انتخاب زبان

آخرین اخبار

روزبه سعادتی : پس از شهریور 1320 تبعیضهای اعمال شده بر آذربایجان در یک چشم انداز ملی مطالبه می شود

ruzbeh sedeti

اشاره : « هنگامی که معماران جمهوری مان واژگان فخیم قانون اساسی و اعلامیه استقلال را می نوشتند [ در واقع ] آن ها داشتند پای سفته ای را امضا می کردند که در پی آن تمامی آمریکایی ها وارث آن می شدند. این سفته عهد و پیمانی بود که [ براساس آن ] همه انسان ها، بله همه انسان های سیاهپوست و سفیدپوست، «حق غیرقابل انکار زندگی، آزادی و طلب شادی و خوشبختی» برایشان تضمین می شد.» مارتین لوترکینگ

روز دوشنبه ۱۲ شهریور سال ۱۳۲۴ با انتشار بیانیه ای (مراجعت نامه) به دو زبان تورکی آذربایجانی و فارسی مشتمل بر یک مقدمه و ۱۲ ماده، فرقه دموکرات آذربایجان تشکیل خود را رسما اعلام داشت.

«روزبه سعادتی» متولد ۱۳۶۳ ساکن میانه، وبلاگ نویس، فعال دانشجوی آذربایجانی، مدرس تاریخ معاصر آذربایجان و زبان تورکی، دانش آموخته ی الکترونیک و دانشجوی اقتصاد دانشگاه تبریز؛ به مناسبت سالروز تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان در۱۲ شهریور سال ۱۳۲۴ شمسی در گفتگویی با سایت اویان نیوز از شرایط اجتماعی و زمینه های تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان و از خط فکری این جریان تاریخی سخن می‌گوید.

 ۱ – آرایش نیروهای سیاسی- اجتماعی آذربایجان قبل از شهریور ۱۳۲۰ به چه شکلی بود؟

ج : قبل از به قدرت رسیدن رضا شاه ما شاهد نضج گیری جریانهای مترقی در ایران و علی الخصوص آذربایجان هستیم. می توان گفت که حتی مشروطه تهران مرهون مشروطه آذربایجان است. در واقع تاثیرات تغییرات اجتماعی در غرب و دوره ی تنظیمات تورکیه، سیل انبوه آذربایجانیان در آذربایجان شوروی، ظهور اندیشه ی چپ و … به همراه موقعیت جغرافیایی-تاریخی آذربایجان باعث می شد که آذربایجانیان بیش از دیگر اهالی ساکن ایران در تغییرات سیاسی-اجتماعی منطقه نقش داشته باشند. اکثریت دموکراتهای مجلس دوم آذربایجانی بودند. ستارخان و انجمن غیبی، فرقه ی عدالت به رهبریت غفارزاده و سلطان زاده، حیدر خان عمواوغلو، محمد امین رسولزاده و … نمونه هایی ازحضور آذربایجانیان در رخدادهای مشروطه می باشند. بعدها فرقه ی دموکرت آذربایجان به رهبری شیخ محمد خیابانی، تفی رفعت سردبیر روزنامه ی تجدد، و آذربایجانیانی همچون میر جعفر پیشه وری که در شکل گیری جنبش کمونیستی ایران نقش موثری داشتند را می توان در این لیست قرار داد. حتی احمد کسروی و امثال تقی زاده در این دوره جزو نیروهای ترقی خواه به حساب می آیند… ولی عدم وجود یک قدرت مرکزی مقتدر و سرخوردگی برخی نیروهای سیاسی-اجتماعی با تجربه ی عقیم مشروطه، به همراه ناامنی های منطقه ای زمینه را برای به روی کار آمدن رضا خان فراهم می کند. در واقع سنت استبدادزدگی مردم که برای گریز از هرج و مرج زیر سلطه ی امنیت رضاخانی! رفتند و تغییر بیعت روشنفکران سرخورده که خواستار ایجاد یک دولت مدرن و یک ملت یکدست بودند، و برخی خرده عوامل دیگر پایان سلطنت هزار ساله ی تورکان را در ایران رقم زد. رضاخان اقدام به سرکوب تمامی جریانها میکند. این سرکوب هم شامل جریانهای ترقی خواه می شود و هم دیگر جریانها. در تبریز مشروطه خواهان اعدام می شوند، حکومت شیخ محمد خیابانی در آذربایجان ساقط می شود و خیابانی کشته می شود. حکومت سوسیالیستی گیلان به همراه قیام شیخ خزعل در جنوب و کلنل پسیان در خراسان سرکوب می شود. همچنین رضاخان ناامنی های ایلات بختیاری و لرها را نیز آرام می کند. در واقع پس از یکه تازیهای رضاخان و سالهای ۱۲۹۹ شمسی، ما بیست سال شاهد اوفول همه جانبه آذربایجان هستیم. تجدد آمرانه حکومت ، سیاستهای یکسان ساز مرکز، و تبعیضهای اقتصادی، آذربایجان را که زمانی تاثیرگذارترین منطقه در ایران بود به حاشیه می راند. روزنامه “مهد ایران” که یک روزنامه ی دست راستی و بورژوا بود در یکی از شماره هایش می نویسد: “دموکراسی در ایران بیست سال به تاخیر افتاده و استبداد عرصه را برای زایش و پیدایش اندیشه های آزاد تنگ کرده است.” ولی با وجود سرکوب جریانهای روشنفکری آذربایجان و حذف این نیروها بازهم در این بیست سال برخی جریانها به صورت زیر پوستی به حیات خود ادامه دادند. جمع ۵۳ نفر که در سال ۱۳۱۶ به جرم مرام اشتراکی دستگیر می شوند. هر چند تعداد آذربایجانیان این جمع به اندازه انگشتان دست نمی رسد ولی شاخص ترین آنها تقی ارانی یک آذربایجانی بود. میر جعفر پیشه وری عضو سرشناس حزب قدیم کمونیست ایران و موسس اصلی حکومت ملی در ۱۳۲۴ شمسی ۱۱ سال را در زندان رضاخان سپری می کند. و پس از شهریور ۱۳۲۰ است که تبعیضهای اعمال شده بر آذربایجان در شرایط ضعف قدرت پهلوی دوم در یک چشم انداز ملی مطالبه می شود .

 ۲ – به نظر شما چه دلایلی زمینه های تشکیل فرقه دموکرات را فراهم کرد؟

ج: در خصوص تشکیل فرقه دموکرات نظرات متعددی وجود دارد و برخی از آنها به علت عدم درک شرایط تاریخی و با پیش داوری به بیراه رفته اند. حکومت ملی اینگونه نیست که یک شبه تاسیس شود و قطعا زمینه های اجتماعی، تاریخی و سیاسی چندین ساله در آن دخیل هستند که مختصر به برخی از آنها اشاره می کنم.

چرخش حکومت رضاشاهی و نزدیکی آن به آلمان هیتلری در جنگ بین الملل دوم باعث ورود نیروهای نظامی شوروی و انگلیس در سوم شهریور ۱۳۲۰ به خاک ایران می شود. روسیه با استناد به ماده شش پیمان مودت ۱۹۲۱ نیروی نظامی خود را وارد ایران می کند مبنی بر اینکه: “اگر در درون خاک ایران اقدامی نظامی از طرف قدرت سومی به قصد اشغال این سرزمین صورت گیرد و یا خاک ایران به پایگاه نیروهای نظامی بیگانه ای برای یورش به خاک شوروی تبدیل شود، …. حکومت روسیه شوروی حق دارد برای دفاع از خود و به منظور انجام تدابیر نظامی-دفاعی ضروری، حق دارد که نیروهای نظامی خود را برای کوتاه زمانی وارد خاک ایران کند.” این اتفاقات زمینه را برای فرار رضاشاه از ایران و تقویت جریانهای سیاسی-اجتماعی فراهم می کند.

بسیاری از زندانیان سیاسی اعم از کمونیستها، دموکراتها و نیروهای ترقی خواه از زندان آزاد می شوند و برای آنکه بتوانند در تحولات کشور نقشی ایفا کنند، اقدام به تشکیل یکی از تاثیرگذارترین احزاب تاریخ معاصر ایران یعنی حزب توده زدند. سلیمان میرزا اسکندری، رضا روستا، جعفرپیشه وری، اردشیرآوانسیان، زین العابدی قیامی، بقراطی و چندین تن دیگر در تشکیل حزب توده نقش داشتند. همزمان نیروهای سیاسی-اجتماعی در آذربایجان نیز فعال شدند. جمعیت آذربایجان، سازمان زحمتکشان آذربایجان، کانون طرفداران دموکراسی، انجمنهای منطقه ای، اتحادیه های صنفی کارگری، جمعیت ضد فاشیست آذربایجان از جمله محفلهای شکل گرفته در آذربایجان بودند. محفلهای آزادی خواهی در شهرهای تبریز، اورمیه، سراب، خوی، مراغه، مرند اقدام به برگزاری میتینگها و سخنرانیهایی می کنند. به گفته میر قاسم چشم آذر درهر اجلاسی بدون استثنا درباره ستم ملی بر آذربایجان سخنانی ایراد می شود.  در یکی از اعلامیه های پخش شده در ۲۹ و ۳۰ شهریور۱۳۲۰ در تبریز آمده است:” همین قدر که چپاول کرده اید و به یغما برده اید، دیگر بس است. ما را به حال خودمان بگذارید. محترمانه شهرها و آب و خاک ما را ترک کنید و به خانه هایتان برگردید.”

از مهر ۱۳۲۰ تا آبان ۱۳۲۴ بیست و یک روزنامه انتشار می یابد. “وطن یولوندا”، “یومروق”، “ادبیات صحیفه سی” در تبریز، “قزل عسکر” در اورمیه، “یومروق” در اردبیل به زبان تورکی منتشر می شوند. همچنین روزنامه های دو زبانه ی” آذربایجان”، ” ستاره ی آذربایجان” و ” خاور نو”. دولت مرکزی به هیچ کدام از روزنامه های تورک زبان آذربایجان مجوز نشر نمی دهد و آنها بدون مجوز چاپ می شوند. این روزنامه ها در طول چندین سال در جهت طرح مطالبات ملی و طبقاتی قلم فرسایی می کنند.

علاوه بر آن مناسبات اقتصادی حاکم در آذربایجان از نکات مهمی است که زمینه شکل گیری فرقه را تسریع کرد. بسیاری از زمینهای زیر کشت آذربایجان در دست فئودالها بود. از ۷۰۰۰ روستای آذربایجان ۳۰۰ روستا متعلق به “ذوالفقاری” ها در زنجان، ۱۶۰ روستا متعلق به “اشراف”ها، ۲۵۳ روستا در دست “فرمانفرما”ها در میانه و سراب، خانواده های “مقدم” و ” موسوی” در مراغه، ” پناهی” ها در خلخال و “وهابزاده”ها در اردبیل هرکدام صاحب ۴۰ تا ۱۰۰ روستا بودند.۶۰ درصد روستاییان نیز فاقد زمین بودند. در واقع ما با یک اکثریت تهی دست و یک اقلیت سلطه گر مواجه هستیم و این اکثریت تهی دست است که پایگاه مردمی فرقه دموکرات آذربایجان و حکومت ملی را تشکیل می دهد. شما می توانید در خصوص پایگاههای مردمی فرقه به خاطرات سرتیپ درخشانی نیز مراجعه کنید.

ما حتی قبل از شکل گیری حکومت ملی شاهد تظاهرات های متعددی در شهرهای آذربایجان هستیم. در ۱۵ مرداد ۱۳۲۴ و زمان مجلس چهاردهم و ریاست هئیت دولت توسط صدرالاشراف تظاهرات گسترده ای در آذربایجان شکل گرفته است. همچنین تظاهرات چندین هزار نفره ۲۶ مرداد مراغه، ۵ شهریور اورمیه و ۱۰ شهریور مشکین شهر. یکی از اصلی ترین خواستهای معترضین تشکیل فوری انجمن های ایالتی و ولایتی و اجرای قانون اساسی مشروطه بود.

 ۳ – در مورد تشکیل فرقه دموکرات در ۱۲ شهریور و پایگاههای عمده آن چه شواهد تاریخی وجود دارد؟

ج : در پی رد اعتبار نامه میر جعفر پیشه وری در مجلس نمایندگان و بازگشت وی به تبریز، فرقه در ۱۲ شهریور ۱۳۲۴ با یک بیانیه ۱۲ ماده ای شروع به فعالیت می کند. در این بیانیه به فرازهایی از تبعیضهای روا داشته شده بر آذربایجانیان و برنامه های فرقه دموکرات در جهت پایان دادن به آنها اشاره شده است. حق تحصیل به زبان مادری یکی از بندهای این بیانیه را به خود اختصاص می دهد. حقی که چندین سال از آذربایجانیان سلب شده بود. این بیانیه توسط ۷۷ نفر از افراد شناخته شده که بعضا نگرشهای متفاوت و متضادی نیز داشتند، امضا می شود. این خود دلیلی بر فراگیر بودن فرقه و عدم گرایش به یک جهت گیری خاص می باشد. در بین امضا کنندگان اسامی صاحبان کارخانه، بخش هایی از اصناف، روحانیون از جمله سه روحانی از اورمیه با اسامی: اسماعیل علی زاده، میرکاظم ندیمی و حاجی اسماعیل، روزنامه نگاران، فرهنگیان و… به چشم می خورد.

تاسیس فرقه با استقبال اقشار مختلف جامعه مواجه می شود. با وجود مخالفت حزب توده ایران با تشکیل فرقه دموکرات، رضا روستا عضو کمیته مرکزی حزب توده به موسسین آن تبریک می گوید. بازاریان و اصناف نیز حمایت خود را اعلام می کنند. حتی ایلات “قاراپاپاق” و ” شاه سئون” نیز از تشکیل فرقه استقبال می کنند. حسین پاشا و امیر فلاح ایلخان “قاراپاپاق” از منطقه سولدوز، قولو خان بورچالی و … خواستار عضویت در فرقه دموکرات می شوند. طبق شواهد تاریخی در ده روز اول تشکیل فرقه فقط در تبریز ۱۰ هزار نفر به عضویت آن در می آیند. شاخه ی آذربایجان حزب توده نیز به فرقه می پیوندد. سخنرانی های پیشه وری مدام در جراید به چاپ می رسد. در تمامی سخنرانی ها و مقالات وی بر دموکراسی و آزادی و سرنوشت ملت ها اشاره می شود. در این شرایط نیروهای ارتجاع به شدت با فرقه مخالفت می کنند و آن را تجزیه طلب می خوانند. روزنامه های “نسیم صبا”، “حر”، “ندای عدالت” و… اقدام به انتشار نوشته هایی در مخالفت با فرقه می کنند. البته برخی جریانها نیز در تهران از اقدامات آزادی خواهانه فرقه حمایت می کنند ازجمله روزنامه های” نجات ایران” و مجله “زبان” متعلق به آزادی خواهان تهران. فرقه ی دموکرات در چنین شرایطی تشکیل می شود و به حیات یکساله خود ادامه می دهد.

 ۴ – ازاقدامات حکومت ملی آذربایجان پس از تاسیس آن به چه مواردی می توان اشاره کرد؟

ج : به نوشته برخی نویسندگان مخالف حکومت ملی، کاری که فرقه دموکرات در عرض یکسال در آذربایجان انجام داد رضا شاه در عرض بیست سال انجام نداده بود. اقدامات صورت گرفته توسط حکومت ملی لیست بلند بالایی را شامل می شود. از جمله اصلاحات ارضی برای اولین بار در آذربایجان، ایجاد و تعدیل روابط مالک و زارع، تصویب و اجرای قانون کار و بیمه کارگران، تشکیل کنگره دهقانی، تاسیس دانشگاه ملی در آذربایجان، ایجاد کار و توسعه زیر ساختهای اقتصادی و فرهنگی و بسیاری اقدامات دیگر.

 ولی از اصلی ترین اقدامات می توان به تفویض حق انتخاب کردن و انتخاب شدن به زنان در انتخابات مجلس، انجمن‌های ایالتی و ولایتی، انجمن‌های شهر و بخش و ده، با حقوق برابر با مردان برای اولین بار در ایران و رسمیت تحصیل به زبان مادری در مدارس آذربایجان اشاره کرد. علاوه بر آن کلیه مکاتبت دولتی و اداری و اسناد رسمی به زبان تورکی صورت می گرفت.

 ۵ – در برخی منابع به مناسبات فرقه دموکرات آذربایجان با شوروی اشاراتی شده است. این مناسبات در چه حدی بوده است؟

ج : برای درک بهتر این موضوع لازم است چند نکته را مطرح کنم. ما بعضا مسائل را نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که می خواهیم، می بینیم و این در مورد مسائل تاریخی ما را به بیراهه می برد. در مورد وابستگی های حکومت ملی آذربایجان به شوروی عده ای قلم فرسایی کرده اند. ولی آیا این قلم فرسایان همانگونه که به ارتباط شوروی و حکومت ملی می نگرند به مراودات ژاپن و آمریکا نگریسته اند؟ یا هند و آمریکا و بسیاری روابط بین کشورها. نه تنها با همان مقیاس ندیده اند بلکه بارها ژاپن و امثال آن را مدح کرده اند. من نمی خواهم و نمی توانم روابط ژاپن را در قبال آمریکا محکوم کنم. منظور اشاره ای بود به سو نیتهای ایشان. شما هیچ حکومتی و کشوری را نمی توانید نام ببرید که مراوده ای با یک قدرت دیگر نداشته باشد. در مورد فرقه ی دموکرات هم بایست همین نگرش وجود داشته باشد. هیچ سندی تاکنون به تبعیت بی چون و چرای! فرقه از شوروی اشاره نکرده است. بعضی ها در این خصوص دیدگاههای خود را نوشته اند. حتی در لابلای اسناد می توان عکس این نگرش را نیز استنتاج کرد. مکاتبات پیشه وری با سران آذربایجان شوروی، اعتراض های مداوم حزب توده در جهت انحلال فرقه دموکرات و معامله با قوام و گرفتن سه وزارتخانه. قتل پیشه وری در باکو و نمونه های بسیاری . حتی اعتراضات حزب توده به کمینترن در جهت انحلال فرقه دموکرات پس از انتقال فرقه به باکو مبنی بر آنکه بر پایه ی نظریه لنینیستی حزب طبقه کارگر برای هر کشور می بایست واحد باشد. درحالی که چندین سال فرقه دموکرات به عنوان یک حزب طبقاتی شناخته نشد، در واقع بیشتر ملی بود تا اینکه بخاطر ملاحظات سیاسی در سال ۱۳۳۹ آن را در حزب توده ادغام کردند.

من منکر ارتباط فرقه ی دموکرات با شوروی نیستم ولی معتقدم بزرگنمایی هایی صورت گرفته است و همه اعضای فرقه چنین وابستگی را نداشتند خصوصا شخص پیشه وری. و این انگ اولا ناشی از برخی ملاحظاتی است که در ایران کنونی اعمال می شود و ثانیا از توهم توطئه ای است که قریب به صد سال در افکار مردم وجود داشته است و برای هر رویدادی یک عامل بیگانه ای را طراحی می کند!

 ۶ – آیا فرقه دموکرات آذربایجان متاثر از چپ مارکسیستی بود؟

 ج : در جواب سوال قبلی عرض کردم اگر فرقه دموکرات مرام کمونیستی داشت کمینترن فورا آن را در حزب توده ادغام میکرد. علاوه بر آن در هیچ کدام از بیانات فرقه به مرام کمونیستی اشاره نشده است. در جای جای بیانات به اصلی ترین حقوق مدنی و ملی آذربایجانیان اشاره می شود.

حتی در برخی از نوشته های پیشه وری به حقوق فردی و فردیت انسانها نیز تاکید شده است. و در یکی از نوشته هایش به صراحت از آنارشی کمونیسم انتقاد کرده است. ضمنا “خویی” که با ائتلاف پیشه وری در تبریز به مجلس شانزدهم انتخاب شده بود از صاحبان کارخانه محسوب می شد. به نظر می رسد این عملکردها از یک کمونیست بعید باشد.

 برخی نیز عملکرد اقتصادی فرقه را دلیلی بر وجود این مرام می دانند. این در حالی ست که ایشان شرایط زمانی را در نظر نمی گیرند. همانگونه که در سطور بالا ذکر شد آذربایجان در آن دوره تحت سیطره اقلیتی فئودال بود وعملکرد فرقه نه تلاشی در جهت ایجاد یک جامعه بی  طبقه که تلاشی در جهت بسط عدالت اجتماعی به حساب می آید.

 ۷ – در مورد شخص پیشه وری، وی تا چه حد گرایشات چپی داشت؟

ج : پیشه وری قبلها از اعضای فعال حزب کمونیست بود که در اواخر ۱۲۹۹ اعلام موجودیت کرد. وی حتی در حکومت سوسیالیستی جنگل به نوعی مسئول روابط خارجه بود. ولی فراز و نشیبهای زندگی وی و درک صحیح شرایط زمانی افکار اولیه او را تغییر داد. شاید بهتر است آن را نوعی چرخش به سوسیالیسم تعبیر گردد. در حالیکه بسیاری از نیروهای چپ مارکسیتی به این درک نرسیدند. در جامعه ای که هنوز طبقات تحدید شده ای وجود نداشت و هنوز پرولتری در آن شکل نگرفته بود صحبت از انقلابات کمونیستی عبث بود. همچنین مناسبات پیشه وری در زندان با اعضای ۵۳ نفر خصوصا تقی ارانی سندی است بر این مدعا که وی به مطالبات ملی ارجحیت می داده است در حالی که عده ای از آنان برای ترویج سراسری لنینسیم در ایران، به تک زبانگی فارسی تاکید داشته اند.

و اگر دقیق بخواهم گرایشات فکری وی را بگویم: سوسیالیستی که به اصلی ترین حقوق انسانی معتقد بود و هرگز به جمود فکری دچار نشد. و تمام تلاش خود را در جهت رفع تبعیضات زبانی، اقتصادی، جنسیتی و … به کار بست.

 ۸ – چه عواملی زمینه های سقوط فرقه دموکرات را فراهم کرد؟

 ج : عوامل متعددی در سقوط حکومت ملی نقش داشتند که به برخی از آنها تیتر وار اشاره می شود. از جمله کارشکنی های فئودال هایی که با روی کار آمدن فرقه دموکرات به حاشیه رانده شده بودند. قحطی و خشکسالی که در ۱۳۲۵ در برخی شهرهای آذربایجان وجود داشت و به سیاست های اقتصادی حکومت ملی ضربه جبران ناپذیری زد، خیانت برخی عناصر غیر ملی درون کادر رهبری فرقه دموکرات آذربایجان، تعجیل در اصلاح اراضی، وجه المصالحه قرار دادن حکومت ملی آذربایجان و آذربایجانیان توسط آمریکا و شوروی و ملاحضات سیاسی شکل گرفته در آن مقطع  زمانی و …

ولی به اعتقاد من اصلی ترین دلیل سقوط حکومت ملی وضعیت اجتماعی آذربایجان بود. توده ای از مردم که هنوز به درک کاملی از حقوق خود دست نیافته بود و برای حکومت نوپای آذربایجان امکان آموزش این حقوق در آن زمان اندک فراهم نشد. توده ای که با ارعاب خوانین و ایادی ارتجاع از حقوق مسلم خود عقب نشینی کرد و عده ای کثیری از آن ها توسط ارتش شاهنشاهی قتل عام شدند.

به سخنی دیگر مرحله گذار، که هنجارها و ارزشهای موجود دگرگون می شوند، نیاز مبرمی به ایجاد ثبات اجتماعی و اقتصادی دارد. در آن مقطع زمانی به دلایلی که در بالا ذکر شد این امکان فراهم نشد و کادر رهبری فرقه به ویژه پیشه وری با توجه به نگرش و گرایشات فکری خود از اعمال اقتدار برهنه در این راستا خودداری کرد. شاید اگر به جای وی یک نهاد و تیپ نظامی قدرت را در دست می گرفت تاریخ به گونه ای دیگر رقم می خورد.

سخن آخر:

قطعا نمی توان حکومت ملی را در چند سطر گنجانید. ولی به نظر می رسد که بازخوانی این برهه از تاریخ معاصر آذربایجان می تواند روند ملت شدگی آذربایجانیان را تسریع کند و این اصلی ترین دلیل بایکوت و انحراف این برهه از تاریخ توسط نیروهای مرکزگرا می باشد و معتقدم که اگر این مقطع زمانی به درستی واکاوی شود می تواند به عنوان مدلی مترقی برای رفع معضلات حال حاضر تبیین شود. مدلی که در تاریخ این منطقه بی بدیل می باشد.

درباره این مطلب نظر دهید