انتخاب زبان

دریاچه اورمیه

    Sorry. No data so far.

آخرین اخبار

سامان جهانپور: فاجعه دریاچه اورمیه فراتر از پیش بینی ها به ما آسیب خواهد زد

saman cahanpur

اویان نیوز: بحران دریاچه اورمیه به یکی از حیاتی ترین مباحث آذربایجان بدل شده و در واقع حیات آذربایجان به حیات دریاچه گره خورده است. موضوع بحران دریاچه اورمیه و عواقب ناشی از خشک شدن دریاچه، مدت ها است به یکی از مباحث رسانه ها و فضای مجازی بدل شده است.

سال گذشته تعدادی از شهروندان آذربایجانی در روز ۲۰خرداد۹۳ در اعتراض به بی توجهی دولت به مسئله خشک شدن دریاچه اورمیه در شهرهای اورمیه و تبریز دست به اعتراض زدند. این اولین اعتراض شهروندان آذربایجانی به بحران دریاچه اورمیه نبود و در سال های پیش از این نیز به مناسبت های مختلف چندین بار در اعتراض به این بی توجهی ها تجمعات اعتراضی در شهرهای مختلف آذربایجان برگزار شد.

سایت خبری – تحلیلی اویان نیوز به مناسبت سالگرد اعتراضات ۲۰ خرداد و همچنین بررسی عوارض خشک شدن دریاچه اورمیه با سامان جهانپور گفتگویی انجام داده است.

سامان جهانپور فعال محیط زیست متولد سال۱۳۷۰، اهل تبریز ، دانشجوی سابق دانشگاه علوم پزشکی تبریز است. وی هم اکنون ساکن کشور ترکیه بوده و مقالات و تحقیقات متعددی درباره عوارض خشک شدن دریاچه اورمیه انجام داده است.

۱- بحران دریاچه اورمیه چه عوارضی بر حوزه سلامت منطقه خواهد داشت؟

دریاچه ی اورمیه تنها نقطه ای از یک دایره بزرگ است که نام آن اکوسیستم است. نقطه های تشکیل دهنده ی این دایره یا اکوسیستم میلیون ها جاندار و گیاه هستند که با یکدیگر به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم ارتباط دارند و بر همدیگر اثر گذاشته و از یکدیگر اثر می پذیرند.

اگر حتی یک قسمت و یا نقطه ای از این دایره جدا شود این حلقه از هم خواهد پاشید. سال ها پیش علایم اولیه نابودی اکوسیستم دریاچه ی اورمیه با پس رفت آب و کوچ فلامینگوها آغاز شد اما به دلیل نبود اطلاع رسانی دقیق و صادقانه، مردم و مسئولان به آینده تاریک عروس آذربایجان توجهی نکردند.

شاید خیلی از دوستان به خاطر این گفته به من خرده بگیرند که چرا می گویی مردم توجهی به دریاچه ی اورمیه ندارند پس این تظاهرات برای چه بود؟ من صحبتم مربوط به سال های دهه ی هفتاد و هشتاد شمسی است که عده انگشت شماری در مورد خطر خشک شدن دریاچه ی اورمیه اطلاع داشتند و زمان اطلاع رسانی نه از طرف مسئولان و نه از طرف مردم خریداری نداشت.

حال آن دریاچه زیبای سال های گذشته به بمب شیمیایی تبدیل شده است که در زمان انفجار نهایی، فاجعه ای به بار خواهد آورد که می توان این را با انفجار نیروگاه هسته ای چرنوبیل در اتحاد جماهیر شوروی مقایسه کرد و بیشترین صدمه ای که مردم از حادثه  خواهند دید در حوزه ی سلامت خواهد بود.

۲- چه بیماری هایی بر اثر بحران دریاچه اورمیه در منطقه شایع خواهد شد؟

بیماری هایی که خشک شدن دریاچه با خود خواهد آورد شامل بیماری هایی خواهد بود که تمام ده دستگاه بدن را درگیر خواهد کرد.

از اینک نمی توان به صورت حتمی گفت کدام بیماری ها بیشتر خواهد بود و چه قسمت هایی از بدن بیشترین آسیب را خواهند دید اما با توجه به آمار فاجعه های محیط زیستی که پیش از این در نقاط دیگر دنیا اتفاق افتاده اند می توان الگویی ترسیم کرد.

از بیماری های پوستی و دستگاه تفسی گرفته تا انواع سرطان ها و بیماری های دستگاه عصبی و خونی مردم را درگیر خواهد کرد.

به صورت خلاصه اگر بخواهم بگویم این فاجعه شامل چهار موج در حوزه ی سلامت خواهد بود.

موج اول بیماری ها، شامل بیماری هایی است که به صورت سرپایی درمان خواهد شد مانند سوزش چشم و تنگی نفس.

موج دوم شامل بیماری هایی خواهد بود که ارگان های داخلی مانند ریه را درگیر خود خواهد کرد و مدت بیشتری نیاز به بستری شدن دارند.

موج سوم بازهم ارگان های داخلی را درگیر خواهد کرد اما این ارگان های داخلی مانند ریه و دستگاه تنفسی ارتباط مستقیمی با محیط بیرون ندارند مانند قلب و سیستم گردش خون که با جذب مواد شیمیایی و مضر محیط زیست، همه ی بدن را درگیر خواهند کرد و هزینه های سنگین درمان را به مردم تحمیل خواهند کرد.

موج چهارم که شاید با موج سوم آغاز شود شامل بیماری های خواهد بود که نه اطلاعی از نوع بیماری و درمان آن داریم و نه هزینه ای که به مردم تحمیل خواهد کرد.

اکنون به علت بی تدبیری مسئولان، بدون آمادگی لازم وارد موج دوم بیماری ها شده ایم. گفته ی من به این معناست که شاید فاجعه فراتر از انتظارها و پیش بینی ها به ما آسیب خواهد زد.

۳- امکان بروز بیماری های نوظهور تا چه حدی در منطقه جدی است؟

بهتر است این سوال شما را با مثالی جواب دهم. در دهه ی شصت میلادی دریاچه ی آرال در آسیای میانه بین کشورهای قزاقستان و ازبکستان به علت مصرف نادرست منابع آبی شروع به خشک شدن کرد.

در آن زمان، آن قسمت از آسیای مرکزی  شروع به صنعتی شدن کرده بود و کاشت و برداشت «طلای سفید» یا همان پنبه، رونق زیادی به خود گرفته بود.

از طرف دیگر اتحاد جماهیر شوروی نیز با ساخت کارخانه ها و نیروگاه های تولید برق، باعث سرازیر شدن خیل عظیمی از مردم در جستجوی کار، به آن مناطق شد. اما منطقه ظرفیت و آمادگی کافی برای پذیرش این همه جمعیت و صنایع را نداشت.

یکی از این کمبودها در حوزه ی دفع فاضلاب بود. دولت وقت و مردم، خواه و ناخواه دریاچه ی آرال را تبدیل به چاه فاضلاب کردند.

این فاضلاب، فضولات انسانی و از همه خطرناکتر سموم و فاضلاب صنایعی را شامل می شد که مملو ازفلزات سنگین بود.

از طرف دیگر اتحاد جماهیر شوروی در جزایر متروکه و خالی از سکنه دریاچه آرال، برای تولید و آزمایش بمب ها وسلاح های شیمایی فعالیت می کرد. با شروع خشک شدن دریاچه آرال و تجزیه شوروی، این صنایع نظامی تخلیه شدند اما محیط به صورت اصولی از مواد شیمیایی پاک سازی نشد این مواد شیمیایی به قدری خطرناک بودند که در مناطق نزدیک به این صنایع نظامی، هیچ موجود زنده ای وجود نداشت.

با وقوع طوفان های شنی و نمکی این مواد شیمیایی به بدن مردم منطقه نفوذ کرده و به مرور، باعث جهش های ژنتیکی در نوزادان شد. ازنوزاد های به هم چسبیده و بدون دست و پا گرفته تا نوزادان مبتلا به انواع بیماری ها.

دریاچه ی اورمیه هم مانند آرال در سال های اخیر تبدیل به محل انباشته شدن فاضلاب صنایع و مردم نزدیک به دریاچه شده است.

این فاضلاب که شامل فلزات سنگین است قطعا نسل آینده مردم آذربایجان را درگیر خود خواهد کرد و جهش های ژنتیکی را در پی خواهد داشت که باعث بروز بیماری های شناخته شده و ناشناخته خواهد گردید.

۴- تاثیرات اکولوژیکی این مواد سمی و فلزات سنگین بر گیاهان و جانداران منطقه چگونه خواهد بود؟

گیاهان و جانداران هم قسمتی از این حلقه اکوسیستمی هستند که ما نیز در داخل آن هستیم. جهش های ژنتیکی که در سوال قبلی اشاره کردم شاید باعث به وجود آمدن نسل جدید و بسیار خطرناکی از جانداران شوند که با اکوسیستم موجود اصلا سازگاری ندارند . این جانداران و گیاهان نو ظهور شروع به تغییردادن محیط زیست ما خواهند کرد که ما در طول میلیون ها سال با آن سازگار شده ایم.

 اگر بخواهیم به صورت ساده بگوییم، مثل این است که در دنیای هفت هشت میلیاردی امروز، دایناسورها دوباره شروع به تولید مثل کنند، شما حدث بزنید چه فاجعه ای روی خواهد داد؟ چندین قرن ما پسرفت خواهیم کرد؟

فاجعه دریاچه ی اورمیه نه تنها ما انسان ها بلکه همه ی جانداران ، گیاهان و محیط زیست آذربایجان و کشورهای همسایه را درگیر خود خواهد کرد.

اما باید این را هم متذکر شوم خشک شدن دریاچه ی وضعیت آب منطقه را هم تغییر داده است.

در ماه های گذشته با همکاری دوستان گزارشی را منتشر کردیم که در این گزارش وضعیت آب چاه های اطراف دریاچه ی اورمیه بررسی شده بود.

 متاسفانه غلظت مواد محلول در آب چاه های اطراف دریاچه ی اورمیه به درجه ای رسیده است که دیگر قابل نوشیدن نیست اما به دلیل نبود آب لوله کشی و بهداشتی در بعضی روستاها مردم از این چاه ها استفاده می کنند. آب چاه ها به دلیل شور شدن و افزایش غلظت مواد محلول و نفوذ برخی مواد مضر، آسیب های جدی ای به سلامت مردم منطقه زده است.

در بسیاری از روستاهای بررسی شده، دندان های کودکان زیر سیزده سال بررسی شد که دندان های بیش از نود درصد کودکان به دلیل شوری و غلظت مواد محلول آب چاه ها لکه دار شده بود.

تعداد افراد مبتلا به فشار خون و بیماری های کلیوی و دستگاه گوارش افزایش فزاینده ای داشت. حتی در روستاهای دارای آب لوله کشی و به اصطلاح بهداشتی نیز وضعیت به همین منوال بود.

آب لوله کشی شهرها و روستاهای آذربایجان دارای استاندارد کافی برای نوشیدن نیستند.

نیترات بالا یکی از دلایل ناسالم بودن آب لوله کشی بود. نیترات ماده ای مضر برای بدن است که حتی با جوشانیدن آب نه تنها از بین نمی رود بلکه غلظت آن افزایش می یابد.

۵- چه توصیه ای برای مردم منطقه دارید؟

دولت و مسئولان ایران در طول سالیان اخیر به جز وعده دادن، کار دیگری انجام نداده اند. همین مسئولان بارها مانع از انتشار آمار و خبر های مربوط به دریاچه ی اورمیه شده اند حتی کار به جایی رسیده است که دریاچه ی اورمیه تبدیل به موضوع امنیتی شده است و هرکسی که سخنی از دریاچه اورمیه می گوید کارش به بازداشتگاه و زندان می کشد.

در نبود مسئولان وظیفه شناس و خدمتگذار مردم، مسئولیت مردم آذربایجان سنگین تر شده است. آنها هم باید اطلاع رسانی کنند و هم خود را برای بیماری ها و هزینه های سنگین اقتصادی تحمیلی این فاجعه آماده کنند.

خواسته من از مردم آذربایجان این است که در قبال افرادی که به محیط زیست خود آسیب می زنند سکوت نکنند. اینک ما انرژی لازم برای اعتراض و احقاق حق پایمال شده خود را داریم اما زمانی که وارد موج سوم بیماری های فاجعه دریاچه ی اورمیه شویم، دیگر حتی انرژی ایستادن در صف بیمارستان ها را هم نخواهیم داشت.

دومین توصیه ی من به مردم آذربایجان این است که کودکان و افراد کهن سال و انسان هایی که مبتلا به بیماری های قلبی و ریوی هستند، به هیچ عنوان بدون ماسک از خانه خارج نشوند. حتی در روزهای آفتابی و تمیز، شاید هوا به نظر ما پاکیزه باشد اما همین هوای تمیز، حاوی ریزگردها و آلاینده هایی است که بر اثر تابش آفتاب بر گرد و خاک دریاچه ی اورمیه، در هوا پخش شده است.

و اما در پایان باید متذکر شد، در این فاجعه هم مردم و هم مسئولان دولتی ایران دخیل هستند. البته مردم آذربایجان زودتر از مسئولان به عمق فاجعه پی بردند. در سال های اخیر شاهد کمپین هایی بودیم که توسط مردم رهبری می شد مانند کمپین یک سطل نمک.

مردم نباید اجازه دهند موضوع دریاچه ی اورمیه به موضوعی تکراری و کم اهمیت تبدیل شود.

سیستم خبررسانی جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر، سعی در کم اهمیت نشان دادن فاجعه دریاچه ی اورمیه دارد و تا جایی موفق به این کار شده است.

اگر امروز خودمان کاری انجام ندهیم فردا نسلی برای آذربایجان باقی نخواهد ماند و شاید یک قرن بعد اثری از شهرهای تبریز، اورمیه، اردبیل، زنجان، قزوین و هزاران شهر و روستای دیگر باقی نماند و تنها در صفحات کتاب تاریخ از این مناطق یادی کنند.

درباره این مطلب نظر دهید