انتخاب زبان

آخرین اخبار

26ژوئن، روز جهانی منع شکنجه و دفاع از قربانیان آن

P1-s-283

یادداشت هفته

مقدمه

“شکنجه مجاز نیست حتی اگر نام دیگری برای آن در نظر بگیریم. رفتار خشن و غیر انسانی غیر قابل قبول و غیرقانونی است بدون در نظر گرفتن نامی که ما به آن می‌دهیم.” این جملات قسمتی از پیام کوفی عنان در ۱۰ دسامبر ۲۰۰۵ به مناسبت روز جهانی حقوق بشر و سالروز تصویب کنوانسون منع شکنجه می‌باشد.

هر نوع عملی که بر ضد تمامیت جسمی و روحی انسان خواه برای گرفتن اقرار یا اعتراف و خواه برای مجازات اعمال شود از مصادیق شکنجه می‌باشد. بدون شک شکنجه در هر وضعیت و در هر زمانی صورت بگیرد همواره غیرقانونی است. شکنجه به دلیل عدم توانایی دفاع قربانیان آن از خود، بدترین نوع خشونت در جهان می‌باشد. در این مقاله پس از ارائه‌ی تعریف‌های موجود برای شکنجه به بررسی قانون منع شکنجه در اسناد بین‌المللی و تاریخچه‌ی کنوانسیون منع شکنجه پرداخته شده و در پایان به چند نمونه از شکنجه‌های صورت گرفته در آذربایجان و اقدامات صورت گرفته علیه این عمل غیرانسانی اشاره شده است.

تعریف شکنجه

ماده‌ی ۱ کنوانسیون منع شکنجه چنین بیان می‌کند : ” عبارت شکنجه از نظر کنوانسیون حاضر به هر عمل عمدی که در اثر آن درد یا رنج شدید جسمی یا روحی علیه شخصی به منظور کسب اطلاعات یا گرفتن اقرار از او یا از شخص ثالث اعمال شود، اطلاق می‌گردد. همچنین تنبیه شخصی به خاطر عملی که وی یا شخص ثالثی انجام داده یا احتمال انجام آن می‌رود یا تهدید و یا اجبار او یا شخص ثالث، یا تنبیه شخص به هر دلیلی که مبتنی بر هر نوع تبعیض باشد شکنجه تلقی می‌گردد. “

به طور کلی بر طبق این کنوانسیون از لحظه‌ی بازداشت شخص یعنی از زمانی که آزادی از او سلب گردید و در اختیار مامورین ذی‌صلاح قرار گرفت، هر عملی که شخص را آزار دهد از مصادیق شکنجه محسوب می‌شود البته درد و رنج ناشی از مجازات قانونی جز مصادیق شکنجه نمی‌باشد.

به استناد اعلامیه‌ی سازمان ملل متحد کمبود غذا، کمبود خواب، ضرب و شتم، ناپدید شدن افراد، بی خبری خانواده ها از آنها، ایزوله کردن دراز مدت زندانی، سلول انفرادی و به طور کلی هر عمل خلاف حیثیت و منزلت انسانی، در چهارچوب کنوانسیون منع شکنجه می‌گنجد و دولت‌ها موظف به مقابله با چنین اقداماتی هستند.

کنوانسیون منع شکنجه

در روز دهم دسامبر سال ۱۹۸۴ سازمان ملل متحد کنوانسیون منع شکنجه را تصویب کرد و چند سال بعد، اجلاس عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۷در دانمارک و در سالروز پنجاه سالگی تصویب منشور حقوق بشر برای تجدید خاطره با این روز تاریخی و تقبیح جهانی شکنجه، ۲۶ ژوئن را روز جهانی منع شکنجه و پشتیبانی از قربانیان آن نامگذاری نمود. این امر به دو دلیل در این روز در اجلاس عمومی سازمان ملل انتخاب شد. یکی به دلیل امضای منشور سازمان ملل در ۲۶ ژوئن سال ۱۹۴۵ و دیگری سالروز قدرت اجرایی پیدا نمودن کنوانسیون منع شکنجه در ۲۶ ژوئن ۱۹۸۷٫

کنوانسیون منع شکنجه، سندی مهم در حمایت از حقوق بشر و اقدامی موثر درجهت بسط و گسترش منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد محسوب می‌شود. این کنوانسیون طی یک مقدمه و ۳۳ ماده در قالب سه بخش به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید و مطابق ماده ۲۷ کنوانسیون مزبور(ماده ۲۷ کنوانسیون منع شکنجه : ” کنوانسیون سی روز پس از تودیع بیستمین سند تصویب یا الحاق به دبیر کل سازمان ملل قدرت اجرایی پیدا می‌کند.”) قدرت اجرایی پیدا نمود. موضوع این کنوانسیون ممنوعیت شکنجه به طور مطلق است. در پروتکل الحاقی این کنوانسیون پیش بینی شده است که کمیته‌های ملی وبین‌المللی بتوانند به طور مستقل زندانها و مراکز نگهبانی پلیس را کنترل کنند. علیرغم گذشت نزدیک به سی سال از تصویب کنوانسیون منع شکنجه، تا کنون حدود پنجاه کشور و از جمله جمهوری اسلامی ایران هنوز این کنوانسیون سازمان ملل را امضا نکرده‌اند. این روز جهانی به‌ مانند موارد مشابه خود (روز جهانی زبان مادری) جایی در تقویم رسمی ایران ندارد و این در حالی‌ است که در ۱۶ جولای ۲۰۰۹ روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه در بوسنی و هرزگوین به عنوان تعطیل رسمی کشور انتخاب شد.

با وجود اینکه در قطعنامه سازمان ملل که در روز ۲۶ ژوئن سال ۱۹۸۷ میلادى به امضاى ۱۳۶ کشور جهان رسیده، اعمال هرگونه شکنجه در مورد زندانیان منع شده است. به استناد سازمان عفو بین‌الملل، هم‌اکنون در ۱۱۱ کشور جهان شکنجه اعمال می‌شود. ایران در این زمینه در کانون توجهات جهانی قرار دارد. سازمان‌های بین‌المللی حقوق‌بشری بارها از دولت جمهوری اسلامی ایران به دلیل آزار و شکنجه‌ی زندانیان انتقاد کرده‌اند.

با تمام این تفاسیر کنوانسیون منع شکنجه دستاوردهایی بسیاری داشته است از جمله آنکه با مطرح کردن موضوع شکنجه به طور گسترده در جهان، دیگر کشور یا دیکتاتوری وجود ندارد که به صراحت بگوید از شکنجه به عنوان روش سیاسی استفاده می‌کند.”هورست هرمان” جامعه شناس آلمانی معتقد است که بدترین دشمن شکنجه‌گران افکار عمومی می‌باشد و برای ایجاد روحیه شرم آوری شکنجه باید دست به افشای شکنجه گران در پهنای همگانی زد.

بررسی قوانین ایران در مورد شکنجه

در پی الحاق بیشتر کشورهای عضو سازمان ملل به کنوانسیون منع شکنجه، مجلس ششم جمهوری اسلامی ایران نیز پیوستن ایران به این کنوانسیون را تصویب کرد که این امر به دلیل تعریفی که از شکنجه در این کنوانسیون وجود داشت با مخالفت شورای نگهبان مواجه گردید. طبق این کنوانسیون تمام مجازات‌های بدنی از شلاق زدن گرفته تا قصاص و سنگسار از مصادیق شکنجه شناخته می‌شود و این امر سبب گردید تا شورای نگهبان مصوبه‌ی مجلس ششم را مخالف موازین شرعی و بر خلاف بخشی از قانون مجازات اسلامی تشخیص دهد.

به‌رغم تقبیح جهانی شکنجه، در بسیاری از کشورهای جهان هنوز شکنجه بخشی از نظام قضایی است. بی‌شک مدافعه از شکنجه به عنوان نوعی روش بازجویی سبب نابودی همه‌ی دستاوردهای چندین ساله‌ی اخیر در رابطه با شکنجه در جهان می‌شود. با وجود این‌که در اصل ۳۸ قانون اساسی ذکر شده است: ” هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است و متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود” اما مسئولین قضایی بر پایه‌ی همین اعتراف‌ها، حکم‌های طولانی مدت زندان و تبعید و منع فعالیت سیاسی و مدنی صادر می‌کنند.

در همین راستا سعید متین پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر در بند آذربایجانی به همراه چند تن دیگر از فعالین مدنی زنجانی در سال ۱۳۸۳ در نامه ی که به امضای قریب ۳۰۰۰ نفر از معلمین و شهروندان زنجانی رسیده بود عباس لسانی را به عنوان قربانی شکنجه معرفی کرده و به نهاد های حقوق بشری بین المللی و سازمان ملل متحد جهت اطلاع از وضعیت شکنجه در آذربایجان ارسال نمود.

سال گذشته نیز هم زمان با سالروز ۲۶ ژوئن جمعی از فعالین مدنی آذربایجانی با حضور در منزل شخصی مرحوم پروفسور زهتابی با دیدار از بازماندگان محمد تقی زهتابی و یاد کردن سالها شکنجه و تبعید به سیبری در سالهای بعد از۱۳۲۴ در زمان شوروی سابق و تحمل چهار سال شکنجه در زمان بعد از انقلاب اسلامی ایران از مبارزات  ملی آن مرحوم تقدیر به عمل آوردند.

در سالهای اخیر شمار زیادی از شهروندان و فعالین مدنی آذربایجانی تحت شکنجه قرار گرفته اند که از نمونه های این افراد می توان به سعید متین پور، آیت مهرعلی بیگلو (یوروش)، فردین مرادپور، وحید داورپناه، محمدرضا هادی، حبیب پورولی، حمید والایی، مهدی کوخیان، داود عظیم زاده، قادر نوروزی و صدها تن دیگراشاره نمود . با این وجود بسیارند افرادی که به خاطر فشار ارگانهای امنیتی از ابراز شکنجه های اعمال شده به خود تاکنون سکوت اختیار کرده اند.

به اعتقاد فعالین آذربایجانی شناسایی قربانیان شکنجه در آذربایجان و حمایت از این افراد و معرفی عاملان آن باعث تقبیح هر چه بیشتر این عمل غیرقانونی شده و نزول کمیت و کیفیت این رفتار غیر انسانی را بدنبال خواهد داشت.

درباره این مطلب نظر دهید