انتخاب زبان

آخرین اخبار

یادداشت روز : هجدهم دسامبر روز جهانی مهاجرت

angel

اویان نیوز :

 ۱۸ دئکابر: دونیا کؤچ گونو (۱۸ آرالیق: دونیا کؤچن‌لر گونو) گفته می‌شود: “روز هجدهم دسامبر به احترام جمع کثیری که کشور خود را برای یافتن زندگی آرام‌تر و بی‌دردسرتر و شادتر و در یک کلمه “بهتر” ترک کرده‌اند، روز جهانی مهاجرت نام گرفته است.” شاید در سایر کشورهای جهان مهاجرت از کشوری به کشور دیگر یا مهاجرت از شهر و دیاری به دیار دیگر در چارچوب یک مرز سیاسی یا فرهنگی جهت یافتن زندگی “بهتر” باشد ولی قالب افرادی که در سرزمین ما مهاجرت می‌کنند، برای فرار از وضعیت اسفناک و شرایط غیر قابل تحملی است که برایشان وجود دارد. شاید عباراتی چون “تبعید”، “مهاجرت اجباری” و یا به قول اکثر آذربایجانی‌های مهاجر که در بیان علت تَرک خانه و کاشانه خویش از عبارت “چاره‌سیزلیکدن” استفاده می‌کنند، توصیف بهتری از مهاجرت آنان باشد. علل اقتصادی، فقر شدید، بیکاری بسیار بالا، تجمع امکانات زندگی بهتر و راحت‌تر در شهرهای معدود که اکثرا نیز به زبان رسمی تکلم می‌کنند، ودلایل متعدد اجتماعی و سیاسی و … دیگر که عامل مهاجرت گشته‌اند. یک نکته دیگر بسیار قابل تامل است: در شرایطی که موج عظیم شهروندان به ویژه در آذربایجان به سوی مناطق مرکزی مهاجرت می‌کنند، طی سال‌های گذشته مهاجرت‌هایی بالعکس (مثلا در زنجان) دیده می‌شود. مهاجرت‌هایی که گاها با عنوان انتقال کارمندان دولتی، تاسیس و اشتغال شرکت‌های متعدد عمرانی، تجاری … ، مسئولان غیربومی، دانشجویان غیربومی و ماندگاری آنان در این شهر، حتی مشاغل آزادی چون رانندگان اتوبوس، تاکسی یا کارهای خدماتی متعدد، شرکت‌های بزرگ کشاورزی (که اقدام به خرید یا اجاره گسترده زمین‌ها در مناطق مستعد کشاورزی چون منطقه خدابنده کرده و سپس با بهره‌گیری از خود روستاییان به عنوان گارگران روزمزد، نیروهای کار با هزینه‌های پایین در اختیار می‌گیرند) که اتفاقا اکثریت این افراد مردمی غیرترک می‌باشند که فرهنگی متفاوت با مردم این شهر دارند، صورت می‌گیرد. در شرایط برابر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی چنین مهاجرت‌هایی آسیب‌های کمتری در پی دارند ولی در جامعه ما به دلیل نگاه‌های تبعیض آمیز دولتمردان که عملا شهروندان را به درجات مختلف تقسیم کرده است، ورود هر فرد با مختصات فرهنگی حاکم بر کشور، به برتری او منجر شده و تسلط همه جانبه‌ی او در مقایسه با هم‌ترازانش را در پی خواهد داشت. همه موارد بالا بالعکس برای مهاجران آذربایجانی (یا دیگر مهاجران غیرفارس) مهاجر به سمت مرکز اتفاق می افتد. در مهاجرت‌های مذکور؛ شهری که شهروندانش به دلایل اقتصادی از آن فرار می‌کنند، پذیرای مردمی دیگر به دلایل اکثرا اقتصادی است! و این معادله‌ای غیرقابل حل به نظر می‌رسد. همه اینها سبب تغییر ترکیب جمعیتی به سود فرهنگ حاکم و دولتی شده است. یعنی از یک سو مهاجران آذربایجانی در مناطق فارس‌نشین به جهت فرهنگی به تدریج تغییر یافته و همرنگ فرهنگ حاکم می‌شوند. از سوی دیگر بازماندگان نیز توسط گروه‌های مهاجر دیگری در معرض آسیمیلاسیون قرار می‌گیرند.

angel

طرح: Angel Boligan

درباره این مطلب نظر دهید