انتخاب زبان

آخرین اخبار

یک مسئله و اصول گرایی، اصلاح طلبی، ملی گرایی آذربایجان / ابراهیم ساوالان

ibrahim

اویان نیوز:

طرح مسئله

زنجان دهه هفتاد شمسی با معضلات و بحرانهای عدیده ای روبرو بود. جمعیت شهری آن جابجایی عظیمی را به مقصد تهران تجربه می کرد و جمعیت روستایی آن یا به تهران مهاجرت کرده و زندگی دور از شان یک شهروند را تجربه می کردند یا به شهر زنجان مهاجرت کرده به صورت جزیره های کنده شده از ارتباطات اجتماعی دیروز خود گذران عمر می کردند. متفکرانی مانند “والتر لیپمن” ،”فردیناند تونیس” مکانهایی مانند زنجان قدیم را جماعت (community) و زنجان جدید را جامعه (society) می نامند ویژگی اصلی جماعت روابط نزدیک و چهره به چهره، منسجم، ریشه دار و با ثبات مردم در یک محدوده جغرافیایی کوچک می باشد و این روابط کمتر بحرانی است.

در حالیکه جامعه برگزیده روابط غیر شخصی و تا حدودی سست در میان افراد ساکن در یک محدوده جغرافیایی وسیعتر مانند زنجان جدید است، روابطی که بحران در ذات آن نهفته است و غالبا حول قراردادهای قانونی و قراردادهای اجتماعی دسته بندی می گردد. امیل دورکیم این دو نوع قرارداد را چنین بیان می نماید: هر گاه تقاضاهای اجتماعی برآورده نشوند الزام ها چه به صورت قانونی وچه به شکل رسوم وارد عمل می شوند. این کنترل های قانونی و اجتماعی بر افراد تحمیل می شوند و آرزوها و تمایلات آنها را جهت می دهند. الزام قانونی با وضع مجازات از طرف حکومت تضمین می شوند ولی در جوامع خوب تنظیم شده نظارت های اجتماعی بر گرایش های فردی یک رشته محدودیت هایی می نهند، چندان که هر فردی در محدوده خویش تشخیص میدهد که تا چه حدی می تواند به بلند پروازی هایش میدان دهد. این نظارت به مراتب از کنترل قانونی موثرتر و بی هزینه تر است. ولی در مثال زنجان، جابجایی عظیم جمعیتی باعث برداشته شدن کنترل اجتماعی از روی مردم می گردد. جمعیتی که بدور از چشمان بستگان خود در میدان تره بار یا یکی از نانوایی های کوچه پس کوچه های آن شهر آرزوها مشغول به کار می شوند. گریخته از کنترل اجتماعی دیروزی، رفتارهایی به خود می گیرند که با عرف دینداران محله های مذهبی زنجان و محافل اصول گرای حکومتی فاصله دارند و این فاصله باعث می شود، اصول گرایان نیز وجود معضل و بحران را به رسمیت بشناسند. ولی تفاوت در شناخت بحران جامعه، تفاوت در نحوه حل بحران را نیز به همراه می آورد.

الف) تعریف اصول گرایانه:

از منظر اصول گرایی، بحران موجود اخلاقی و دینی است و سالهاست که دور شدن از دین مبین را منشا همه مشکلات می دانند و در یک سال گذشته “بد اخلاقی ها” نیز به آن افزوده شده است. محافظه کاران دلیل رفتارهای غیر عرفی جوانان را در خواسته های به حق آنها نمی دانند. نمی خواهند قبول کنند که این تبعیدی زنجانی به دلیل برخورداری از نعمت سواد و استفاده از ارتباطات بین المللی انتظاراتی دارد که با وضعیت موجود او فرسنگ ها فاصله پیدا کرده است. و نتیجه چنین وضعیتی حداقل سرگردانی و حداکثر یاس و از دست دادن اعتماد به نفس است. از منظر آنها این بحران ناشی از هجوم ارزش های غربی علیه ارزش های دینی و ناشی از عوامل استکبار جهانی (یعنی روشنفکران) است، که در جامعه آنها!؟ به قصد توطئه لانه کرده اند. و جوانانی که کنترلی بر نفس ضعیفشان!! ندارند نمی توانند در برابر هجوم بی امان افکار روشنفکران مقاومت کنند و باید نهادهای مسئول و دایه های مهربانتر از مادر جوانان مردم، این روشنفکران را در قدم اول از دسترسی بر انجمن ها، جراید و رسانه ها و در صورت سماجت از آزادی و ارتباط با جامعه خارج شده از کنترل اجتماعی فعلی دور نگهدارند… در غیر اینصورت دامنه نفوذ امثال سعید متین پور می تواند حتی فرزندان خانواده های متدین را نیز تحت تاثیر قرار دهد و فردا هر کدام آنها در صدد برگزاری انجمنی یا نشر ماهنامه ای بر می آیند باید حسینیه ها، تکایا و مساجد را برای روستایی های مقیم زنجان و زنجانی های مقیم تهران گسترش داد.

ب) تعریف اصلاح طلبانه:

از منظر اصلاح طلبی، بحران موجود اجتماعی و مدیریتی است. بر عکس اصول گرایی که اکثرا جامعه (society) را در برابر جماعت (community) قرار می دهند. دسته دوم جامعه را در برابر حکومت (state) قرار می دهند. و در این چالش از همراهی جماعت با جامعه نیز استقبال می کنند.  آنها جابجایی عظیم زنجان به تهران را نتیجه طبیعی دولت متمرکز و بوروکراتیک می دانند ولی سعی می کنند از جذب و حذف شدن همه نمودهای جامعه در ساختار حکومتی جلوگیری نمایند و برای همین در کنار گسترش مساجد زنجانی های مقیم تهران به تشکیل تشکلهای حرفه ای، مطبوعات، انجمن های فرهنگی هنری تاکید می نمایند. از نظر آنها گسترش این نهادها می توانند بخشی از کنترل اجتماعی جماعت را به جامعه باز گردانده و نیاز به کنترل قانونی حکومت را نیز تا حدی منتفی سازد. اصلاح طلبان با بر شمردن تلاش های صورت گرفته در صد سال گذشته جهت باز جایگیری آن انسانهای کنده شده از دیروز (معلق در امروز) در فردایی که چارچوب اجتماعی جدیدی، آنها را بصورت جامعه در آورد، به شکست همه تلاشها اذعان می نماید؛ زیرا، در تبیین رفتارهای این زنجانی تبعیدی خطایی در تقدم هویتی مرتکب می شوند و سعی در فهم فراوانی تبعیدی زنجانی نسبت به سمنانی ندارند. در حالیکه عملکرد حکومت متمرکز بوروکراتیک باید نسبت به هر دو همسان می بود. نقص دیگر این گفتمان بعد از طرح نظر سوم بیان می گردد.

ج) تعریف ملی گرایان:

از منظر ملی گرایان تورک، بحران موجود هویتی و ملی است. و انسان کنده شده از جماعت باید در چارچوب جدیدی به نام جامعه باز جایگیری گردد ولی نظر آنها سعی در تکمیل دیدگاه قبلی و بر طرف نمودن نقص اساسی آن دارد. که شالوده این قسمت از لابلای نوشته ها و گفته های سعید متین پور به عنوان یکی از نمایندگان این گفتمان استخراج شده است. این انجمن های شکل یافته باید با کدام تقدم هویتی شکل گیرد؟ مسئله این است.

انسان بودن، دین اسلام، ملیت تورک و تابعیت ایران جز هویت همه آنهایی بود که سعید متین پور در زنجان با آنها در ارتباط بود. حتی تعلق به شهر و دیاری مانند زنجان نیز می توانست هویت مشترکی محسوب شود. هویت خصیصه ای است که نحوه بودن اجتماعی ما را شکل می دهد و بخشی از شخصیت ما را می سازد. جورج زیمل روند تاریخ جدید را آزادی فرد از بندهای وابستگی شدید اجتماعی و شخصی می داند. از نظر او در جوامع پیشین، انسان نوعا در یک رشته محدودی از حلقه های اجتماعی به نسبت کوچک زندگی می کرد. چنین حلقه های از گروههای خویشاوندی و اصناف گرفته تا شهرها و دهکده ها، راه های گریز فرد را می بستند و او را به شدت در قبضه خود می گرفتند. در چنین جماعتی افراد در یک رشته حلقه های متمرکز و به هم گره خورده سازمان گرفته اند ولی در جامعه جدید فرد عضو بسیاری از حلقه های به خوبی مشخص است. اما هیچ یک از این حلقه ها تمامی شخصیت او را در بر نمی گیرد و بر او نظارت تام ندارند. وابستگی چند گانه به انواع حلقه های اجتماعی، به خود آگاهی بیشتر می انجامد. نکته ظریف در این مرحله توجه به تقدم هویت هایی است که فرد برای خود تعریف می کند. مساجد زنجانی های مقیم تهران با تقدم هویت زنجانی و مسلمانی شکل گرفته است و برخی انجمن های شکل گرفته در دهه هفتاد شمسی تقدم هویت ایرانی را بر سایر هویت ها مد نظر داشت. ولی سعید متین پور هویت انسانی را بر سایر هویت ها مقدم می داند . نمی خواهد به انجمن های حرفه ای شکل گرفته، از دریچه تنگ ایرانیت نگاه کند. همین حساسیت به هویت انسانی او را به یک فعال حقوق بشر تبدیل می کند. او می بیند که اکثر روشنفکران با ارجحیت دادن تمامیت ارضی بر هویت انسانی و نگرانی هایی که از، آینده تقویت هویت تورکی برای این مقوله متصور می شوند، تورک بودن خود را که امری ذاتی و جوهری است، در برابر تابعیت ایرانی خود که امری تحصیلی است، به حاشیه رانده اند. دل مشغولی او به اخبار انسانها و هویت های در خفا نگه داشته شده او را به خبرنگار هویت های به حاشیه رانده شده، تبدیل می کند. نقص دیگری که بر فعالین سایر انجمن های حرفه ای و مطبوعات وارد است، عدم توجه به دلایل ظهور ایده تکثر گرایی است. ایده تکثر گرایی محصول ظهور همان حلقه های هویتی متکثر جورج زیمل است وگرنه انسانی با حلقه های هویتی متحدالمرکز نیازی به تکثر نخواهد داشت. برای همین این تکثرگرایی نباید تنها بصورت افقی یعنی برای احزاب و مطبوعات ملت حاکم در نظر گرفته شود، بلکه تجلی واقعی آن در تکثر بصورت عمودی؛ یعنی، برای ملل محذوف و به حاشیه رانده شده است. اصلی ترین محور فکری ملی گرایی تورک نه در تضاد جماعت و جامعه و نه در تقابل جامعه و حکومت بلکه در تسلط حکومت غیر آذربایجانی بر جماعت و جامعه آذربایجانی است. چیزی که همه اندیشمندان دو نحله فکری دیگر، علاقه شدیدی در مخفی نگه داشتن آن دارند. بحث ما یکسان سازی ها و فارسی سازی هایی است که حکومت (state) به بهانه گذر از جماعت به جامعه در دستور کار خود قرار داد و در اوایل شکل گیری دولت متمرکز، دست کاریهای گسترده ای به منظور شکل دهی دلبخواهی خود به هویت و تاریخ ما صورت داد، تا جماعت تورک زنجانی به نام نوسازی سر از جامعه فارس ایرانی در آورد. ولی این نابود کردن هویت ملی آذربایجان و تقدم هویت دولتی بر هر هویت دیگری، آن روز به نام لازمه تکوین دولت متمرکز و امروز با نگرانی از تمامیت ارضی به محاق فراموشی سپرده شده و می شود. حسین بشریه در کتاب “موانع توسعه سیاسی در ایران” از ادغام مناطق نیمه مستقل آذربایجان، خوزستان و … در درون چهار چوب دولت بوروکراتیک ملی و از میان برداشتن تکثر و پراکندگی گروهها را با عنوان لازمه تکوین دولت متمرکزتوجیه می کند. ولی سعید متین پور می خواهد نکته دیگری را به همه خادمین یکسانسازی چهارچوب ارضی ایران یادآوری نماید. مسئله آذربایجان و تورکها فقط در چهارچوب ایران خلاصه نمی شود. بلکه باید به ابعاد منطقه ای و جهانی آن نیز توجه نمود. خصوصا که برخی جامعه شناسان جهان نگر با تعریف هویت در سطوح مختلف، یک شهروند را علاوه بر موقعیت های محلی و کشوری در موقعیت های منطقه ای و جهانی نیز قرار می دهند. و زنجانی تبعیدی ما، خود را در موقعیت جهان تورک و جهان شبکه ای امروز قرار می دهد. هنگامی که فاصله باورنکردنی “خود رئال” را با “خود ایده آل” حس می کند، سرگردانی و یاس دیروزی جای خود را به غرور و امید امروزی می دهد…

 ******
منبع : سایت سعید متین پور

درباره این مطلب نظر دهید