انتخاب زبان

آخرین اخبار

مسئله‌ ما، بحران آنها و افکار عامه

ابراهیم ساوالان

اویان نیوز:

ابراهیم رشیدی (ساوالان)

دوم اردیبهشت سال ۸۴ یکی از مساجد اردبیل میزبان دکتر اعلمی بود. در جریان این حضور فرصتی یافتم و در صحبت‌هایی بحث تبعیض بر علیه آذربایجان را مطرح ساختم. اعلمی به بنده توصیه نمود که به جای طرح تبعیض علیه آذربایجان از انحصار تمام منابع ملی ایران آن هم از طرف دویست نفر و تبعیض به نفع خویشان خود و بر علیه همگان که در سطوح بالا جریان دارد توجه نمایم. وی صحبت‌هایی کردند که مفهوم آنها به صورت خلاصه چنین می باشد: امروز کسانی هستند که با استفاده از قدرت و موقعیت خویش به تفویض ترجیحی مناصب به خویشان یا حتی دوستان و دست پروردگان خویش می پردازند.

بنده با مفاهیم گفته های وی پیشتر در کتب علوم اجتماعی با عنوان نپوتیسم (nepotism) آشنا بودم و خوب می‌دانستم که اعمال نفوذ به نفع خویشان نوعی فساد در قدرت را می رساند اما قواره بنده به انتقاد مؤثر از دویست نفر صاحبان قدرت ایران و دادخواهی از همه‌ی تبعیض دیدگان تاریخ قد نخواهد داد. زیرا اثبات فساد در ساختار قدرت با توجه به پیچیدگی های دستگاه قضایی بر همگان ممکن نخواهد بود و خوب می دانم که جدا کردن مشکلاتی که عمدتاً محصول اراده معطوف به قدرت است و مشکلاتی که عمدتاً محصول ساختار جامعه است مطالبات سیاسی را طبقه‌بندی شده وتوجیه پذیر می کند مسبب بحران و نارضایتی را در مظان اتهاماتی قرار می دهد که چاره‌ای جز پذیرش آن یا از دست دادن مشروعیت نخواهد داشت.

کم نبوده اند افرادی که طی سال‌های گذشته نقد های مشابهی را در قبال فعالیت‌های ما مطرح کرده باشند. در این میان سه گروه قابل تمایز است اشخاص نزدیک به نظام حاکمه، روشنفکران غیر تورک، و آن عده از دوستانی که ما را با عنوان سطحی نگری مورد التفات قرار داده اند و از آنجا که باور دارم گفتگو سنگ بنای صورت های دیگر رفتار فی مابینی ماست بنابراین بر خود فرض می‌دانم که در حد توان گفتگویی در خصوص مسئله آذربایجان و تبیین رفتارهای جمعی کنشگران آن در  قیاس با سایر مسائل اجتماعی موجود در ایران مطرح سازم.

«مسئله» یا «بحران» مسئله این است

از منظر ما مشکلات و مسائل آذربایجان بهتر است در دو سطح جداگانه بررسی گردد: اول مسئله ملی که محصول تمایز فرهنگی آذربایجان با فرهنگ حاکم و نگاه امنیتی دولت ها به این تمایز می باشد. این مسئله وضع کلی آذربایجان را با دشواری خاصی مواجه ساخته و موجب بروز نابرابری‌های بزرگ و بی عدالتی‌های نهادی و همچنین نارضایتی و نابسامانی عمومی گردیده است.

دوم مسائلی مانند اعتیاد، مسئله بیکاری، مسکن، بهداشت و… که ناشی از عدم وجود تعادل‌های جزئی که از طریق انجام عملی موثر و کارا امکان بهسازی آنها موجود می باشد.

اغلب مسائل اجتماعی نوع دوم به جهت فقدان ساخت اقتصادی-اجتماعی نوع اول پدید می آیند و در صورت عدم توجه، این مسائل اجتماعی می توانند آبستن عمیق‌ترین بحران‌های اجتماعی گردند که درمان آنها از عهده‌ی یک اقدام به اصطلاح خیرخواهانه و یا یک عمل ساده‌ی اجتماعی خارج خواهد شد.

به محض ظهور اولین نشانه های بحران کنشگران سیاسی انگشت اتهام را به سمت همدیگر نشانه می روند. کنشگران دولتی سایرین را به دلیل پرداختن به این مسائل و گروه دیگر کنشگران سیاسی نیز طرف مقابل را بدلیل کتمان دراز مدت این مسائل مسبب بحران می دانند. از طرف دیگر گروه‌هایی که به نحوی درگیر  مسئله‌ی اجتماعی هستند؛ فاقد احساس درست تعلق به جامعه فراگیر خواهند بود.

به عنوان نمونه «محمدرضا خوبروی پاک» خطر تبدیل شدن «مسئله قومی» به «بحران قومی» را چنین بیان می کند: «در کشور ما نیز قومیت‌های غیرفارس از نارسائی‌های فراوانی در رنجند. اگر قومی خود را در حالت تبعیض فرهنگی و اقتصادی نبیند و بیکاری و سرخوردگی و بحران هویتی را برای او ایجاد نکنند در زندگی اجتماعی مشارکت کرده و برای ابراز هویت از نظام ارزش‌ها و نهادهای جامعه استفاده می کند و بدین ترتیب ثبات ادامه‌ی همزیستی، احساس تعلق به جامعه و همبستگی با ساختارهای اجتماعی پدید می آید. از این رو باید در اقتصاد کلان و سیاست‌های فرهنگی به وضعیت و نیازهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی قومیت‌های غیرفارس توجه کرد تا یکی از عوامل مؤثر در ایجاد تنش در جامعه چندقومی از میان برداشته شود.»

در نتیجه باید گفت هر مسئله‌ای به صورت بالقوه یک بحران اجتماعی است که می تواند تعادل عمومی، عملکرد به هنجار و  معمول حیات اجتماعی را به مخاطره افکند.

بسته به نوع مسئله اجتماعی بحران های ناشی از آن مسائل نیز به دو دسته قابل تقسیم بندی هستند: اول بحران‌هایی که ریشه در ساختارهای اقتصادی و فرهنگی و شکاف بین ایران و آذربایجان دارد و دولت‌ها در قبال آنها از مسیر عدم برنامه‌ریزی دراز مدت مسئولند. خشکیدن دریاچه اورمیه در دراز مدت توسط عامل انسانی صورت گرفته است و برعکس ادعای مقامات دولتی، طبیعت کمترین تاًثیر را داشته است و دولت از مسیر بی توجهی به مسائل و مشکلات آذربایجان مسئول این بحران است.

دوم بحران‌هایی که عملاً محصول تصویب‌ها و تصمیم‌ها هستند و دولتمردان می توانند از طریق عملی مؤثر از بروز آنها ممانعت نمایند. به عنوان مثال تظاهرات اعتراض آمیز در خصوص خشکانیدن دریاچه اورمیه در واکنش به رد طرح دوفوریتی احیای دریاچه اورمیه از سوی مجلس صورت گرفت.

هرچند مسائل اجتماعی غیرساختاری و بحران‌های نوع دوم خود محصول مسائل ساختاری هستند اما به دلیل آشنایی بهتر افکار عمومی با آنها و درک راحت‌تر تصمیم‌ها و تصویب‌ها از طرف مردم، کنشگر سیاسی می تواند با بها دادن به این نوع مسئله‌ها و بحران‌ها توجیهات دولتی از قبیل نبود ساختارها را بی اثر سازد. آن دسته از کنشگرانی که با شعار توجه به ریشه های بحران‌ها سعی در بی اهمیت جلوه دادن تصمیم ها و تصویب های منجر به بحران می شوند با از دست دادن عینی‌ترین و ملموس‌ترین نابسامانی‌های اجتماعی شکاف بین خود و افکار عامه را عمیق‌تر می سازند.

از نظر «ارنست رنان» یک ملت همه‌پرسی هر روزه و گفتگویی دائمی است که اصل بر اختیار و رضایت و اظهار تمایل آشکار به ادامه‌ زندگی مشترک است و این همه پرسی نه یکبار و برای همیشه که یک همه پرسی هر روزه است و این گفتگو  برای کنشگر سیاسی به منظور کسب رضایت مداوم و هر روزه شهروندان امری ضروری است. ما نیرویی جز افکار عمومی نداریم و از آنجا که لمس مسائل ساختاری از طرف افکار عمومی  دشوار است با تاکید صرف بر مسائل ساختاری امکان همراهی افکار عامه را با خود مسدود خواهیم ساخت.

کتمان بحران به بهانه تعمیق و ریشه یابی مسائل

مسئولان استانی و حامیان خجالتی برنامه‌های دولت برآنند تا با شیفت بحران‌های تصمیم ها و تصویبات نادرست  به بحران‌های ساختاری و توجیهاتی از قبیل «ریشه این مشکلات در ساختارهای اقتصادی و فرهنگی جامعه نهفته است» از برندگی نقد‌ها کاسته چند صباحی را به آسودگی سپری نمایند و با سرایت نقدهای موجه به اموری که چندان در مسئولیت دولت ها نیست باعث ابتذال مطالبات و مانع نیل به مطالبات واقع‌بینانه گردند.

به ضرس قاطع آنچه باعث تحریک مردم آذربایجان و حساسیت افکار عمومی و خیزش خودجوش در حوادث زلزله قره‌داغ گردید کوتاهی دولت در انعکاس اخبار مربوط به زلزله و عدم ارسال به موقع کمک‌های اولیه بود. این مسئله همان مسئله غیر ساختاری است و بحران حاصله بحران ناشی از تصمیم‌ها و تصویب‌هاست که مردم به رای‌العین آن را مشاهده نمودند. پس‌لرزه‌های زلزله قره‌داغ می رفت تا کاخ استانداری را با بحرانی جدی مواجه نماید که شعبده‌بازی های شبکه استانی سهند و برخی کاربران اینترنتی به میدان آمد. آنها یک صدا از وضعیت تأسف‌انگیز خانه‌های روستایی قره‌داغ روده درازی کردند که چرا با یک زلزله شش ریشتری سی هزار  باب منزل مسکونی با خاک یکسان شود؟ و مرتب از ژاپن و لزوم برنامه‌ریزی در آینده گفتند و مسئولیت این نارسائی‌ها را برعهده‌ی دولت‌های ادوار گذشته ( از پهلوی و اواخر قاجار) انداختند. وضعیت خانه‌های روستائی تاسف انگیز است اما در صورت پذیرش این برهان باید حل آن را در دراز مدت به انتظار بنشینیم که آن هم با عدم پیگیری که در افکار عمومی (بدلیل نبود نهادهای مردمی) سراغ داریم تنها باعث آرامش ساختمان استانداری شده‌ایم. تاکید صحیح برخی فعالان آذربایجان به کوتاهی دولت در انعکاس اخبار مربوط به زلزله و عدم ارسال به موقع کمک‌های اولیه مانع از آن می‌شد تا طرفداران دولت با دسایس الحیل از انجام مسئولیت‌های خود شانه خالی کند.

در مقابل کسانی که نگران کاهش مشروعیت دولت در کارزار یک همه پرسی دائمی به دلیل کوتاهی در انجام وظایف هستند، پا فراتر نهاده و تلاش برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی را باعنوان فرمالیسم(سطحی‌نگری) محکوم می نمایند و سعی می‌نمایند با پیش کشیدن مباحثی مانند ریشه یابی فرهنگی و لزوم درک پیچیدگی مسائل افکار عمومی را از دخالت در این مباحث منع نمایند.

ماموری که روز ۱۸ آبان در شبکه استانی تبریز صحبت می کرد به صراحت گفت که ما استاندار داریم، فرماندار داریم، دادستان داریم، پیگیری قانونی این مسائل ربطی به سایر افراد ندارد. بنرهای نصب شده در اورمیه نیز با طرح موضوع پیگیری مباحث از «طرق قانونی» سعی بیهوده ای برای جدا کردند مردم از امور سیاسی داشت در حالیکه از منظر یک کنشگر سیاسی عدم وجود نهادهای مدنی باعث خواهد شد مردم نتواند از پیگیری قانونی آنهم در هزارتوی این قوانین به هم تنیده مطمئن گردد پس نباید با پیچیده جلوه دادن مسائل، افکار عامه را از درک و فهم مباحث ملموس و عینی به بیراهه کشاند. این آدرس اشتباهی در لفافه تعمیق فرهنگ عامه و جلوگیری از سطحی نگری صورت می گیرد.

 رئیس راهنمایی رانندگی استان اردبیل یکی از این افراد آسیب شناس و علاقمند به کارهای فرهنگی می باشد. در شش ماهه اول سال ۹۳، صد و سی و شش نفر در تصادفات جاده‌ای شهرستان اردبیل جان باختند که از این تعداد ۱۰۵ نفر به جاده شمال(مشکین-مغان) و ۳۱ نفر به سه محور شرق(آستارا) جنوب(خلخال، سرچم) وغرب(سراب) اختصاص داشته است. تعریض و بهینه‌سازی جاده شمال استان به مانند سه محور دیگر می تواند در کاهش کشتارهای جاده‌ای مؤثر باشد و ارتباطی با فرهنگ و اقتصاد مردم منطقه ندارد و تنها متغیر آن بودجه اختصاصی از طرف وزارت راه و ترابری می باشد ولی جناب رئیس در شبکه استانی سبلان از مشکلات ساختاری فرهنگ مردم مبنی بر عدم رعایت سرعت مطمئنه و عدم توجه به علایم رانندگی ناله کرده و از عدم فرهنگ سازی توسط ارگان‌های دولتی از قبیل صدا و سیما گلایه نمود. فکر نمی‌کنید فرهنگ مردم هر چهار محور استان اردبیل یکسان است و تنها عامل متفاوت جاده است .

نقد های بحق اما غیر هوشیارانه

در برخی موارد منتقدانی که گفته‌های به حقی نیز دارند مانع از تمرکز انتقادات روی مطالبات قابل حصول می‌گردند هرگاه جنبش‌های اجتماعی بر مسئله بیکاری تمرکز می کنند آنها یک قدم پا فراتر نهاده و از میلیون‌ها نفر که در مشاغل کاذب سرگرم هستند بحث می نمایند. با علم به این مقصود که حل معضل مشاغل کاذب نیاز به برنامه های بلند مدت دولتی دارد در می یابیم که چنین گفتارهایی نه تنها مشکلی از مشکلات مشاغل کاذب برطرف نخواهد کرد بلکه از تمرکز بر حل مسئله بیکاری نیز باز خواهد داشت.

با طرح وضعیت نامساعد خدمات بیمارستان‌ها، این افراد بحث ملزم بودن دولت به سرمایه‌گذاری در بخش بهداشت و پیشگیری‌های درمانی را پیش می کشند. هنگامی که مناسبت‌هایی مانند روز جهانی زن، اول مهر و روز جهانی زبان مادری که تمرکز فعالان آذربایجان را متوجه خود می سازد؛ این افراد گلایه می کنند که چرا تنها یک روز در سال به حقوق زنان و به زبان مادری و لزوم تحصیل به آن توجه می نماییم و با این استدلال از همراهی با افکار عامه خودداری می کنند. در حالیکه می توانستند با همراهی دوستان خود و تمرکز برای مراسمات روز جهانی زبان مادری و روز زن دریچه ای جهت گفتگو با افکار عمومی بگشایند که با استدلال «مناسبتی و واکنشی نبودن کنش‌های جمعی» به این مهم دست نیافته برای روزهای دیگر سال نیز طرحی در نیفکندند .

نمونه‌های چنین رفتارهایی را در حوادث بعد از ممانعت از قهرمانی تراکتورسازی در لیگ برتر امسال و تمرکز کنشگران سیاسی در نشان دادن کارت قرمز به دکتر روحانی شاهد بودیم. طرفداران برنامه های دولت دایه ی مهربان‌تر از مادر بودجه سالانه استان آذربایجان شرقی شده بودند و می خواستند تمرکز ما را از مباحث غیر جدی فوتبال به درخواست افزایش بودجه سالانه استان معطوف سازند که در حقیقت تمرکز کنشگران سیاسی را از بی عدالتی صورت گرفته در خصوص ورزش آذربایجان که از طرف مردم نیز قابل لمس و فهم شده بود دور می ساختند. دوستان دیگری نیز با طرح کارت زرد بجای کارت قرمز تقریباً در همین مسیر قدم برداشتند. تقابل با همدردی گسترده کاربران اینترنتی آذربایجان با مردم ترکستان شرقی و موج فزاینده غرور ملی همزمان با برگزاری بازی‌های اروپایی در باکو مصداق دیگری از چنین نقد های بعضاً بحق اما غیر هوشیارانه بود.

یک انحراف جدی

در این میان عده‌ای درصددند با طرح وجود دست های پشت پرده ذهن توطئه نگر ما را به تکاپو انداخته انحرافی در مسیر مطالبات اجتماعی ایجاد نمایند. به عنوان مثال برخی می‌خواستند علت وقوع زلزله‌های پیاپی را به فعالیت‌های معادن و یا هر فعالیت دیگر انسانی(ترجیحاً هسته‌ای) با مدیریت دولتی مرتبط سازند. این همان سنگ اندازی بر سر راه نقدهای منطقی و موجه می باشد و توپ را به شبکه استانی سهند تقدیم می کند تا ساعت‌ها در مورد گسل‌های اهر، ورزقان و تبریز سخن رانده و همه مسئولیت‌ها را از گردن دولت برداشته و تقدیم طبیعت نماید. در این صورت عدم کمک رسانی و عدم توجه به ساختارهای اقتصادی منطقه ( مسائل نوع اول و دوم) با بهانه خشم طبیعت به فراموشی سپرده می شود.

درباره این مطلب نظر دهید