انتخاب زبان

دریاچه اورمیه

    Sorry. No data so far.

آخرین اخبار

فاجعه شروع شده است آماده شوید

saman cahan pur

اویان نیوز:

سامان جهانپور

همه چیز از زیاده خواهی های دولت شروع شد. مصرف آب بدون توجه به وضعیت منابع آبی ، آبیاری غیر اصولی باغات و مزارع ، نبود آموزش در مدارس در مورد محیط زیست سد سازی های غیر اصولی دولت های سازندگی، اصلاحات و خدمتگزار و ده ها دلیل دیگر دست به دست هم داد تا این فاجعه زیست محیطی را شاهد باشیم.

انسان های امروزی در ایران و شهرهای آذربایجان احساس مسئولیتی نسبت به محیطی که در آن زندگی می کنند ندارند. این نبود احساس مسئولیت و بی توجهی به محیط زیست هم به خانواده ها بر می گردد هم به سیستم آموزشی بی کیفیت ایران. نبود آموزش در مورد محیط زیست مانند نبود آموزش در مورد مسائل جنسی در کتب آموزشی ایران فاجعه به بار آورد یکی از این فاجعه ها فاجعه دریاچه ی اورمیه است. جامعه امروزی ما هیچ شباهتی به صد سال گذشته ندارد. این جامعه بیشتر شبیه به ماشین پیچیده است که در صورت نداشتن آموزش کافی و نخواندن دفترچه ی راهنمای آن هم به ماشین و هم به خودمان آسیب خواهیم زد. روند رو به رشد و بدون کنترل صنعتی شدن در دنیا و مخصوصا ایران صدمات جبران ناپذیری به محیط اطراف ما زده است. دیگر کار از اخطار و تذکر گذشته است. فاجعه شروع شده است . وظیفه ی امروز ما این است که دیگر بیش از این به محیط زیست خود آسیب نزنیم از طرف دیگر اثرات مضر این فاجعه را بر سلامت خود به حداقل میزان خود کاهش دهیم. همان طور که گفتم جامعه ی امروزی شبیه ماشینی پیچیده است. دریاچه ی اورمیه هم یکی از قطعات کوچک این ماشین است که با بی توجهی های ما تبدیل به بمب ساعتی شده است که در زمان های مختلف منفجر می شود. کاش این بمب بیشتر شبیه بمبهای بشکه ای بود که تنها در دلش میخ و براده های آهنی داشت متاسفانه باید بدانیم این بمب یکی بمب شیمیایی بسیار خطرناک است که با منفجر شدن آن شاهد فاجعه تا شعاع هفتصد کیلومتری دریاچه خواهیم بود. مشتقات فسفات و نیترات ، آفتکشها ، جیوه ، مس ، سرب ، کادمیوم ، آرسنیک و صدها ماده ی دیگر حل شده در آب دریاچه ی اورمیه همه ی ما را بیمار خواهد کرد. متاسفانه این مواد تنها در آب دریاچه ی اورمیه دیده نشده اند بلکه ما شاهد میزان بالای این مواد در آب های زیر زمینی و آب چاه های کشاورزی مخصوصا در شهرهای بناب ، اسکو و شبستر بوده ایم. با این حساب ما نه تنها باید نگران گرد و خاک حاصل از خشک شدن دریاچه ی اورمیه باشیم بلکه باید به آب آشامیدنی و مواد غذایی هم دقت کنیم! در این مقاله راه های ورود مواد شیمیایی و فلزات سنگین به بدن و مضرات آنها را بررسی خواهم کرد.

در دھه ﮔﺬﺷﺘه ورود آﻻﯾﻨﺪه ھﺎ ﺑﺎ ﻣﻨﺸﺎء اﻧﺴﺎﻧﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ درون اﮐﻮﺳﯿﺴﺘﻢ و دریاچه ی اورمیه، ﺑه ﻣﻘﺪار زﯾﺎدی اﻓﺰاﯾﺶﯾﺎﻓﺘه اﺳﺖ ﻛه اﯾﻦ ﺑه ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﺧﻄﺮ ﺟﺪی ﺑﺮای ﺣﯿﺎت اﮐﻮﺳﯿﺴﺘﻢ آذربایجان ﺑﮫ ﺷﻤﺎر ﻣﯽ آﯾﺪ. ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ در ﯾﮏ ﻣﻘﯿﺎس وﺳﯿﻊ، از ﻣﻨﺎﺑﻊ طﺒﯿﻌﯽ و اﻧﺴﺎن-ﺳﺎﺧﺖ وارد ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ. ﻣﯿﺰان ورود اﯾﻦ ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺑهداﺧﻞ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ، ﺑﺴﯿﺎر ﻓﺮاﺗﺮ از ﻣﯿﺰاﻧﯽ اﺳﺖ ﮐه ﺑه وﺳﯿﻠه ﻓﺮاﯾﻨﺪھﺎی طﺒﯿﻌﯽ ﺑﺮداﺷﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺗﺠﻤﻊ ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ در ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼﺣﻈه اﺳﺖ. اوﻟﯿﻦ ﻋﺎﻣﻞ اﺛﺮات آﻟﻮدﮔﯽ ﻓﻠﺰات در ﯾﮏ اﮐﻮﺳﯿﺴﺘﻢ، وﺟﻮد ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ در ﺑﯿﻮﻣﺲ ﯾﮏ ﻣﻨﻄﻘه آﻟﻮده اﺳﺖ ﻛه ﺳﻼﻣﺖ اﻧﺴﺎن را ﺑه ﻣﺨﺎطﺮه ﻣﯽ اﻧﺪازد. ﺗﺠﻤﻊ ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ در آب، ھﻮا و ﺧﺎک، ﯾﮏ ﻣﺸﮑﻞ زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ ﺑﺴﯿﺎر ﻣﮭﻢ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.در ﺟﺪول ﺗﻨﺎوﺑﯽ ﺑه آن ﺗﻌﺪاد ازﻋﻨﺎﺻﺮ ﮐﮫ وزن اﺗﻤﯽ ﺑﺎﻻﺋﯽ داﺷﺘه و در درﺟه ﺣﺮارت اﺗﺎق ﺧﺎﺻﯿﺖ ﻓﻠﺰی دارﻧﺪ ﻓﻠﺰ ﺳﻨﮕﯿﻦ اطﻼق ﻣﯽ ﺷﻮد.از آﻧﺠﺎﺋﯽ ﮐه ﺗﻌﺎرﯾﻒ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﺑﺮای اﯾﻦ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺷﺪه و در اﯾﻦ طﺒﻘه ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﻗﺮار داده ﺷﺪه اﻧﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻨﮭﺎ از اﺻﻄﻼح ﻓﻠﺰات و ﯾﺎ ﺷﺒهه ﻓﻠﺰات اﺳﺘﻔﺎده ﻧﻤﻮد.ﺑﺮ اﺳﺎس اﯾﻦ ﺗﻌﺎرف ﻓﻠﺰات ﻣﺲ ﺗﺎ ﺑﯿﺴﻤﻮت در ﺟﺪول ﺗﻨﺎوﺑﯽ ﮐه داﻧﺴﺘﯿﺘه ﺑﯿﺸﺘﺮ از ۴ دارﻧﺪ ﺑه ﻋﻨﻮان ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺷﺪه اﻧﺪ.ﺑﺴﯿﺎری از اﯾﻦ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻧه ﺗﻨﮭﺎ ﺑﺮای ﺣﯿﺎت ﺑﯿﻮﻟﻮژﯾﮑﯽ ﺿﺮوری ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﺑﻠﮑه ﺑﺴﯿﺎر ھﻢ ﺧﺎﺻﯿﺖ ﺳﻤﯽ دارﻧﺪ.ارﮔﺎﻧﯿﺴﻤﮭﺎی زﻧﺪه ﺑﮫ ﻣﻘﺎدﯾﺮ ﺑﺴﯿﺎر ﮐﻤﯽ از ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺑﺮای اداﻣه رﺷﺪ و ﺑﻘﺎء ﻧﯿﺎر دارﻧﺪ ﮐه ﺑه اﺻﻄﻼح تریس المنت ﺑه آنها ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻣﺜﻞ آھﻦ ، ﮐﺒﺎﻻت ، ﻣﺲ ، ﻣﻨﯿﺰﯾﻢ ، ﻣﻮﻟﯿﺒﺪن ، واﻧﺎدﯾﻢ ، اﺳﺘﺮﻧﯿﻢ و روی و اﮔﺮ ازآن ﺣﺪاﻗﻞ ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز و ﺿﺮوری اﻓﺰاﯾﺶ ﯾﺎﺑﻨﺪ ﺑﺎﻋﺚ اﺧﻼل در رﺷﺪ ﻣﯽ ﮔﺮدﻧﺪ ﺳﺎﯾﺮ ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺟﯿﻮه ، ﺳﺮب و ﮐﺎدﻣﯿﻢ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﻧﺒﻮده و اﺛﺮات ﺳﻮد ﻣﻨﺪی ﺑﺮ ﺣﯿﺎت ارﮔﺎﻧﯿﺴﻤﮭﺎی زﻧﺪه ﻧﺪارﻧﺪ ﺑه طﻮرﯾﮑه ﺗﺠﻤﻊ آﻧﮭﺎ در ﺑﺪن ﻣﻮﺟﻮدات زﻧﺪه ﺑه ﺧﺼﻮص ﭘﺴﺘﺎﻧﺪاران ﺑﺎﻋﺚ ﺑﯿﻤﺎرﯾﮭﺎی ﺧﻄﺮﻧﺎﮐﯽ ﻣﯽ ﮔﺮدد.ﻣﺴﯿﺮھﺎی ورود ﺑه ﺑﺪن ﭘﺴﺘﺎﻧﺪاران ﺑه طﻮر ﻣﻌﻤﻮل از طﺮﯾﻖ ھﻮای آﻟﻮده ﮐه در ﻣﻨﺎطﻖ ﺻﻨﻌﺘﯽ ﭘﺲ از ﺑﺎرﻧﺪﮔﯽ وارد ﺧﺎک و آب زﯾﺮزﻣﯿﻨﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ و ھﻤﭽﻨﯿﻦ از طﺮﯾﻖ درﯾﺎھﺎ و اﻗﯿﺎﻧﻮﺳﮭﺎ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.در ﻣﺴﻤﻮﻣﯿﺘﮭﺎی ﻧﺎﺷﯽ از ﻣﺼﺎرف داروﺋﯽ ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺷﺎﻣﻞ آھﻦ ، ﻣﻨﯿﺰﯾﻢ ، آﻟﻮﻣﯿﻨﯿﻮم ﯾﺎ ﺑﺮﻟﯿﻮم ﻣﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ. در ﻣﺒﺤﺚ ﺣﻔﺎظﺖ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ، ﺑﮭﺪاﺷﺖ و ﺳﻼﻣﺖ اﻧﺴﺎﻧﮭﺎ ﻓﻠﺰاﺗﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﺮب، ﺟﯿﻮه، ﻣﺲ، ﻛﺎدﻣﯿﻮم ، ﻧﯿﻜﻞ،ﮐﺮوم و.. ﺟﺰء ﮔﺮوه ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺑﻮده ﮐه اﯾﻦ ﻋﻨﺎﺻﺮ و ﺑﺴﯿﺎری از ﺗﺮﮐﯿﺒﺎت آﻧﮭﺎ ﺑه ﻟﺤﺎظ اﺛﺮات ﺳﻮء و زﯾﺎﻧﺒﺎرﺷﺎن ﺑﺮ ﺳﻼﻣﺖ اﻧﺴﺎن و ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ از ﺳﻤﻮم ﭘﺮﺧﻄﺮ ﭘﯿﺮاﻣﻮن ﻣﺎ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﻲ ﮔﺮدﻧﺪ.اﯾﻦ ﺳﻤﻮم در ھﻮای ﺗﻨﻔﺴﻲ، آبآﺷﺎﻣﯿﺪﻧﻲ، ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﻲ، ﻟﻮازم آﺷﭙﺰﺧﺎﻧﮫ و ﺣﺘﻲ اﻟﺒﺴﮫ ﻣﻮﺟﻮد ﻣﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ یکی از اﺳﺎس ﺗﺮﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠه در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻋﺪم ﻣﺘﺎﺑﻮﻟﯿﺰه ﺷﺪن آﻧﮭﺎ در ﺑﺪن ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ.

در واﻗﻊ ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ ﭘﺲ از ورود ﺑه ﺑﺪن دﯾﮕﺮ از ﺑﺪن دﻓﻊ ﻧﺸﺪه ﺑﻠﮑه در ﺑﺎﻓﺘﮭﺎﺋﻲ ﻣﺜﻞ ﭼﺮﺑﻲ، ﻋﻀﻼت، اﺳﺘﺨﻮاﻧﮭﺎ و ﻣﻔﺎﺻﻞ رﺳﻮب ﮐﺮده و اﻧﺒﺎﺷﺘه ﻣﻲ ﮔﺮدﻧﺪﮐه ھﻤﯿﻦ اﻣﺮ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﺮوز ﺑﯿﻤﺎرﯾﮭﺎ و ﻋﻮارض ﻣﺘﻌﺪدی در ﺑﺪن ﻣﻲ ﺷﻮد

ﺣﻀﻮر ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺑﯿﺶ از اﺳﺘﺎﻧﺪاردھﺎی ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺷﺪه در ﻣﺤﯿﻂ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﺮوز ﻣﺸﮑﻼت و ﻋﻮارض زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ ﺑﺮای ﺳﺎﮐﻨﺎن آن ﻣﺤﻞ و اﮐﻮﺳﯿﺴﺘﻢ ﻣﯽ ﮔﺮدد.ﺗﺎﺛﯿﺮات ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ روی اﻧﺴﺎن ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﻮده و ﻋﻤﺪه ﺗﺮﯾﻦ آن ﻣﺮﺑﻮط ﺑه ﺑﺮوز اﺧﺘﻼﻻت ﻋﺼﺒﯽ اﺳﺖ.

فلزات ﺳﻨﮕﯿﻦ ھﻤﭽﻨﯿﻦ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ دﯾﮕﺮ اﻣﻼح و ﻣﻮاد ﻣﻌﺪﻧﻲ ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز در ﺑﺪن ﻣﻲ ﮔﺮدﻧﺪ. ﻣﺜﻼً در ﺻﻮرت ﻛﻤﺒﻮد روی در ﻣﻮاد ﻏﺬاﯾﻲ ﻛﺎدﻣﯿﻮم ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ آن ﻣﻲ ﮔﺮدد. ﺑه طﻮر ﮐﻠﻲ اﺧﺘﻼﻻت ﻋﺼﺒﻲ (ﭘﺎرﻛﯿﻨﺴﻮن، آﻟﺰاﯾﻤﺮ، اﻓﺴﺮدﮔﻲ، اﺳﻜﯿﺰوﻓﺮﻧﻲ) – اﻧﻮاع ﺳﺮطﺎن ھﺎ – ﻓﻘﺮ ﻣﻮاد ﻣﻐﺬی – ﺑﺮ ھﻢ ﺧﻮردن ﺗﻌﺎدل ھﻮرﻣﻮﻧﮭﺎ – ﭼﺎﻗﻲ – ﺳﻘﻂ ﺟﻨﯿﻦ – اﺧﺘﻼﻻت ﺗﻨﻔﺴﻲ و ﻗﻠﺒﻲ، ﻋﺮوﻗﻲ – آﺳﯿﺐ ﺑه ﻛﺒﺪ، ﻛﻠﯿﮫ ھﺎ و ﻣﻐﺰ – آﻟﺮژی و آﺳﻢ – اﺧﺘﻼﻻت ﻏﺪد دروﻧﺮﯾﺰ-ﻋﻔﻮﻧﺘﮭﺎی وﯾﺮوﺳﻲ ﻣﺰﻣﻦ – ﻛﺎھﺶ آﺳﺘﺎﻧه ﺗﺤﻤﻞ ﺑﺪن – اﺧﺘﻼل در ﻋﻤﻠﻜﺮد آﻧﺰﯾﻤﮭﺎ – ﺗﻐﯿﯿﺮ در ﺳﻮﺧﺖ و ﺳﺎز – ﻧﺎﺑﺎروری – ﻛﻢ ﺧﻮﻧﻲ – ﺧﺴﺘﮕﻲ – ﺗﮭﻮع و اﺳﺘﻔﺮاغ – ﺳﺮدرد و ﺳﺮﮔﯿﺠه – ﺗﺤﺮﯾﻚ ﭘﺬﯾﺮی – ﺗﻀﻌﯿﻒ ﺳﯿﺴﺘﻢ اﯾﻤﻨﻲ ﺑﺪن – ﺗﺨﺮﯾﺐ ژﻧﮭﺎ – ﭘﯿﺮی زودرس-اﺧﺘﻼﻻت ﭘﻮﺳﺘﻲ – ﻛﺎھﺶ ﺣﺎﻓﻈه – ﺑﻲ اﺷﺘﮭﺎﯾﻲ – اﻟﺘﮭﺎب ﻣﻔﺎﺻﻞ – رﯾﺰش ﻣﻮ – ﭘﻮﻛﻲ اﺳﺘﺨﻮان و در ﻣﻮارد ﺣﺎد ﻣﺮگ از ﻧﺘﺎﯾﺞ اﺛﺮات ورود ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺑه ﺑﺪن اﻧﺴﺎن ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ.

از طﺮﻓﻲ ﺧﺎﺻﯿﺖ ﺳﻤﯽ و ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﺗﺠﻤﻊ زﯾﺴﺘﯽ ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ در ﮔﯿﺎھﺎن وﺟﺎﻧﻮران وﻧﯿﺰ ورود آﻧﮭﺎ ﺑه زﻧﺠﯿﺮه ﻏﺬاﺋﻲ ﺧﻄﺮات ﻧﺎﺷﻲ از آﻧﮭﺎ را دو ﭼﻨﺪان ﺳﺎﺧﺘه و ﺗﺄﺛﯿﺮات اﻛﻮﻟﻮژﯾﻜﯽ زﯾﺎد را ﺑه وﺟﻮد ﻣﯽ آورد.

**ﺗﺠﻤﻊ ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ در ﺑﺪن اﻧﺴﺎن ﻣﻌﻤﻮﻻ دارای ﻋﻮارﺿﯽ ﺑﮫ ﺷﺮح زﯾﺮ ﻣﯽ باشند

اﺧﺘﻼل در ﺗﻌﺎدل

ﺳﺮد ﺷﺪن ﭘﺎھﺎ

ﻧﻘﺺ اﯾﻤﻨﯽ

ﺗﺤﺮﯾﮑﺎت ﭘﻮﺳﺘﯽ

ﻣﺸﮑﻼت ﮔﻮارﺷﯽ

ﺧﺴﺘﮕﯽ

ﻧﺎراﺣﺘﯽ ھﺎی ﻗﻠﺒﯽ و اﻓﺰاﯾﺶ ﻓﺸﺎر ﺧﻮن

ﺗﺤﺮﯾﮏ ﭘﺬﯾﺮی

اﯾﺠﺎد ﺣﺴﺎﺳﯿﺖ

ﻓﺮاﻣﻮﺷﯽ

ﮔﯿﺠﯽ

ﻣﻨﺎﺑﻊ آﻟﻮدﮔﻲ

ﻣﻨﺎﺑﻊ اﺻﻠﻲ آﻟﻮدﮔﻲ ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎن ﺳﺎز و ﻣﻨﺎﺑﻊ طﺒﯿﻌﻲ اﻧﺘﺸﺎر آﻧﮭﺎﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑه ﻋﻨﻮان ﻣﺜﺎل ﻣﻨﺎﺑﻊ طﺒﯿﻌﻲ اﻧﺘﺸﺎر ﮐﺎدﻣﯿﻢ ﻋﻤﺪﺗﺎ ﺷﺎﻣﻞ ﺳﻨﮕﮭﺎی رﺳﻮﺑﻲ ، ﺳﻨﮓ ﻓﺴﻔﺎت ھﺎی درﯾﺎﺋﻲ ، آﺗﺸﻔﺸﺎﻧﮭﺎی ﻓﻌﺎل ، ﻣﻌﺎدن و ﺑﺴﺘﺮھﺎی ﺳﻨﮕﻲ ﺣﺎوی آﻧﮭﺎ ، درﯾﺎﭼه ھﺎ ، ﺟﻨﮕﻞ ﺳﻮزی و ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎن ﺳﺎز آن اﻧﺘﺸﺎر از ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪه ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺣﺎوی ﮐﺎدﻣﯿﻢ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﺎطﺮﯾﮭﺎی ﻧﯿﮑﻞ – ﮐﺎدﻣﯿﻢ ، ﭘﻼﺳﺘﯿﮏ ، ﺳﺮاﻣﯿﮏ ، شیشه ، رﻧﮓ ، ﻣﯿﻨﺎ ﮐﺎری ﮐه در ﺗﻮﻟﯿﺪ آﻧﮭﺎ از رﻧﮕﮭﺎی ﺣﺎوی ﮐﺎدﻣﯿﻢ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲ ﺷﻮد ، ﺗﺜﺒﯿﺖ ﮐﻨﻨﺪه ھﺎی ﮐﺎدﻣﯿﻤﻲ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه درﻓﺮآﯾﻨﺪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﭘﻠﻲ وﯾﻨﯿﻞ ﮐﻠﺮاﯾﺪ (PVC) ، ﻣﺤﺼﻮﻻت آھﻨﻲ و ﻏﯿﺮ آھﻨﻲ ﺑﺎ روﮐﺸﮭﺎی ﮐﺎدﻣﯿﻤﻲ ، آﻟﯿﺎژھﺎی ﮐﺎدﻣﯿﻤﻲ و ﻣﺤﺼﻮﻻت اﻟﮑﺘﺮوﻧﯿﮑﻲ ، زﺑﺎﻟه ﺳﻮزھﺎی ﺷﮭﺮی ، ﭘﺴﻤﺎﻧﺪھﺎی ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻓﻠﺰی ﻣﺜﻞ ﺻﻨﺎﯾﻊ آھﻦ و ﻓﻮﻻد ، ﺳﯿﻤﺎن ، ﺳﻨﮓ ﮔﭻ ، روی ، ﺳﺮب ، ﻣﺲ و آﻟﯿﺎژھﺎی آﻧﮭﺎ وﺑﺎﻗﻲ ﻣﺎﻧﺪه ھﺎی ﺳﻮﺧﺖ ھﺎی ﻓﺴﯿﻠﻲ و…. ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.

ھﻤﭽﻨﯿﻦ ﻣﺼﺮف ﻟﺠﻦ ﻓﺎﺿﻼب و ﮐﻮدھﺎی ﻓﺴﻔﺎﺗه در زﻣﯿﻨﮭﺎی ﮐﺸﺎورزی و ﺑﺎﻗﻲ ﻣﺎﻧﺪه ھﺎی ﻧﺎﺷﻲ از ﻣﺼﺮف ﺳﻮﺧﺖ ھﺎی ﻓﺴﯿﻠﻲ ، ﭘﺴﻤﺎﻧﺪ ھﺎی ﺻﻨﺎﯾﻊ ﺳﯿﻤﺎن و ﻣﺤﻞ ھﺎی دﻓﻦ زﺑﺎﻟه ( ﮐه در آﻧﮭﺎ زﺑﺎﻟه ھﺎی ﺣﺎوی ﮐﺎدﻣﯿﻢ ﯾﺎ ﻧﺎﺧﺎﻟﺼﯿﮭﺎی آن وﺟﻮد دارد ) از ﻋﻮاﻣﻞ آﻟﻮدﮔﻲ ﮐﺎدﻣﯿﻢ درﺧﺎک ھﺴﺘﻨﺪ.

در ﻣﻮرد ﺟﯿﻮه ﻧﯿﺰ ﻣﻲ ﺗﻮان ﺑه ﻋﻤﺪه ﻣﻮارد ﻣﺼﺮف آن ﺷﺎﻣﻞ ﻛـﺎﺗﺎﻟﯿﺴﺖ ھﺎ ، وﺳﺎﯾﻞ اﻟﻜﺘﺮﯾﻜﻲ ﺗﺮﻣﻮﻣﺘﺮ ، ﺑﺎروﻣﺘﺮ ، ﻻﻣﭙﮭﺎی ﺟﯿﻮه ای ، دﯾﮕﮭﺎی ﺑﺨﺎر، ﺗﻮﻟﯿﺪﺑﺎطﺮی ، ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺳﻮد ﺳﻮزآور ، ﻣﺤﺼﻮﻻت ﻛﺸﺎورزی (ﻗﺎرچ ﻛﺶ ، آﻓﺖ ﻛﺶ ، ﺿﺪ ﺑﺎﻛﺘﺮی و … ) و ھﻤﭽﻨﯿﻦ ﻛﺎرﺑﺮد زﯾﺎدی از آن در دارو ﺳﺎزی ، رﻧﮓ ﺳﺎزی و ﻣﺼﺮف در اﺳﺘﺨﺮاج طﻼ ﻧﺎم ﺑﺮد. ﺟﯿﻮه ھﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑه ﻋﻨﻮانﺿﺪ ﺑﺎﻛﺘﺮی و ﯾﺎ ﻧﮕﮭﺪارﻧﺪه در ﺗﮭﯿه رﻧﮕﮭﺎی ﻣﻮرد ﻣﺼﺮف ﺑه ﻛﺎرﺑﺮده ﻣﻲ ﺷﻮد. ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺗﺮﻛﯿﺐ ﻗﺎﺑﻞ اﺳﺘﻔﺎده ﺟﯿﻮه ﻓﻨﯿﻞ ﻣﺮﻛﻮرﯾﻚ اﺳﺘﺎت و ﻓﻨﯿﻞ ﻣﺮﻛﻮرﯾﻚ اوﻵت ﺑﻮده ﻛه ھﺮ دو از درﺟه ﺳﻤﯿﺖ ﺑﺎﻻﯾﻲ ﺑﺮﺧﻮردارﻣﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ.

اﻛﺴﯿﺪ ﺟﯿﻮه ﻧﯿﺰ ﺑه ﻋﻨﻮان ﯾﻚ ﺗﺮﻛﯿﺐ ﺿﺪ ﻛﭙﻚ در رﻧﮕﮭﺎی ﻧﻘﺎﺷﻲ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲ ﺷﻮد.ھﻤﭽﻨﯿﻦ ﺳﺎﻟﮭﺎﺳﺖ ﻛه از ﺗﺮﻛﯿﺒﺎت ﺟﯿﻮه در ﺻﺎﺑﻮﻧﮭﺎ و ﻛﺮﻣﮭﺎی آراﯾﺸﻲ ﻛه ﺑه ﻣﻨﻈﻮر روﺷﻦ ﺗﺮﻛﺮدن ﭘﻮﺳﺖ ﺑه ﻛﺎر ﻣﻲ رود اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲ ﺷﻮد . ﻣﻌﻤﻮﻻً اﯾﻦ ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﺑﺎ ﻣﮭﺎر ﭘﯿﮕﺎﻣﺘﺎﺳﯿﻮن اﻧﺠﺎم ﻣﻲ ﮔﯿﺮد . اﺳﺘﻔﺎده از اﯾﻦ ﻣﻮاد در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ در ﺑﺮﺧﻲ از ﻛﺸﻮرھﺎی آﻓﺮﯾﻘﺎﯾﻲ ، آﻣﺮﯾﻜﺎی ﺷﻤﺎﻟﻲ و اروﭘﺎ ﻣﻤﻨﻮع ﮔﺮدﯾﺪه اﺳﺖ . اﯾﻦ ﻣﻮاد ﺗﻮﺳﻂ ﻛﻤﯿﺘه ھﺎی ﺑﮭﺪاﺷﺘﻲ ﻣﺨﺘﻠﻒ اروﭘﺎ ﻣﻮرد ﺗﺠﺰﯾه و ﺑﺮرﺳﻲ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘه و ﻣﻌﻠﻮم ﺷﺪه اﺳﺖ ﻛه ﺑﺮﺧﻲ از ﺻﺎﺑﻮﻧﮭﺎی ﺣﺎوی ۱-۳ درﺻﺪ ﯾﺪﯾﺪ ﺟﯿﻮه و ﻛﺮﻣﮭﺎی ﺳﻔﯿﺪ ﻛﻨﻨﺪه ﺣﺎوی ۱-۵ درﺻﺪ ﺗﺮﻛﯿﺒﺎت آﻣﻮﻧﯿﺎﻛﻲ ﺟﯿﻮه ھﺴﺘﻨﺪ و ﭼﻮن در طﻮل روز ﺑﺮ روی ﭘﻮﺳﺖ ﺑﺎﻗﻲ ﻣﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻓﺮﺻﺖ ﻛﺎﻓﻲ ﺑﺮای ﺟﺬب در ﭘﻮﺳﺖ ﺧﻮاھﻨﺪ داﺷﺖ.ھﻤﭽﻨﯿﻦ ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻣﺜﻞ ﺳﺮب ، ﮐﺎدﻣﯿﻢ و ﺟﯿﻮه از طﺮﯾﻖ ﭘﺴﻤﺎﻧﺪھﺎ و ﻓﺎﺿﻼﺑﮭﺎی ﺣﺎوی آﻧﮭﺎ در ﺻﻨﺎﯾﻊ ، ﻣﺮاﮐﺰ ﺧﺪﻣﺎﺗﻲ ﺑﮭﺪاﺷﺘﻲ و درﻣﺎﻧﻲ ، ﻧﺴﺎﺟﻲ ھﺎ ، ﮐﺎرﺧﺎﻧه ھﺎی رﻧﮕﺴﺎزی ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻓﻠﺰی آھﻦ و ﻓﻮﻻد وﺻﻨﺎﯾﻊ ﻓﻠﺰی ﻏﯿﺮ آھﻨﻲ، زﺑﺎﻟه ھﺎ و ﭘﺴﻤﺎﻧﺪ ھﺎی ﺣﺎوی ﻻﻣﭙﮭﺎی ﺳﻮﺧﺘه و ﺑﺎطﺮﯾﮭﺎی ﻣﺴﺘﻌﻤﻞ و … ﺑه ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ راه ﭘﯿﺪا ﻣﻲ ﮐﻨﻨﺪ. ﺟﯿﻮه ، ﺳﺮب و ﮐﺎدﻣﯿﻢ از طﺮﯾﻖ ﻣﺼﺮف ﺳﻮﺧﺘﮭﺎی ﻓﺴﯿﻠﻲ و ﯾﺎ اﺳﺘﻔﺎده از زﺑﺎﻟﮫ ﺳﻮزھﺎی ﺷﮭﺮیﺑﺮای دﻓﻊ زﺑﺎﻟه ھﺎ ھﻮا را ﻧﯿﺰ آﻟﻮده ﻣﻲ ﮐﻨﻨﺪ. ﮐﺎرﺑﺮد ﺑﺎﺗﺮی ﺧﺸﮏ ﺑﺮای اﺳﺒﺎب ﺑﺎزی ، ﺳﺎﻋﺖ ، ﻟﺐ ﺗﺎپ ، ﺗﻠﻔﻦ ھﺎی ھﻤﺮاه، اﺑﺰار ﻣﮑﺎﻧﯿﮑﻲ ﻗﺎﺑﻞ ﺣﻤﻞ و ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ ﻣﯿﺰان آﻧﮭﺎ را در زﺑﺎﻟه ھﺎی ﺷﮭﺮی اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﻲ دھﺪ .ﺑﺎﺗﺮﯾﮭﺎی آﻟﮑﺎﻟﯿﻦ ھﺮ روز در ﺧﺎﻧه ھﺎ در (رﯾﻤﻮت ﮐﻨﺘﺮل ھﺎ ) ﭼﺮاغ ھﺎی ﭼﺸﻤﮏ زن و دﯾﮕﺮ وﺳﺎﯾﻞ اﻟﮑﺘﺮوﻧﯿﮑﻲ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ.ﺑﺎﺗﺮﯾﮭﺎی ﮐه در ﺳﺎﻋﺖ ، وﺳﺎﯾﻞ ﮐﻤﮏ ﺷﻨﻮاﯾﻲ و .. اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ ﻧﯿﺰ ﺣﺎوی ﺟﯿﻮه ، ﻧﻘﺮه، ﮐﺎدﻣﯿﻮم ، ﻟﯿﺘﯿﻢ ، ﯾﺎ دﯾﮕﺮ ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ ھﺴﺘﻨﺪ.

ﮐﺎدﻣﯿﻮم :ﮐﺎدﻣﯿﻮم ﻋﻨﺼﺮی ﻓﻠﺰی و ﻧﺮم ﺑه رﻧﮓ ﺳﻔﯿﺪ ﻣﺎﯾﻞ ﺑه آﺑﻲ اﺳﺖ. اﯾﻦ ﻋﻨﺼﺮ ﺑه ﻋﻨﻮان ﻣﺤﺼﻮل ﻓﺮﻋﻲ از ﺗﺼﻔﯿه روی ﺑه دﺳﺖ ﻣﻲ آﯾﺪ و ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﺼﻮﺻﯿﺎت آن ﺷﺒﯿه روی اﺳﺖ. ﮐﺎدﻣﯿﻮم و ﺗﺮﮐﯿﺒﺎت آن ﺑﺴﯿﺎر ﺳﻤﻲ اﺳﺖ. ﺑه طﻮر طﺒﯿﻌﻲ ﺳﺎﻟﯿﺎﻧه ﺣﺪود ۲۵۰۰۰ ﺗﻦ ﮐﺎدﻣﯿﻮم وارد ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﻣﻲ ﺷﻮد. ﺣﺪود ﻧﯿﻤﻲ از اﯾﻦ ﮐﺎدﻣﯿﻮم از طﺮﯾﻖ ھﻮا زدﮔﻲ ﺳﻨﮓ ھﺎ وارد رودﺧﺎﻧه ھﺎ ﻣﻲ ﺷﻮد. آﺗﺶ ﺳﻮزی ﺟﻨﮕﻞ ھﺎ و آﺗﺶ ﻓﺸﺎن ھﺎ، ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ھﺎی ﺑﺸﺮی ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺷﯿﺮاﺑه ھﺎی زﺑﺎﻟﮫ ھﺎی ﺻﻨﻌﺘﻲ، ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻮدھﺎی ﻓﺴﻔﺎﺗﮫ ﻣﺼﻨﻮﻋﻲ از ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﮭﻢ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﮐﻨﻨﺪه ﮐﺎدﻣﯿﻮم ھﺴﺘﻨﺪ. اﯾﻦ ﻋﻨﺼﺮ ﻋﻤﺪﺗﺎً از راه ﻏﺬاھﺎﯾﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺟﮕﺮ، ﻗﺎرچ، ﺻﺪف رودﺧﺎﻧﮫ ای و … ﮐه ﮐﺎدﻣﯿﻮم ﺑﺎﻻﯾﻲ دارﻧﺪ، وارد ﺑﺪن اﻧﺴﺎن ﺷﺪه و ﻧﮭﺎﯾﺘﺎً در ﮐﻠﯿه ﺗﺠﻤﻊ ﻣﻲ ﯾﺎﺑﺪ. از ﻋﻮارض ﻧﺎ ﻣﻄﻠﻮب ﺣﻀﻮر آن در ﺑﺪن ﻣﻲ ﺗﻮان ﺑه اﺳﮭﺎل، ﺷﮑﻢ درد و اﺳﺘﻔﺮاغ ﺷﺪﯾﺪ، ﺷﮑﺴﺘﮕﻲ اﺳﺘﺨﻮان، ﻋﻘﯿﻢ ﺷﺪن، آﺳﯿﺐ ﺑه ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻋﺼﺒﻲ ﻣﺮﮐﺰی، آﺳﯿﺐ ﺑه ﺳﯿﺴﺘﻢ اﯾﻤﻨﻲ،ﻧﺎھﻨﺠﺎری ھﺎی رواﻧﻲ و آﺳﯿﺐ اﺣﺘﻤﺎﻟﻲ ﺑه دی ان ای اشاره کرد. در اﮐﻮﺳﯿﺴﺘﻢ ھﺎی آﺑﻲ، ﮐﺎدﻣﯿﻮم در ﺻﺪﻓﮭﺎی رودﺧﺎﻧه ای، ﻣﯿﮕﻮھﺎ، ﺧﺮﭼﻨﮓ ھﺎ و ﻣﺎھﻲ ھﺎ ﺗﺠﻤﻊ ﻣﻲ ﯾﺎﺑﺪ.ﺟﺎﻧﺪاراﻧﻲ ﮐه اﯾﻦ ﻋﻨﺼﺮ را ﻣﯿﺨﻮرﻧﺪ ﯾﺎ ﻣﻲ ﻧﻮﺷﻨﺪ دﭼﺎر ﻓﺸﺎر ﺧﻮن ﺑﺎﻻ، ﺑﯿﻤﺎرﯾﮭﺎی ﮐﺒﺪی و ﺻﺪﻣﺎت ﻣﻐﺰی و ﻧﺨﺎﻋﻲ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ.

ﺣﺪاﮐﺜﺮ ﻣﺠﺎز ﮐﺎدﻣﯿﻮم در آب آﺷﺎﻣﯿﺪﻧﻲ، ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻣﺼﺮف روزاﻧه آب آﺷﺎﻣﯿﺪﻧﻲ ﻣﻌﺎدل ﺑﺎ دو و نیم ﻟﯿﺘﺮ، ﺑﺮای انسانی با وزن هفتاد کیلوگرم نیم میکروگرم در لیتر است. ﻏﻠﻈﺖ ﺑﯿﺶ از ﭼﻨﺪ ﻣﯿﮑﺮوﮔﺮم در ﻟﯿﺘﺮ ﮐﺎدﻣﯿﻮم، اﺣﺘﻤﺎﻻً ﻧﺎﺷﯽ از ﺗﺨﻠﯿه ﻓﺎﺿﻼب آﻟﻮده ﺑه ﮐﺎدﻣﯿﻮم ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ. آبھﺎی ﺑﺎ ﻣﻘﺎدﯾﺮ ﮐﻤﺘﺮ از ۱ ﻣﯿﮑﺮوﮔﺮم در ﻟﯿﺘﺮ ﮐﺎدﻣﯿﻮم، ﻏﯿﺮ آﻟﻮده اﻧﺪ. ﻣﯿﺰان ﺟﺬب ﮐﺎدﻣﯿﻮم در ﻣﻮاد ﻏﺬاﯾﯽ، ﻧﺎﺷﯽ از ﻧﺤﻮه ﺗﻐﺬﯾه ﺟﺎﻧﻮران اﺳﺖ، ﮐﻠﯿه و ﮐﺒﺪ ﻣﺤﻞ ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﺟﮭﺖ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﮐﺎدﻣﯿﻮم ﻣﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺻﺪف ھﺎی درﯾﺎﯾﯽ ﻧﯿﺰ از ﺗﺠﻤﻊ ﺑﺎﻻﯾﯽ ازﮐﺎدﻣﯿﻮم ﺑﺮﺧﻮردارﻧﺪ. ﺟﺬب ﮐﺎدﻣﯿﻮم از طﺮﯾﻖ ﭘﻮﺳﺖ ﺑﺴﯿﺎر ﻣﺤﺪود اﺳﺖ. ﻧﯿﻤه ﻋﻤﺮ ﺑﯿﻮﻟﻮژﯾﮏﮐﺎدﻣﯿﻮم در اﻧﺴﺎن، در ﺑﺎﻓﺖ ھﺎی ﻧﺮم و اﺳﺘﺨﻮان، ده ﺗﺎ ﺳﯽ ﺳﺎل ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.

ﮐﺎدﻣﯿﻮم ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺑه طﻮر طﺒﯿﻌﯽ در آب ھﺎی ﺳﻄﺤﯽ و زﯾﺮ زﻣﯿﻨﯽ وﺟﻮد دارد. ﻣﺴﻤﻮﻣﯿﺖ ﻣﻮﺟﻮدات آﺑﺰی ﺑﺎ ﮐﺎدﻣﯿﻮم، ﺑﮫ ﻋﻮاﻣﻞ دﯾﮕﺮی ﻧﯿﺰ ﺑﺴﺘﮕﯽ دارد، ﻣﺜﻼً ﮐﻠﺴﯿﻢ ﻣﻮﺟﻮد در آب، اﺛﺮات ﺳﻤﯽ ﮐﺎدﻣﯿﻮم را ﮐﺎھﺶ ﻣﯽ دھﺪ. رودﺧﺎﻧه ھﺎی ﺑﺴﯿﺎر آﻟﻮده ﺑﺎ ﮐﺎدﻣﯿﻮم، از طﺮﯾﻖ آﺑﯿﺎری در ﮐﺸﺎورزی، ﻻﯾﺮوﺑﯽ رﺳﻮﺑﺎت و ﯾﺎ ﺳﯿﻼب ھﺎ ﻣﯽﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻣﻨﺎطﻖ اطﺮاف را آﻟﻮده ﮐﻨﻨﺪ.

ﮐﺎدﻣﯿﻮم ﯾﮏ ﻓﻠﺰ ﺑﺴﯿﺎر ﺳﻤﯽ اﺳﺖ ﻛه ﻋﺎﻣﻞ ﻣﺮگ و ﻣﯿﺮ ﺑﻮده، ﺑﯿﻤﺎری ﺟﺪی ﻧﺎﺷﯽ از آن در اﻧﺴﺎن ﺑﯿﻤﺎری روﻣﺎﺗﯿﺴﻢ ﯾﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺷﮑﻞ دردﻧﺎک اﺳﮑﻠﺘﯽ اﺳﺖ. اﺛﺮات اﺻﻠﯽ ﺳﻤﯿﺖ ﮐﺎدﻣﯿﻮم ﺑﺮ رﯾه ھﺎ، ﮐﻠﯿه ھﺎ و اﺳﺘﺨﻮان ھﺎﺳﺖ. ﮐﺎدﻣﯿﻮم، ﻣﻘﺎوﻣﺖ در ﺑﺮاﺑﺮ ﺑﺎﮐﺘﺮی ھﺎ و وﯾﺮوس ھﺎ ﮐﺎھﺶ ﻣﯽ دھﺪ. ﮐﺎدﻣﯿﻮم ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯿﻨﺮال زداﯾﯽ اﺳﮑﻠﺖ و اﻓﺰاﯾﺶ ﺷﮑﻨﻨﺪﮔﯽ اﺳﺘﺨﻮان و ﺧﻄﺮ ﺷﮑﺴﺘﮕﯽ ﺷﻮد. ﺳﻤﯿﺖ ﺣﺎد ﺑﺎ ﮐﺎدﻣﯿﻮم، ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﺮگ ﺣﯿﻮاﻧﺎت و ﭘﺮﻧﺪﮔﺎن ﺷﺪه و ﻣﺴﻤﻮﻣﯿﺖ ﺷﺪﯾﺪ در آﺑﺰﯾﺎن اﯾﺠﺎد ﮐﻨﺪ.

از آﻧﺠﺎﺋﻲ ﮐه ﻧﺮخ ﺟﺬب و ﺗﺠﻤﻊ ﮐﺎدﻣﯿﻮم در اﻧﺪام ھﺎی ﺧﻮراﮐﻲ ﺳﺒﺰی ھﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﺳﺎﯾﺮ ﮔﯿﺎھﺎن ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﻲ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﻟﺬا ﺗﻮﺻﯿﮫ ﻣﻲ ﮔﺮدد ﺣﺘﻲ اﻻﻣﮑﺎن از ﻣﺼﺮف ﺳﺒﺰی ھﺎی رﺷﺪ ﯾﺎﻓﺘه در آب و ﺧﺎک آﻟﻮده ﺑه ﮐﺎدﻣﯿﻮم ﭘﺮھﯿﺰ ﺷﻮد.اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع در ﻣﻮرد ﮐﺎھﻮ ﮐه ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻣﻘﺪار ﺟﺬب و ﺗﺠﻤﻊ ﮐﺎدﻣﯿﻮم در ﺑﺮگ و ﺳﺎﻗه را دارا ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ از اھﻤﯿﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮی ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﻮده و ﭘﺲ از آن ﺑه ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﺼﺮف ﺷﻮﯾﺪ، ﺷﺎھﻲ، رﯾﺤﺎن و اﺳﻔﻨﺎج ﻧﯿﺰ ﻣﻲ ﺷﻮد. از ﻣﯿﺎن ﺳﺒﺰی ھﺎ ﺗﺮه ﻓﺮﻧﮕﻲ ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ ﻣﻘﺪار ﮐﺎدﻣﯿﻮم را از ﻣﺤﯿﻂ رﯾﺸه ﺟﺬب ﻣﻲ ﮐﻨﺪ و ﻧﻌﻨﺎع در ﻣﺮﺗﺒه ﺑﻌﺪ از آن ﻣﺼﺮف ﮐﺎھﻮ، ﺷﻮﯾﺪ، ﺷﺎھﻲ، رﯾﺤﺎن و اﺳﻔﻨﺎج ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. ﺷﺎﯾﺎن ذﮐﺮ اﺳﺖ ﮐه ﻣﻘﺪار ﺗﺠﻤﻊ ﮐﺎدﻣﯿﻮم در ﮐﺎھﻮ ﺣﺪوداً ﻗﺮار دارد.

اﺧﺘﻼف ﻓﺎﺣﺶ ﺗﺠﻤﻊ ﮐﺎدﻣﯿﻮم در ﭘﻮﺳﺖ ﺑﻌﻀﻲ از ﻣﺤﺼﻮﻻت ﻧﻈﯿﺮ ﺧﯿﺎر، ﮐﺪو، ھﻮﯾﺞ و ﺑﺎدﻣﺠﺎن ﻧﺴﺒﺖ ﺑه ﺷﮑﻞ ﭘﻮﺳﺖ ﮐﻨﺪه آن، ﺿﺮورت ﭘﻮﺳﺖ ﮔﯿﺮی از اﯾﻦ ﻣﺤﺼﻮﻻت ( در ﺻﻮرﺗﯿﮑه در ﻣﺤﯿﻂ آﻟﻮده ﺑﮫ ﮐﺎدﻣﯿﻮم رﺷﺪ ﮐﺮده ﺑﺎﺷﺪ)، ﻗﺒﻞ از ﻣﺼﺮف را ﺑه ﺧﻮﺑﻲ ﻧﺸﺎن ﻣﻲ دھﺪ.از آب آﻟﻮده ﺑه ﻛﺎدﻣﯿﻮم ﺑه ھﯿﺞ وﺟﮫ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺮای آﺑﯿﺎری ﺳﺒﺰی ھﺎ ﺑه وﯾﮋه ﻛﺎھﻮ، ﺷﻮﯾﺪ، ﺷﺎھﻲ، رﯾﺤﺎن، اﺳﻔﻨﺎج اﺳﺘﻔﺎده ﺷﻮد. ھﻤﭽﻨﯿﻦ آﺑﯿﺎری ﻣﺤﺼﻮﻻﺗﻲ ﻧﻈﯿﺮ ﻛﺪو، ﺗﺮﺑﭽه، ﭘﯿﺎز، ھﻮﯾﺞ و ﻛﻠﻢ ﺑﺎ آب آﻟﻮده ﺑﮫ ﻛﺎدﻣﯿﻮم ﺑﺎ آب آﻟﻮده ﺑه ﻛﺎدﻣﯿﻮم ﺗﻮﺻﯿه ﻧﻤﻲ ﺷﻮد.ﭼﻨﺎﻧﭽه ﻓﻘﻂ آب آﻟﻮده ﺑه ﻛﺎدﻣﯿﻮم ﺑﺮای آﺑﯿﺎری در اﺧﺘﯿﺎر ﺑﺎﺷﺪ ﺑﮭﺘﺮ اﺳﺖ در درﺟه اول از آن ﺑﺮای آﺑﯿﺎری ذرت ﺧﻮراﻛﻲ و ﺗﻮت ﻓﺮﻧﮕﻲ و در درﺟه دوم ذرت ﻋﻠﻮﻓه ای، ﺟﻮ و ﮔﻨﺪم اﺳﺘﻔﺎده ﺷﻮد و از ﻛﺎﺷﺖ ﺳﺎﯾﺮ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﻛﺸﺎورزی در زﻣﯿﻦ آﻟﻮده ﺷﺪه ﻧﯿﺰ در ﻧﻮﺑﺖ ھﺎی ﺑﻌﺪ ﺧﻮدداری ﺷﻮد.آﺑﯿﺎری ﮔﯿﺎھﺎن ﻋﻠﻮﻓه ای ﺷﺎﻣﻞ ﺷﺒﺪر، ﯾﻮﻧﺠه و اﺳﭙﺮس ﺑﺎ آب آﻟﻮده ﺑه ﻛﺎدﻣﯿﻮم ﺑه ھﯿﭻ وﺟه ﺗﻮﺻﯿه ﻧﻤﻲ ﺷﻮد.

ﻧﯿﻜﻞ :

ﻧﯿﻜﻞ ﯾﻜﯽ از ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﻓﻠﺰات در آب ھﺎی ﺳﻄﺤﯽ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ. ورود ﻣﻨﺎﺑﻊ آﻟﻮده ﺷﮭﺮی ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ اﯾﻦ ﻣﻘﺎدﯾﺮ را ﺑﯿﺶ از ﭘﻨﺞ ﺑﺮاﺑﺮ ﺣﺎﻟﺖ ﻋﺎدی اﻓﺰاﯾﺶ دھﺪ. ﻣﻘﺎدﯾﺮ ﻛﻢ ﻧﯿﻜﻞ ﺑﺮای ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺳﻠﻮل ھﺎی ﻗﺮﻣﺰ ﺧﻮن در ﺑﺪن اﻧﺴﺎن ﻧﯿﺎز ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ، ھﺮ ﭼﻨﺪ در ﻣﻘﺎدﯾﺮ ﺑﺎﻻ ﺗﺎ ﺣﺪودی ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺳﻤﯽ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑه ﻧﻈﺮ ﻣﯽ رﺳﺪ ﻧﯿﻜﻞ در ﻛﻮﺗﺎه ﻣﺪت ﻣﺸﻜﻼﺗﯽ اﯾﺠﺎد ﻧﻤﯽ ﻛﻨﺪ اﻣﺎ در طﻮﻻﻧﯽ ﻣﺪت ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎﻋﺚ ﻛﺎھﺶ وزن ﺑﺪن، ﺻﺪﻣﺎﺗﯽ ﺑه ﻗﻠﺐ، ﻛﺒﺪ، ﺗﺤﺮﯾﻚ و ﺣﺴﺎﺳﯿﺖﺑﺎﻻ ﺷﻮد. ﻧﯿﻜﻞ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ در آﺑﺰﯾﺎن ﺗﺠﻤﻊ ﯾﺎﺑﺪ. اﻣﺎ ﺣﻀﻮر آن در طﻮل زﻧﺠﯿﺮه ی ﻏﺬاﯾﯽ ﺑﺰرﮔﻨﻤﺎﯾﯽ اﯾﺠﺎد ﻧﻤﯽ ﻛﻨﺪ. اﻏﻠﺐ ﻧﻤﻚ ھﺎی ﻧﯿﻜﻞ ﻛه از طﺮﯾﻖ ﻏﺬا وارد ﺑﺪن ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، دﻓﻊ ﻣﯽ ﮔﺮدﻧﺪ. ﻧﯿﻤه ﻋﻤﺮ ﻧﯿﻜﻞ ﺣﺪود ۱۱ ﺳﺎﻋﺖ اﺳﺖ. ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻏﻠﻈﺖ ﻧﯿﻜﻞ در اﺳﺘﺨﻮان، رﯾه، ﻛﻠﯿه و ﻛﺒﺪ دﯾﺪه ﻣﯽ ﺷﻮد. ﺳّﻤﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﺗﺮﻛﯿﺐ ﻧﯿﻜﻞ ﻛه اﻏﻠﺐ در ﻛﺎرﺧﺎﻧه ھﺎ ﻣﺸﺎھﺪه ﻣﯽ ﺷﻮد، ﻛﺮﺑﻮﻧﯿﻞ ﻧﯿﻜﻞ اﺳﺖ. ﺳﻤﯿﺖ ﻧﯿﻜﻞ ﺑه ﺻﻮرت آﻟﺮژی، ﺳﺮطﺎن و اﺧﺘﻼﻻت ﺗﻨﻔﺴﯽدﯾﺪه ﻣﯽ ﺷﻮد.

 واﻧﺎدﯾﻮم :

ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ھﺎی اﻧﺴﺎﻧﯽ (ﺑه وﯾﮋه ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻓﻠﺰی) ھﺮ ﺳﺎﻟه دویست ھﺰار ﺗﻦ واﻧﺎدﯾﻮم را ﺑه ﻣﺤﯿﻂ وارد ﻣﯽ ﻛﻨﻨﺪ. واﻧﺎدﯾﻮم ﻣﻌﻤﻮﻻً از ﻣﻨﺎﺑﻊ طﺒﯿﻌﯽ و ھﻤﭽﻨﯿﻦ ﺳﻮﺧﺖ ھﺎی ﻓﺴﯿﻠﯽ وارد ﻣﺤﯿﻂ ﻣﯽ ﺷﻮد و در آب، ﺧﺎک و ھﻮا ﺑﺮای ﻣﺪت طﻮﻻﻧﯽ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ. واﻧﺎدﯾﻮم در ﻣﺤﯿﻂ ھﺎی آﺑﯽ، ﭘﺎﯾﺪار ﺑﻮده و در طﻮﻻﻧﯽ ﻣﺪت اﺛﺮ زﯾﺎن آوری روی ارﮔﺎﻧﯿﺴﻢ ھﺎی آﺑﯽ ﺑه ﺟﺎی ﻣﯽ ﮔﺬارد.

روی :

روی ﻓﻠﺰی ﻧﺮم ﺑﮫ رﻧﮓ ﺳﻔﯿﺪ ﻣﺎﯾﻞ ﺑه آﺑﻲ اﺳﺖ. اﯾﻦ ﻋﻨﺼﺮ طﻌﻢ ﻧﺎﻣﻄﻠﻮب ﺗﻠﺦ و ﮔﺰﻧﺪه ای ﺑه آب ﻣﻲ دھﺪ. روی ﺑه ﻣﻘﺪار ﮐﻢ در ﺗﻤﺎم ﺳﻨﮓ ھﺎی آﺗﺶ ﻓﺸﺎﻧﻲ وﺟﻮد دارد. ﻣﯿﺰان روی طﺒﯿﻌﻲ در ﺧﺎک، ﺣﺪود یک تا سی میلی گرم در هر کیلوگرم خاک می باشد. ﻓﻠﺰ روی ﮐه ﺑﻌﺪ از ﻓﻮﻻد، آﻟﻮﻣﯿﻨﯿﻮم و ﻣﺲ ﭘﺮ ﻣﺼﺮف ﺗﺮﯾﻦ ﻓﻠﺰ ﺻﻨﻌﺘﻲ ﺗﻠﻘﻲ ﻣﻲ ﺷﻮد، ﺑه ﻋﻨﻮان ﻣﺤﺎﻓﻆ ﻓﻮﻻد در ﺻﻨﻌﺖ آﺑﮑﺎری، ﺑه ﺻﻮرت ﻓﻠﺰ آﻟﯿﺎژ ﮐﻨﻨﺪه ﺑﺎ ﻣﺲ ﺟﮭﺖ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺑﺮﻧﺞ، در رﯾﺨﺘﮫ ﮔﺮی ھﺎ و ھﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑه ﺻﻮرت ﺗﺮﮐﯿﺒﺎت ﺷﯿﻤﯿﺎﯾﻲ در ﻻﺳﺘﯿﮏ و رﻧﮕﮭﺎ ﺑه ﮐﺎر ﻣﻲ رود. روی در ﺑﺪن اﻧﺴﺎن، در ﻏﻠﻈﺖ ﺑﺎﻻ، در ﭘﺮوﺳﺘﺎت، اﺳﺘﺨﻮان، ﻋﻀﻠه و ﮐﺒﺪ ﭘﯿﺪا ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻧﯿﻤه ﻋﻤﺮ روی ﺑﺎﻗﯿﻤﺎﻧﺪه در ﺑﺪن اﻧﺴﺎن، ﯾﮏ ﺳﺎل اﺳﺖ. روی ﻋﻨﺼﺮی ﺣﯿﺎﺗﻲ ﺑﺮای ﺗﻤﺎﻣﻲ ارﮔﺎﻧﯿﺴﻢ ھﺎی زﻧﺪه اﺳﺖ. ﺑﻌﻀﻲ از ﻋﻮارض ﻧﺎﻣﻄﻠﻮب آن ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از ﻣﺴﻤﻮﻣﯿﺖ، ﺗﺐ، دل آﺷﻮﺑه ، ﺗﮭﻮع، اﺳﺘﻔﺮاغ و اﺳﮭﺎل ﻣﺘﻌﺎﻗﺐ ﻣﺼﺮف ﻧﻮﺷﯿﺪﻧﻲ ھﺎی اﺳﯿﺪی ﯾﺎ ﻏﺬاھﺎﯾﻲ ﮐه در ظﺮوف ﮔﺎﻟﻮاﻧﯿﺰه ﺗﮭﯿه و ﻧﮕﮭﺪاری ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ.

ﺳﺮب و دﯾﮕﺮ ﻓﻠﺰات ﺳﻤﯽ :

ﺳﺮب ﻋﻨﺼﺮی ﻓﻠﺰی و ﻧﺮم ﺑﮫ رﻧﮓ ﺳﻔﯿﺪ ﻣﺎﯾﻞ ﺑه آﺑﻲ اﺳﺖ ﮐه ﻓﻮق اﻟﻌﺎده ﺳﻤﻲ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. اﯾﻦ ﻋﻨﺼﺮ دارای ﺟﻼی ﻓﻠﺰی، رﺳﺎﻧﺎﯾﻲ ﭘﺎﯾﯿﻦ و ﺧﺎﺻﯿﺖ ﭼﮑﺶ ﺧﻮاری و ﻣﻔﺘﻮل ﭘﺬﯾﺮی اﺳﺖ و ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﺑﺎﻻﯾﻲ در ﺑﺮاﺑﺮ ﺧﻮردﮔﻲ دارد. ﺳﺮب ﺑه طﻮر طﺒﯿﻌﻲ در ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ وﺟﻮد دارد وﻟﻲ در اﮐﺜﺮ ﻣﻮارد ﺣﺎﺻﻞ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ھﺎی ﺑﺸﺮی از ﻗﺒﯿﻞ ﮐﺎرﺑﺮد در ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. ﻧﻤﮏ ھﺎی ﺳﺮب از راه اﮔﺰوز اﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ھﺎ وارد ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﺷﺪه و ﺧﺎک، آب دریاچه ی اورمیه و ھﻮا را آلوده می کند.ﺳﺮب ﯾﮑﻲ از ﭼﮭﺎر ﻓﻠﺰی اﺳﺖ ﮐه ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻋﻮارض را ﺑﺮ روی ﺳﻼﻣﺘﻲ اﻧﺴﺎن دارد. اﺧﺘﻼل ﺑﯿﻮ ﺳﻨﺘﺰ ھﻤﻮﮔﻠﻮﺑﯿﻦ و ﮐﻢ ﺧﻮﻧﻲ، اﻓﺰاﯾﺶ ﻓﺸﺎر ﺧﻮن، آﺳﯿﺐ ﺑه ﮐﻠﯿه، ﺳﻘﻂ ﺟﻨﯿﻦ و ﻧﺎرﺳﻲ ﻧﻮزاد، اﺧﺘﻼل ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻋﺼﺒﻲ، آﺳﯿﺐ ﺑه ﻣﻐﺰ، ﻧﺎﺑﺎروری ﻣﺮدان، ﮐﺎھﺶ ﻗﺪرت ﯾﺎدﮔﯿﺮی و اﺧﺘﻼﻻت رﻓﺘﺎری در ﮐﻮدﮐﺎن از ﻋﻮارض ﻣﻨﻔﻲ اﻓﺰاﯾﺶ ﻏﻠﻈﺖ ﺳﺮب در ﺑﺪن اﺳﺖ. بیشترین ﻣﯿﺰان ﺳﺮب در ﮐﺒﺪ و ﭘﺲ از آن در آﺑﺸﺶ، ﮐﻠﯿه و ﺗﺨﻤﺪان و اﻟﺒﺘﮫ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﺎﻧه ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ آن در ﻋﻀﻠه ﺗﺠﻤﻊ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ. درﺑﺎره ی دو ﻓﻠﺰ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻧﯿﮑﻞ و روی ﻧﯿﺰ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻣﯿﺰان در ﺗﺨﻤﺪان ، ﺳﭙﺲ در ﮐﺒﺪ، آﺑﺸﺶ و ﮐﻠﯿه و ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ ﻣﯿﺰان در ﻋﻀﻠه ماهی تجمع ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ.

اﻟﺒﺘه آﻟﻮدﮔﯽ ﺑﮫ ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺗﻨﮭﺎ از طﺮﯾﻖ ﻣﺼﺮف ﻓﺮآورده ھﺎی درﯾﺎﯾﯽ ﺳﻼﻣﺖ اﻧﺴﺎن را ﺗﮭﺪﯾﺪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ. ﺑﻠﮑه ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻦ در ﻣﻌﺮض ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺷﺎﻣﻞ آرﺳﻨﯿﮏ ، ﺳﺮب و ﺟﯿﻮه ﺣﺘﯽ از طﺮﯾﻖ ظﺮوف ﻟﻌﺎﺑﯽ، ﻣﻮاد ﻏﺬاﯾﯽ، آﻓﺖ ﮐﺶ و ﻋﻠﻒ ﮐﺶ ھﺎی ﺑﺎﻏﭽه ﺳﻼﻣﺖ اﻓﺮاد ﺧﺎﻧﻮاده را ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻗﺮار ﻣﯽ دھﺪ.

ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ از ﺟﻤﻠه آﻻﯾﻨﺪھﮭﺎی زﯾﺴﺖ ﻣﺤﯿﻄﯽ ھﺴﺘﻨﺪ ﻛﮫ ﻣﻮاﺟه اﻧﺴﺎن ﺑﺎ ﺑﻌﻀﯽ از آﻧﺎن از طﺮﯾﻖ آب و ﻣﻮاد ﻏﺬاﯾﯽ می تواند ﻣﺴﻤﻮﯾﺘﮭﺎی ﻣﺰﻣﻦ و ﺑﻌﻀﺎً ﺣﺎد و ﺧﻄﺮﻧﺎﻛﯽ اﯾﺠﺎد ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. ﺑه ﻋﻨﻮان ﻣﺜﺎﻟﻲ دﯾﮕﺮ، ﺟﯿﻮه از ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ اﺳﺖ ﮐه ﺑﺮای ﺑﺪن ﻣﻀﺮ ھﺴﺘﻨﺪ و ﺟﺰو ﻣﻮاد ﺳﻤﯽ ﺑﮫ ﺷﻤﺎر ﻣﯽ آﯾﻨﺪ و اﯾﻦ ﻋﻨﺼﺮ ﺑﺎ آﻧﺰﯾﻢ ھﺎی دروﻧﯽ ﺑﺪن ﺗﺮﮐﯿﺐ و ﻣﺎﻧﻊ از ﻋﻤﻞ آﻧﮭﺎ ﻣﯽ ﺷﻮد. ﺗﺠﻤﻊ ﺟﯿﻮه در ﺑﺪن ﻣﻨﺠﺮ ﺑه اﺧﺘﻼﻻت ﺷﻨﻮاﯾﯽ، ﻟﺮزش ﻋﻀﻼت، ﺑﺮوز ﺑﯽ ﺣﺴﯽ ﻋﻤﻮﻣﯽ و ﺑﺮھﻢ ﺧﻮردن ﻣﺘﺎﺑﻮﻟﯿﺴﻢ دروﻧﯽ ﻣﯽ ﺷﻮد و از ھﻤه ﻣﮭﻤﺘﺮ اﯾﻦ ﮐه ﺟﯿﻮه ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻋﺼﺒﯽ را ﻣﺨﺘﻞ ﮐﺮده و ﺑه رﺷﺪ ﺑﺎﻓﺖ ﻣﻐﺰی آﺳﯿﺐ ﺟﺪی ﻣﯽ رﺳﺎﻧﺪ؛ ﻧﮑﺘﮫ ای ﮐه ﺑه وﯾﮋه در ﻣﻮرد ﮐﻮدﮐﺎن و زﻧﺎن ﺑﺎردار ﺑﺎﯾﺪ ﺑه آن ﺗﻮﺟه ﮐﺮد. ﻏﺬاھﺎی درﯾﺎﯾﯽ ﺳﺮﺷﺎر از ﭘﺮوﺗﺌﯿﻦ ھﺴﺘﻨﺪ، ﭼﺮﺑﯽ اﺷﺒﺎع ﺷﺪه ﮐﻤﺘﺮی دارﻧﺪ و از ﻣﻮاد ﻣﻐﺬی ﺑﺴﯿﺎری ﺑﺮﺧﻮردارﻧﺪ، اﻣﺎ ﺑﺮای اطﻤﯿﻨﺎن ﺑﮭﺘﺮ اﺳﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮ از دو ﺗﺎ ﺳه ﺑﺎر در ھﻔﺘه ﻣﺼﺮف ﻧﺸﻮﻧﺪ. ﻣﯿﺰان ﺟﯿﻮه ﻣﻮﺟﻮد در اﻧﻮاع ﻣﺎھﯽ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ. ﻣﺜﻼ ﺑﺮﺧﯽ از اﻧﻮاع ﻣﺎھﯽ ﺗﻦ، ﺟﯿﻮه ﺑﯿﺸﺘﺮی دارﻧﺪ و در ﻧﺘﯿﺠﮫ ﺑه ﺟﺎی اﯾﻦ ﮐه ﻣﻔﯿﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺑﺮای ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻣﻀﺮ ھﺴﺘﻨﺪ. از آﻧﺠﺎ ﮐه ھﻨﻮز ﻣﺸﺨﺺ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﺼﺮف ﮐﺪام ﮔﻮﻧه ی ﻣﺎھﯽ ﺑﺎ ﺿﺮﯾﺐ ﺧﻄﺮ ﺑﯿﺸﺘﺮی ھﻤﺮاه اﺳﺖ، ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﺳﻌﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑه ﺟﺎی ﻣﺼﺮف ﯾﮏ ﻧﻮع ﻣﺎھﯽ از اﻧﻮاع ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺎھﯽ و ﻏﺬاھﺎی درﯾﺎﯾﯽ اﺳﺘﻔﺎده ﮐﻨﻨﺪ.ﺳﺮب ﺑه دو روش وارد ﺑﺪن اﻧﺴﺎن و ﺣﯿﻮاﻧﺎت ﻣﯽ ﺷﻮد و در آﻧﮭﺎ ﻣﺴﻤﻮﻣﯿﺖ اﯾﺠﺎد ﻣﯽ ﻛﻨﺪ؛ ﯾﻜﯽ از طﺮﯾﻖ ورود ﺑه زﻧﺠﯿﺮه ﻏﺬاﯾﯽ از راه ﺗﻐﺬﯾه از ﻋﻨﺎﺻﺮ اﯾﻦ زﻧﺠﯿﺮه و دﯾﮕﺮی از طﺮﯾﻖ ﺗﻨﻔﺲ ھﻮای آﻟﻮده ﺑﮫ ﺳﺮب. از طﺮﯾﻖ ﺗﻐﺬﯾه ﻏﻠﻈﺖ ھﺎﯾﯽ از ﺳﺮب وارد ﺑﺪن اﻧﺴﺎن و ﺟﺎﻧﺪاران ﻣﯽ ﺷﻮد. ھﺮ ﭼﻨﺪ در ﮔﺬﺷﺘه، ﻋﺪه ای از ﻣﺤﻘﻘﺎن ﺗﻨﮭﺎ ﺳﺮب ﻣﻮﺟﻮد در ھﻮا را ﻣﺴئول آﻟﻮدﮔﯽ و ﺳﻤﯿﺖ ﺳﺮب در اﻧﺴﺎن و ﺟﺎﻧﺪاران ﻣﯽ داﻧﺴﺘﻨﺪ، اﻣﺎ اﻣﺮوزه ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ روزاﻧه سی وسه درﺻﺪ ﺳﺮب وارد ﺷﺪه ﺑه ﺑﺪن اﻓﺮاد ﺷﮭﺮﻧﺸﯿﻦ از ھﻮاﺳﺖ و ﻋﺪه ای ھﻢ ﺳﮭﻢ ھﻮا را ﻓﻘﻂ ۲۰ درﺻﺪ ﻣﯽ داﻧﻨﺪ.

ﻋﻮارض ﻣﺴﻤﻮﻣﯿﺖ ﺳﺮب در اﻧﺴﺎن ﺷﺎﻣﻞ ﺑﺎﻻ رﻓﺘﻦ ﻣﯿﺰان ﺳﺮب در ﺧﻮن اﻧﺴﺎن و اﯾﺠﺎد ﻣﺴﻤﻮﻣﯿﺖ در دو ﻧﻮع ﺣﺎد و ﻣﺰﻣﻦ اﺳﺖ. در اﺛﺮ ﻣﺴﻤﻮﻣﯿﺖ ﻣﺰﻣﻦ، ﺑﯿﻤﺎری ھﺎﯾﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﻗﻮﻟﻨﺞ ﺳﺮﺑﯽ، ﻓﻠﺞ ﻋﺼﺒﯽ، ﻓﻠﺞ، ورم ﻛﻠﯿه،ﻛﻢ ﺧﻮﻧﯽ، ﺑﺎﻻ رﻓﺘﻦ ﻓﺸﺎر اﺳﯿﺪ اورﯾﻚ در ﺧﻮن، ﻧﻘﺮس ﺳﺮﺑﯽ و ﺳﻘﻂ ﺟﻨﯿﻦ در اﻧﺴﺎن و ﺣﯿﻮاﻧﺎت ﺑﺎردار ﺑﺮوز ﻣﯽ ﻛﻨﺪ. از ﻣﮭﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﻋﻮارض ﻣﺴﻤﻮﻣﯿﺖ ﺣﺎد ﺑﺎ ﺳﺮب، آﻧﺴﻔﺎﻟﻮﭘﺎﺗﯽ و ﺿﺎﯾﻌﺎت ﻣﻐﺰی اﺳﺖ. در ﻣﯿﺎن ﺣﯿﻮاﻧﺎت، آﻟﻮدﮔﯽ ﺳﺮب در دام ھﺎی ﻣﺤﻠﯽ ﺗﺎ ﺣﺪ زﯾﺎدی ﻣﻮرد ﺗﻮﺟه داﻧﺸﻤﻨﺪان ﺑﻮده اﺳﺖ؛ ﭼﺮا ﻛه اﻧﺴﺎن ﺑه طﻮر ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ از ﻓﺮآورده ھﺎی آﻧﮭﺎ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽ ﻛﻨﻨﺪ. ﻣﺎھﯽ ھﺎی آب ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻗﺎدرﻧﺪ ﺳﺮب را ﺑه ﺻﻮرت ﯾﻮن در ﺧﻮد ﺟﻤﻊ ﻛﻨﻨﺪ.ﺑﺴﯿﺎری از ﻧﺮم ﺗﻨﺎن ھﻢ ﻗﺎدرﻧﺪ ﻣﻘﺪار زﯾﺎدی ﺳﺮب آب درﯾﺎ را در ﺑﺎﻓﺖ ھﺎی ﻧﺮم ﺧﻮد ذﺧﯿﺮه ﻛﻨﻨﺪ. ﺑﮫ طﻮری ﻛه ﻣﻘﺪار ذﺧﯿﺮه ﺷﺪه ﺳﺮب در ﺻﺪف آﻧﮭﺎ ۱۰۰۰ ﺑﺎر ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﺳﺮب ﻣﻮﺟﻮد در درﯾﺎ ﺑﻮده اﺳﺖ. ﻋﻼﻣﺖ ھﺎی ﻣﺴﻤﻮﻣﯿﺖ ﺣﺎد ﺑﺎ ﺳﺮب در ﺑﺮﺧﯽ ﺣﯿﻮاﻧﺎت ﻛﻮری، ﺑﺰاق آوری ﻣﻔﺮط، اﻧﻘﺒﺎض ﻣﺎھﯿﭽه، ﺳﺎﯾﯿﺪﮔﯽ دﻧﺪان ھﺎ، اﻧﻌﻜﺎس ﻛﻢ و ﻣﺮگ ﻧﺎﮔﮭﺎﻧﯽ اﺳﺖ.

ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻋﻤﺪه ﺗﺮﯾﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ آﻻﯾﻨﺪه ﻣﺮﺑﻮط ﺑه ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ ھﺴﺘﻨﺪ. ﮐﺎرﺧﺎﻧﺠﺎﺗﯽ از ﻗﺒﯿﻞ آﺑﮑﺎری ، ﺑﺎطﺮﯾﺴﺎزی و ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻗﻄﻌﺎت اﻟﮑﺘﺮوﻧﯿﮏ از ﻣﮭﻤﺘﺮﯾﻦ آﻧﮭﺎ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ. اﮐﺜﺮ ﻗﺮﯾﺐ ﺑه اﺗﻔﺎق واﺣﺪھﺎی ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪه ﻓﺎﺿﻼب ﺻﻨﻌﺘﯽ ﺣﺎوی ﻓﻠﺰات ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻓﺎﻗﺪ ﺳﯿﺴﺘﻢ ھﺎی ﺗﺼﻔﯿه ھﺴﺘﻨﺪ و روزاﻧه ﻣﻘﺎدﯾﺮ ﻓﺮاواﻧﯽ ﻓﺎﺿﻼب ﺻﻨﻌﺘﯽ را وارد ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ ﯾﺎ ﺷﺒﮑه ﻓﺎﺿﻼب ﺷﮭﺮی ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ ﮐه ﺑﺎﻋﺚ آﻟﻮدﮔﯽ ﻣﻨﺎﺑﻊ آﺑﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ. در ﻣﻮاردی ﻧﯿﺰ ﮐه ﻓﺎﺿﻼب ﺻﻨﻌﺘﯽ ﺗﺼﻔﯿﮫ ﻣﯽ ﺷﻮد ﻣﺸﮑﻞ دﻓﻊ و دﻓﻦ ﻟﺠﻦ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﺪه وﺟﻮد دارد ﮐﮫ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ از طﺮﯾﻖ ﮔﯿﺎھﺎن، ﺟﺬب و وارد ﭼﺮﺧه ﻏﺬاﯾﯽ ﺷﻮد .

تا اینجای مقاله ورود فلزات سمی از طریق مواد غذایی و آب آشامیدنی را بررسی کردیم اما مشکل اصلی بعد از خشک شدن دریاچه ی اورمیه گرد و غبار حاوی همین سموم است. سمومی که این بار از سیستم تنفسی ما وارد بدن شده شاید خطر بیشتری برای مردم داشته باشند.چون دریاچه ی اورمیه در طول سالیان دراز هم به عنوان جاذبه ی توریستی کاربرد داشته و هم به عنوان سطل زباله کارخانه ها.کارخانه هایی که در مسیر رودهای منتهی به دریاچه ی اورمیه و شهرکهای صنعتی اطراف دریاچه ی اورمیه فعالیت می کنند.

شش ها وظیفه ی تامین اکسیژن بدن را بر عهده دارد.هوا از طریق بینی و دهان وارد بدن ما شده از گلو و حنجره رد شده و از طریق نای و نایژه ها به کیسه های هوایی درون ریه های ما وارد می شوند.در جدار کیسه های هوایی رگهایی وجود دارند که بر اساس غلظت اکسیژن و دی اکسید کربن درون رگ ها و کیسه های هوایی اکسیژن و دی اکسید کربن را از یک طرف به طرف دیگر مبادله می کنند.همان طور که شاهد هستید هوا یک مسیر طولانی را تا تصفیه شدن و جذب اکسیژن طی می کند. گرد و غبار همواره سیستم تنفسی و سلامتی ما را تهدید می کند.بدن در مقابل این گرد و غبار سیستم دفاعی خود را دارد و در طول زمان این گرد و غبار وارد شده به سیستم تنفسی را دفع می کند.برای مثال یک معدنچی ممکن است در طول حیات کاری خود هزار گرم گرد و غبار را استنشاق کند اما وقتی بعد از مرگ بدن او بررسی می شود تنها چهل گرم این گرد و غبار یافت می شود.اما همین چهل گرم صدمات خود را می زند خدایی ناکرده اگر هوای تنفسی ما حاوی فلزات سنگین و سموم باشد میزان آسیب آن چندین برابر می شود.

زمانی که گرد و غبار را تنفس می کنیم چه اتفاقی می افتد؟

ریه ها توسط مجموعه ای از مکانیسم های دفاعی در قسمتهای مختلف دستگاه تنفسی محافظت می شود.زمانی که ما نفس می کشیم اول از همه هوا وارد بینی ما می شود بینی با موهای ظریف خود نقش یک فیلتر را بازی می کند همین ذرات بعد ها توسط عطسه از بینی خارج می شوند.برخی از ذرات از فیلتر بینی عبور می کنند اما زمانی که از مسیر نای و نایژه برای رسیدن به کیسه های هوایی عبور می کنند توسط مخاط تولید شده در مسیر تنفسی جذب و دفع می شوند اما باید گفت باز هم ذراتی از همین فیلتر هم عبور کرده اند.بعد از این قسمت هوایی که وارد کیسه ی هوایی درون شش ها شده است دارای مقداری گرد و غبار و شاید فلزات سنگین و سموم هستند.مسیر نای و نایژه حاوی مژه هایی است که برخود هوا با سطح آن ها باعث تصفیه ی هوا و جدا شدن گرد و غبار می شود اما کیسه های هوایی این مژه ها را ندارند.در کیسه های هوایی نوعی از ماکروفاژ یا درشت خوار و بیگانه خوار را دارند.این ذرات توسط ماکروفاژ ها بلع شده و توسط مکانیزمی در درون ماکروفاژها غیر فعال و دفع می شوند.درون شش ها علاوه بر ماکروفاژها سیستم دفاعی دیگری وجود دارد. این سیستم دفاعی با تولید پروتئین هایی بعضی از مواد را خنثی می کنند.

گرد وغبار عبارتست از ذرات بسیار ریز مواد جامد که از عملیات مکانیکی نظیر سائیدن – ترکانیدن – خرد کردن – شکستن – مته کردن و … از مواد اولیه و اصلی جدا شده وبصورت معلق در هوا پراکنده میشود و ممکن است منشاء آلی ( مثل گردوغبارگندم و ذرت ) یا منشاء معدنی ناشی از سنگها و صخره های معدنی ایجاد می شود.

کلاً بیماریهای ناشی از گرد وغبار را پنوموکونیوزیس می گویند. گرد وغبارها از نظر بیماریزایی به دو گروه سمی و غیرسمی تقسیم می شود. گرد وغبارهای سمی ایجاد پنوموکونیوزهای فیبروتیک می نماید مثل آزبست – سیلیس – زغال سنگ و گرد وغبارهای غیر سمی مثل گچ – سیمان – کربن – کربنات کلسیم و…!

واکنش سیستم تنفسی و ریه ها به این گرد غبار و مواد سمی چیست؟

اگر این گرد غبار مواد محرک باشد در بینی ممکن است باعث تحریک مخاط بینی در نای باعث اماس نای و در نایژه باعث برونشیت شود.نوع و زمان و شدت این پاسخ ها به ذرات به فاکتور های زیادی بستگی دارد که از آنها می توان به میزان ورود ذرات به بدن و آستانه ی تحمل دستگاه تنفسی نام برد.اما مهمترین پاسخ ها و واکنش ها به ورود مواد بیگانه به دستگاه تنفسی در قسمتهای درونی تر داده می شود.اگر ذرات بزرگ گرد و غبار که از فیلتر های موجود در بینی و لوله های تنفسی رد شده اند به کیسه های هوایی رسیده اند بیش از حد بزرگ باشند ماکروفاژها هیچ کاری نمی توانند بکنند که همین ذرات باعث آسیب به دیواره ی کیسه های هوایی می شوند.میزان آسیب به مواد تشکیل دهنده ی گرد و غبار بستگی دارد.برای مثال اگر هوا حاوی سیلیس باشد این سیلیس ها توسط ماکروفاژ ها بلعیده شده اما فایده ای ندارد چون این سیلیس باعث مرگ ماکروفاژها می شود.مرگ این ماکروفاژ ها با ترشح موادی همراه است.این ترشحات و سیلیس باعث ایجاد زخم ها و بیماری فیبروز می شود.در برخی از موارد دستگاه تنفسی این زخم ها را ترمیم می کند اما اگر این سیلیس ها به صورت بلور باشند از دست دستگاه تنفسی کاری بر نمی آید چون میزان آسیب بسیار بیشتر است.این زخم هایی که توسط بلور های سیلیس ایجاد شده اند باعث بیماری سیلیکوزیس می شوند

سیلیکوزیس یکی از خطرناکترین بیماریهای پنوموکونیوزیس می باشد ویک بیماری ناتوان کننده وغیرقابل برگشت و بیشتر اوقات باعث از کار افتادن ریه ها ومرگ میشود.

بیماری در اثر تماس بیش از حد واستنشاق ذرات سیلیس متبلور ( سیلیکای کریستالین ) بوجود می آید.

به بیماری ریوی ناشی از استنشاق ذرات قابل تنفس سیلیس متبلور(سیلیکای کریستالین) گفته میشود.

سیلیس یا دی اکسید سیلیکون فراوان ترین ماده معدنی در پوسته زمین است

و به دوشکل آزاد وترکیبی وجود دارد آزاد مثل کوارتز ( از جمله گرانیت ) فلینت ( سنگ چخماق) ، اوپال و … سیلیس ترکیبی در تالک وکائولن و… دیده میشود.

سیلیس متبلور در کوارتز ، کریستوبالیت وتریدیمیت دیده میشود. این سه ماده در ترکیب یا در شکل قرار گیری اکسیژن و سیلیکون با یکدیگر فرق دارند اما دارای یک فرمول می باشند.

معمولاً کوارتز درشن وماسه و صخره ها وجود دارد ، کریستوبالیت وتریدیمیت بطور طبیعی در گدازه های زمین یافت میشوند وممکن است از حرارت دادن کوارتز یا سیلیس آمورف بوجود آیند . سیلیس آمورف متبلور نیست از این رو نسبتاً بی خطر است و سبب بیماری سیلیکوز نمی شود.

انواع سیلیکوزیس :

از نظر بالینی شامل انواع مختلف سیلیکوز مزمن یا کلاسیک ، تسریع شده یا تحت حاد و حاد می باشد . این حالات براساس علایم بالینی ، شدت ومدت مواجهه با سیلیس از یکدیگر متمایز می شوند.

سیلیکوز کلاسیک :

این بیماری دراثر مواجهه با گرد وغبارهایی که بطور متوسط کمتر از ۳۰ درصد کوارتز دارند درطی ۲۰ تا ۴۵ سال ایجاد میشود.

از لحاظ رادیوگرافی قفسه صدری به دونوع سیلیکوز ساده وفیبروز شدید پیشرونده تقسیم میشود . درنوع ساده لکه های مدور کوچک به نظر کمتر از ۱۰ میلی متر معمولاً ( ۱تا۳ میلی متر ) درنواحی فوقانی ریه بخوبی مشخص میشود. سیلیکوز ساده معمولاً بی علامت بوده ودارای اسپیرومتری نرمال می باشد ومعاینه بالینی قفسه سینه نیز نرمال است اما دربرخی افراد سرفه خلط دار شبیه برونشیت مشاهده میشود.

سیلیکوز تسریع شده ( تحت حاد) :

این بیماری معمولاً در اثر مواجهه با مقادیر زیاد گرد وغبارها حاوی ۴۰ تا ۸۰ درصد کوارتز درمدت ۵ تا ۱۵ سال ایجاد میشود . دراین حالت اندازه ندول های فیبروزه کوچک تر از ندول های موجود در سیلیکوز مزمن بوده فیبروز وسیع بیشتر به نواحی میانی ریه آسیب وارد می کند. در سیلیکوزیس تسریع شده علائم مشابه با PMF میباشد ولی بعلت مواجهه زیاد با سیلیس این امر زودتر اتفاق می افتد این بیماری دربین کارگران تولید کننده پودر سیلیس وسند بلاستر شایع تر است.

سیلیکوز حاد :

یکی از اشکال نادر سیلیکوز است ودرمدت ۱ تا ۳ سال مواجهه شدید با گرد وغبارهای پرغلظت سیلیس ایجاد میشود . که به علت نارسایی شدید تنفسی سریعاً به مرگ بیمار منجر میشود

بیماربا سرفه های تحریکی بعضی مواقعَ خلط دار – کاهش وزن ضعف و خستگی آغازو ،با پیشرفت بیماری به نارسایی تنفسی و نهایتاً مرگ منجر میشود . برخلاف سیلیکوزیس کلاسیک که معاینه قفسه سینه چیز خاصی را نشان نمی دهد. در سیلیکوزیس حاد معمولاً کراکل(نوعی صدا که از سمع ریه شنیده میشود) وجود دارد که نشان دهنده تجمع مایع در آلوئولها وراههای هوایی است.

بیماری های دیگری که گردوغبار به وجود می آورد چیست؟

برخی از بیماری های ریوی ناشی از گرد و غبار را پنوموکیوز می نامند.تغییراتی که در اثر گرد و غبار در ریه ایجاد می شود بستگی به مواد موجود در آن دارد.برای مثال زخمهایی که سیلیس در ریه ایجاد می کند توسط بافتهای سالم ریه از هم جدا می شود و در بررسی ها شبیه جزیره های کنار هم است به این دلیل ریه خاصیت ارتجاعی خود را به طور کامل از دست نمی دهد.اما اگر ریه در معرض تماس با پنبه نسوز ، کبالت ، بریلیم قرار بگیرد زخم های ایجاد شده کل سطح داخلی ریه را می پوشانند که باعث از بین رفتن خاصیت ارتجاعی ریه می شود.

عنصر های کربن و آهن که ذرات بزرگی هستند توسط ماکروفاژها جذب می شوند اما ممکن است تا آخر عمر ماکروفاژ در درون آن باقی بماند که بعد از مرگ توسط ماکروفاژهای جدید بلعیده می شود.تجمع بیش از حد این ذرات می تواند باعث سرفه های مزمن و در موارد نادری باعث زخم در ریه شود.

برخی از عنصرهای سنگین بسیار سریع جذب خون می شوند . تجمع آنها در دیگر ارگان های بدن مانند مغز ، کلیه ، جگر باعث بیماری های خطرناکی می شود.مثال هایی برای بیماری ها را در زیر می توانید مشاهده کنید که در اثر عنصر های مختلف ایجاد می شوند.

آزبستوز : بیماری در اثر ماده ی سمی آزبست به وجود می آید. بیماری درمان خاصی ندارد و شاید اکسیژن تراپی، فیزیوتراپی ریوی، ترک سیگار و بخور مفید باشند .

برلیوزیس و یا بریلوز : این بیماری را اگر بخواهیم به زبان عامه ترجمه کنیم اصطلاح بیماری بریلیم حاد را استفاده کنیم که در اثر عنصر برلیوم به وجود می آید. استنشاق بریلیم خطرناک است. تاثیر آن به میزان و زمان مواجهه با این عنصر بستگی دارد. اگر بریلیم موجود در سطح هوا افزایش یابد، وضعیت بحرانی بوجود خواهد آمد. این وضعیت همانند آماس ریه است و بیماری بریلیم حاد نامیده می‌شود. استانداردهای هوای محیط کار و اجتماع در جلوگیری از بیماریهای حاد ریوی موثرند.

بریلیم و نمک آن ، موادی سمی و احتمالا” سرطان‌زا هستند. بریلوز یک بیماری مزمن ریوی است که در اثر تماس بریلیم ایجاد می‌شود. بیماری حاد بریلیم به صورت آماس ریه برای اولین بار در سال ۱۹۹۳ در اروپا و در سال ۱۹۴۳ در آمریکا گزارش شد. موارد بریلوز حاد ، اولین بار در سال ۱۹۴۶در بین کارگران کارخانجات لامپهای فلورسنت در ماساچوست دیده شد.

این بیماری از بسیاری جهات شبیه بیماری سارکوئیدز است و تمایز علائم آنها اغلب دشوار است. گرچه سال ۱۹۴۹ استفاده از ترکیبات بریلیم در لامپهای فلورسنت متوقف شد، مواجهه با این عنصر در صنایع هسته‌ای و هوافضا ، تصفیه فلز بریلیم ، ذوب آلیاﮊهای حاوی بریلیم ، تولید محصولات الکترونیکی و پرداختن با سایر مواد حاوی بریلیم همچنان وجود دارد.

در گذشته ، محققین ، بریلیم و ترکیبات آنرا می‌چشیدند تا در صورت طعم شیرین ، وجود این عنصر را تایید کنند. امروزه با ایجاد تجهیزات مدرن برای تشخیص این عنصر ، دیگر نیازی به انجام این کار خطرناک نیست و نباید چشیدن این ماده را امتحان کرد. با بریلیم و ترکیبات آن ، باید با کمال احتیاط رفتار شود و هنگام انجام هرگونه فعالیتی که احتمال آزاد شدن گرد بریلیم هست، احتیاط خاصی بکار رود. ( احتمال سرطان ریه در صورت تماس طولانی با بریلیم وجود دارد)

تعدادی از مردم به بریلیم حساسیت دارند ( ۱ تا ۱۵ درصد ). این افراد ممکن است واکنشهای التهابی را در دستگاه تنفسی خود احساس کنند.

این حالت بیماری بریلیم حاد ممکن است سالها پس از مواجهه با سطح بالاتر از استاندارد بریلیم در افراد بوجود آید (بیش از دو میکرو گرم در متر مکعب). این بیماری باعث احساس ضعف ، خستگی و مشکلات تنفسی می‌شود. همچنین می‌تواند باعث بی‌اشتهایی ، کاهش وزن ، بزرگی بخش راست قلب و در موارد پیشرفته بیماریهای قلبی شود.

حساسیت به بریلیم در بعضی افراد ممکن است فاقد علامت باشد. عموم مردم مستعد ابتلا به به بریلیم حاد نیستند، چون میزان بریلیم در سطح هوا بطور طبیعی بسیار پایین است . در بلع بریلیم هیچگونه عارضه ای ثبت نشده است، چون روده و معده انسان مقدار بسیار کمی از این عنصر را جذب می‌کنند. زخم معده در سگهایی که در غذایشان بریلیم بوده ، دیده شده است.

هیچ مطالعه ای درباره تاثیر بریلیم روی بچه‌هایی که در معرض آن هستند، صورت نگرفته است، اما به نظر می‌رسد تاثیرات سلامتی بریلیم روی بچه‌ها همانند بزرگسالان باشد. نمی‌دانیم آیا بچه‌ها در آسیب‌پذیری نسبت به بریلیم با بزرگسالان تفاوت دارند. نمی‌دانیم آیا مواجهه با بریلیم ، تاثیری بر نارسائیِ جنین یا سایر تاثیرات پیشرفته در مردم خواهد داشت. بررسی اثرات پیشرفته در حیوانات قاطع نیستند.

بیماری‌های انسدادی ریوی که در اثر گرد و غبار به وجود می آیند عبارتند از:

برونشیت مزمن

فیبروز سیستیک

آمفیزم

آسم

بیماری انسدادی مزمن ریوی

برونشکتازی

متاسفانه می توان از ده ها بیماری شناخته شده و ده ها بیماری شناخته نشده نام برد که در اثر گرد و غبار ناشی از خشک شدن دریاچه ی اورمیه به وجود می آیند.نیازی به توضیح بیشتر از این نیست . این بیماری هایی که نام بردم و مختصری در مورد آنها نوشتم برای مثال و آگاه کردن شما از خطرات خشک شدن دریاچه ی اورمیه و آسیب زدن به محیط زیست است.

بیماری هایی که در اثر خشک شدن دریاچه ی آرال شاهد آن بودیم.اما خشک شدن دریاچه ی اورمیه بسیار متفاوت از خشک شدن دریاچه ی آرال خواهد بود.فاکتور های زیادی دخیل خواهد بود.

دیگر وقتی برای تلف کردن نداریم فاجعه شروع شده است و دولت باید تدبیرات لازم را بیاندیشد.از یک طرف ساخت بیماریستان های مجهز از طرف دیگر اجرای طرح هایی برای کاهش آلاینده های هوا و از طرف دیگر نجات دریاچه ی اورمیه.

در آخر باید بگویم طرح نجات دریاچه ی اورمیه نیز مانند هزاران طرح نیمه تمام کشور پایانی نخواهد داشت.چون با نگاهی به میزان پولی که برای نجات دریاچه ی آرال خرج شده است میتوان نتیجه گرفت طرح نجات دریاچه ی اورمیه طرحی بر روی کاغذ است.حتی اگر پولی برای نجات باشد و دولت مصمم در اجرای طرح باید در نظر بگیرد که خیلی دیر شده است چون فاجعه شروع شده است.

فاجعه ای که با توجه به غلظت مواد درون دریاچه و نوع اکوسیستم منطقه می تواند تا تهران و سمنان مردم را درگیر بیماری های خطرناک و کشنده بکند.

درباره این مطلب نظر دهید