبدیده تر شده و در مقابله با مواجهات بعدی آماده تر و هماهنگ تر می شود. تجمعات باعث شکل گیری زیر گروه های مختلفی می شود که در آینده می تواند با در ارتباط بودن با همدیگر نقش پررنگتر و برنامه های با مدون تر شکل گیرد. در عصر اطلاعات و ارتباطات، طرفی موفق خواهد بود که ارتباط وسیع تری داشته باشد و این ارتباطات منجر به شکل گیری تشکل های خرد می شود که از بین این تشکل های خرد می توان به یک فکر جمیع رسید. از محاسن دیگر اعتراضات و تجمعات می توان به چالش انداختن دولت در مقابله با این پدیده می شود که در این راه حرکت می تواند به مسیرها و برنامه های جدیدی روی آورده و حکومت را در یک حالت آچمز قرار دهد. و در مواقعی دولت را مجبور به پذیرش خواسته های حرکت کند. اکثر اتفاقات و واکنش هایی که از طرف ملت آذربایجان روی داده همگی در مواجهه با یک مساله که از جانب حکومت روی داده شکل گرفته است.

نتیجه گیری

همانطور که در بالا اشاره شد در این چند سال اخیر حرکت ملی آذربایجان شاهد اعتراضات مختلفی بوده که به اساسی ترین آنها در بالا اشاره شد. به غیر از مورد ششم (زلزله ورزقان) همگی آنها در واکنش به یک رفتار نابخردانه از طرف دولت یا مسئولان بوده است. البته مورد ششم را نیز می توان در ردیف رفتار واکنشی قرار داد ولی با توجه به اینکه زلزله یک مساله طبیعی می باشد، شاید کم کاری های دولت و مسئولین بعد از بروز زلزله موجب شود که یک اعتراض صورت گیرد در حالی که در این مساله ملت در صدد کمک رسانی به آسیب دیدگان از زلزله که یک بلای طبیعتی می باشد عکس العمل نشان دادند، یعنی یک کنش اجتماعی که موجب گشت حکومت در این باره واکنش نشان دهد. با مقایسه زلزله ورزقان و اینکه این بار ملت آذربایجان دولت ایران را مجبور به واکنش به یک کنش اجتماعی نمود می توان به این نتیجه رسید که هر چقدر کنش های اجتماعی از طرف حرکت ملی صورت گیرد، و این کنش ها صرفا در جهت رویکردهای اجتماعی و عمومی باشد دولت مجبور به عقب نشینی شده و هر قدم عقب راندن دولت یعنی یک قدم جلو افتادن حرکت از دولت می باشد. کنش های اجتماعی که عمومی ترین و جامعه پذیرترین رفتارها در یک جنبش می باشند باعث پیشرفت حرکت می شوند. شاید این حرکات در وهله اول کمی بی معنی جلوه گر شود ولی این حرکات منجر می شود بدون دادن هیچ هزینه ای جامعه را به شکلی ناخودآگاه هماهنگ تر نموده و در مقابل دولت قرار داد.

برای اینکه حرکت ملی آذربایجان در جنبه های اجتماعی موفق باشد باید به شناخت جامعه خویش بپردازیم و نحوه مشارکت ملت را ارزیابی نماییم. اکثر حرکت های جمعی که صورت می پذیرد بدون آنکه ملت از آن آگاهی و اطلاعاتی داشته باشند روی می دهد. زمانی یک رفتار جمعی موفق خواهد بود که ملت نیز با آن مساله مواجه باشند. آگاه نمودن ملت و اطلاع رسانی و باز نمودن مساله در بین ملت قبل از یک رفتار جمعی موجب می شود که دستاورد آن نیز بهتر باشد و ملت نیز همراه این رفتار جمعی گردند. وقتی ملت از حق و حقوق خود مطلع باشند و مسائل و مشکلات جامعه را آگاهانه لمس نمایند می توان مطمئن شد که حتی اگر اعتراضی صورت پذیرد و آن اعتراض به خشونت نیز کشیده شود ملت همراه و حامی معترضین خواهند بود و این یعنی پیروزی. حرکت موفق حرکتی است که با سوق دادن ملت و در کنار ملت خویش بودن می تواند به آنچه که می خواهد برسد. متاسفانه در پاره ای از مواقع شاهد هستیم که بحث های مذهبی، شعارهای غیراخلاقی، رفتارهای غیر مدنی، دیالوگ های نامتناسب با جامعه در بین فعالین صورت می پذیرد که موجب دلسردی قشر بزرگ جامعه می گردد. باید از هرگونه رفتاری که موجب طرد فعالین از بطن جامعه می شود پرهیز نمود.

 علم مدیریت با تاکید بر ۵ شاخص اصلی برنامه ریزی صحیح، سازماندهی مناسب، ایجاد بستر مناسب و انگیزه کافی، کنترل و اجرای برنامه، موفقیت هر مساله ای را منوط بر اجرای صحیح این پنج مقوله می داند. در اکثر اعتراضات خیابانی عدم شناخت صحیح مسیر اعتراضات، محل و زمان اعتراضات، عدم اطلاع رسانی های موفق، باندبازی ها و رفتارهای طیفی باعث می شود تا این اعتراضات به حاشیه کشیده شود. در حرکت های اجتماعی باید امکان و زمان سنجی صورت پذیرد تا یک حرکت جمعی مصون از هرگونه توطئه ها قرار گیرد. همیشه دشمنان در صدد ضربه زدن بر پیکره این حرکت مقدس هستند پس باید اعتراضات و رفتارهای جمعی طوری برنامه ریزی و صورت پذیرد که تا حدالامکان از دادن بهانه های واهی به دست دشمنان آذربایجان در امان باد. ملاک ثبات حرکت ملی آذربایجان تنها اعتراضات خیابانی نیست بلکه باید این حرکت از تمامی ابعاد رو به جلو حرکت نماید. کنش های اجتماعی بدون شعور جمعی موجب به زوال کشیده شدن حرکت می شود. برای این کار بهتر است قبل از اقدام به هر کاری اطلاعات و دانش کافی در مورد فوق را داشته تا با ارزیابی و برنامه ریزی های صحیح کمترین هزینه را داشته باشیم. در اکثر هزینه های وارده بر پیکره حرکت ملی آذربایجان اعم از دستگیری و زندانی شدن فعالین عدم احتیاط، برنامه ریزی های غلط، احساسی نمودن مساله، سیاسی بازی های طیفی، عدم اطلاع رسانی های صحیح، رادیکالیزه نمودن حرکت، عدم وجود دیالوگ های مناسب با افکار مخالف در بطن حرکت و … باعث تحمیل هزینه بر حرکت می گردد. امید است فعالین مدنی آذربایجان با بهره گیری از علوم و فنون مبارزه که تاکید زیادی بر مبارزه عاری از خشونت دارد به آنچه که لیاقت این ملت شریف است دست یافته و حقوق طبیعی و انسانی خود را در دست گرفته و خود تعیین کننده سرنوشت خویش گردد.

درباره این مطلب نظر دهید