انتخاب زبان

آرشیو کتاب و مقالات

    Sorry. No data so far.

آخرین اخبار

«هفته ملی کودک» تافته‌ای جدا بافته

telnaz

اویان نیوز :

تئل‌ناز نعمتی

این که در مسئله‌ای چیزی را سیاه‌سیاه ببینیم یا سفیدسفید، چیز خوبی نیست؛ نرمالش این است که واقع‌گرا باشیم؛ اما حق نداریم واقع‌گرایی و واقعی گویی را با فردبینی و دیدگاه فردی خود اشتباه بگیریم که در این صورت واقع‌گرایی اسمش به دیکتاتوری و یا چیزی شبیه به فردبینی دیکتاتورانه تغییر خواهد کرد.
آن چه امروزه در جامعه ما آزاردهنده شده این است که علم نداریم به این که در فلان موضوع چه اتفاقی افتاده و چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است و با توجه به این اتفاقات نتایج آینده در آن موضوع چه خواهد شد؟ اما با این وجود به درست بودن نظرات خود اصرار می‌ورزیم. این که واقعیت ها نیز نسبی هستند را بپذیریم؛ ما اگر چه از گذشته خواهیم آموخت اما واقع گرای زمان خویش خواهیم بود.

انسان‌ها محصول آموزش و تربیت هستند

آن روز با یکی از همکاران در مورد شعر حدادعادل بحث می کنم و می گویم: «حدادعادل چوخ خور باخیر، بو مملکت‌ده آیری دیل‌لرده وار و تازا گرک بو دیل‌لر یازیلا و اوخونا و …» جواب می شنوم: « شما هم خیلی حساس شدید حدادعادل خواسته وزن شعر درست دربیاید این بیت شعر را آورده که: کابل و تهران و تبریز و بخارا و خجند / جمله ملک توست تا بلخ و نیشابور و هری» و به همین سادگی سیستم در همکاری دیگری با حدادعادل و در راستای افکار او به جای حذف این شعر این بیت را و آن هم به دلیل اعتراضات ملت آذربایجان حذف کرده و شعر را با همان عنوان «ای زبان فارسی» روی جلدهای کتاب می آورد که دهن‌کجی دیگری به قومیت های ایران کرده باشد؛ زیرا این شعر که میراث نیاکان ادعا شده را کودک کرد و لر و بلوچ و تورک هم در مدارس می خواند در حالی که هیچ ربطی به نیاکان او ندارد.
افسوس که این همکار ما تورک زبان است و دریغ که به همه مسائل زندگی خود دیدگاهی به همین سادگی داریم که امروز طباطبایی و امثال او به خود اجازه می دهند که توهین‌های بزرگی به ترکان کرده و تمدن و فرهنگ او را در دو ترم ختم کنند و در نشریه وزینی چون «مهرنامه» به چاپ رسانند؛ و درست همین نگاه ها باعث شده که امروز دانشگاه های ما به جای ایجاد فضایی برای تربیت دانشجویانی نقاد و علمی به جایی تبدیل شود که دانشجویان برای اشکال فضا به آنجا بیایند؛ و اما این دیدگاه ها نتیجه تربیت و آموزشی است که «تفکرغالب» با حمایت و در پشتیبانی از «قدرت غالب» در طول سالیان دراز بر کرسی نشانده و تربیت و آموزشی را از ابتدا در این مملکت پیگیر شده که نتیجه اش ایجاد فضایی نیست که در آن «گفتمان منطقی» تولید شود و همین تفکرغالب امروز و دیروز نیازی ندیده برای ایجاد این فضا در دانشگاه‌ها و جاهای دیگر آموزشی تلاش کند، زیرا این فضا از جانب او برای منافع و قدرتش تهدیدی به شمار می آید. این همکار ما هم حاصل همان تربیت است؛ تربیتی که می‌خواهد از طباطبایی و امثال او مانقورت بسازد. امسال و سالهاست که این مانقورت سازی را در روز جهانی کودک و در نشانه‌گیری حذف «آموزش رسمی زبان» قومیت‌های دیگر در این جغرافیا با جان و دل حس می‌کنم.

«هفته ملی کودک» تافته‌ای جدا بافته

اما امسال روز جهانی کودک را سپری میکنیم درحالی که اگر در «پروسه ملت‌سازی» و حذف سایر قومیت‌ها در این جغرافیا، مدتی پیش «کارت ملی» را به خورد ما می‌دهند و با تاکتیکی بسیارنرم ذهن‌ها را آماده می‌کنند برای پذیرش این پروسه‌ که از زمان رضاخان شروع شد و با شعار یک ملت، یک فرهنگ و یک زبان چهره نمود؛ امسال نیز در ادامه همان پروسه و در تاکتیکی تافتهای جدا بافته روز جهانی کودک را نیز به «هفته ملی کودک» تغییر نام داده و کودکان سایر قومیت‌ها را به همین راحتی حذف می‌نمایند. امروز کار ناتمام رضاخان با ملیتی ایرانی، زبان فارسی و فرهنگ ایرانی – اسلامی در حال پیگیری است.
در عجبم اینان روز جهانی زن، روز جهانی کودک و … را قبول نمی‌کنند و روز زن و روزهای دیگری از روز جوان گرفته تا روز دختر و … را برای فرهنگ و مدنیت ایرانی – اسلامی خود می‌تراشند اما با این وجود خیلی راحت به خود اجازه می‌دهند تا فرهنگ و زبان‌های دیگر را در این جغرافیا حذف کنند.
امسال روز جهانی کودک را سپری می کنیم در حالی که در کوچه پس کوچه های تبریز، مراغه، قوشاچای، مرند، زنجان، اردبیل و دیگر شهرهای آذربایجان و در قومیتهای دیگر در لرستان، کردستان، خوزستان و … در خانه های ۱۰۰ متری با برنامه هایی روز جهانی کودک را برای کودکان قومیت ها جشن گرفته اند، اما سهم این کودکان در این روز از رسانه های ملی چه شد؟
سهم اینان در خبرگزاری ها، مهدکودک هایی که در اردبیل و زنجان و تبریز و … با بودجه پدر و مادری تورک و در سایر قومیت ها با بودجه پدر و مادری لر و بلوچ و کرد و عرب تأمین می‌شود چه شد؟ آیا سالن ارشاد که سهم کودکانی است که بخت با آنان یار بوده و زبانش بنا به دلایل سیاسی رسمی شده، سهم این کودکان نیست؟ سهم این کودکان را در جشن های کلان ملی در روز جهانی کودک و در جشنواره های کودک در این جغرافیا می‌خواهیم!
سهم زبانی و انسانی کودکان قومیت‌ها در روز جهانی کودک به عنوان بیگناه ترین موجودی که دنیای پاک و معصومانه شان را به دست بزرگانی سپرده‌اند که به دنبال منافع خود دنیای پاک او را خراب می کنند چه شد؟ چرا و با کدامین ماده حقوق بشری در روز جهانی کودک زبان مادری او را بایکوت و حذف نمودید؟ چرا دنیای او را به سخره گرفته اید؟ مگر زبان مادری او جدای از دنیای او است و مگر او با زبان مادری اش زاده نشده است؟ (۱) چرا به خاطر تأمین منافع سیاسی خودتان قسمتی از وجود او را برای بریدن و حذف کردن انتخاب کرده اید؟ زبان او هویت او است و چرا او را به «لالی مدرن»(۲) تشویقش می کنید؟
حذف زبان او را جزء تاکتیک های سیاسی خود قرار ندهید، او معصومانه با دیدگاه های شما تربیت می شود، به فردایش بیندیشید که دیر شود و او نیز شبیه شما گردد!

۱- نظریه «نوام چامسکی» که کودک با زبان مادری خود زاده می‌شود.
۲- وام گرفته از مطلب «لالی مدرن» آقای علی محمدبیانی، شاعر و نویسنده زنجانی

درباره این مطلب نظر دهید