انتخاب زبان

آخرین اخبار

قاراقویونلوها

turkay1

اویان نیوز:

مهراب مقصودزاده

اشاره: در این مقاله سعی داریم به معرفی، شناساندن و دادن اطلاعاتی درمورد آداب و رسوم یک اقلیت مذهبی که در کل با نام «قاراقویونلوها» در تاریخ آمده اند ولی در ایران به فرقه هایی از جمله علوی، قیزیل باشها، اهل حق، گوران، علی اللهی، در سوریه به نصیریان، علویان و در ترکیه ه بکتاشی و علوی مشهورند بپردازیم. ولی بعلت زیادی مطالب این مقاله را به قاراقویونلوها ( اهل حق تورکلری ) که در آذربایجان غربی و مناطق اطراف روستاهای شهرستان شوط زندگی می کنند اختصاص داده ایم.

سلسله حکومت قاراقویونلوها

(۷۸۰-۸۷۴ ق) (۱۳۷۸-۱۴۶۹م) سلسله ای از حکمرانان تورک بودند که برای مدتی نزدیک به یک سده بر آذربایجان حکومت کردند. قاراقویونلوها واژه ای است تورکی مرکب از (قره + قویون + لو) به معنی صاحبان گوسفندان سیاه.

این واژه بسته به لهجه محلی قره قویونلو یا قاراقویونلو هم تلفظ می شود. نام قاراقویونلوها نخستین بار در تاریخ در قبل از سلسله صفویه مطرح گردیده است.

در سال (۱۳۷۵م) قارا یوسف از تورکان اوغوز رهبری قاراقویونلوها را در پی شورشی بر علیه جلایرها عهده دار شده ، استقلال خود را ا جلایرها اعلام کرد و کنترل آذربایجان، موصل و بغداد را بدست گرفت.

تیموریان در حوالی سال ۱۴۰۰ قارا یوسف را شکست داده و قارا یوسف به مصر متواری شد، وی پس از مدتی و در ۱۴۰۶ با کمک حاکمان وقت مصر ممولکها دوباره کنترل تبریز را بدست آورد.

دولت شیعی قاراقویونلو در بخش مهمی از سرزمین ایران شامل خوزستان-کرمان-فارس-هرات حضور داشت. واپسین فرمانروای قاراقویونلو جهانشاه قاراقویونلو نام داشت که اوزون حسن از دودمان آق قویونلو ها او را شکست داد و وی را به همراه پسرش کشت.

مسجد کبود (گوی مسجد) از بناهای ساخته شده در دوران حکومت قاراقویونلوهاست.

قره محمد (۱۳۸۰-۱۳۸۹م)، قره یوسف (۱۳۹۰-۱۴۲۰م)، قره اسکندر(۱۴۲۰-۱۴۳۵م)، و جهانشاه (۱۴۳۵-۱۴۶۷م) که همگی از پادشاهان قاراقویونلو پایتخت حکومت شان تبریز-از تورکان اوغوز و دینشان اسلام (شیعه) لود.

تاریخ و پیدایش آئین اهل حق:

۱-برخی قائلند که آئین یاری (اهل حق) به عنوان دینی مستقل در قبل از اسلام مطرح بوده.

۲-آئین یاری توسط نصیر در قرن اول در زمان حضرت علی (ع) شکل گرفته است.

۳-این عقاید در قرن دوم توسط شخصی بنام بهلول مطرح شده.

۴-در قرن چهارم توسط شخصی بنام شاه خوشین ظهور پیدا کرده است.

۵-درقرن هفتم توسط سلطان اسحاق برزنجه ای پایه ریزی و قانونمند شده است.( با همه اینها از تاریخ و پیدایش این آیین اطلاعات دقیقی در دست نیست.)

اهل حق به چند شاخه تقسیم می شود:

شاه ابراهیمی، یادگاری، خاموشی، عالی قلندری، بابو عیسی، مصطفوی، ذوالنوری، بابا حیدری، آتش بیگی، شاه ایازی، میرسوری.

طایفه اهل حق شهرستان شوط از شاخه آتش بیگی و مذهب شیعه هستند که حدود ۴۰ درصد جمعیت این شهرستان را تشکیل می دهند و بیشتر این جمعیت در اطراف بخش مرگنلر در روستاهای : اینجه قدیم، باش کهریز، پیر شاه، تازه کند، مرگن اسماعیل کندی، مرگن عزیز آباد، مرگن قدیم، مرگن وسط، شیخ سیلو، صمد یوردو، سینیق، صوفی، قره زمین، طوره، سلیمان کندی، موخور، شریف کندی و قیزیل جاقالا زندگی می کنند.

معدود جمعیت این طایفه در شهرهای ماکو، شوط، پلدشت، بازرگان سکونت دارند.

نام اصلی این طایفه (یارسان) و (طایفه سان) است که یارسان مخفف یارسان است که به تعبیر خود آنها به معنی یاران حق است . این طایفه هر هفته در محلی جمع می شوند و با تشریفات خاصی مشغول عبادت و خواندن اوراد و اذکار مخصوص خود می شوند.

عده حاضر را (جم) و آن مجمع را جمخانه می گویند (در اصطلاح دراویش به چنین محلی خانقاه گفته می شود.)، در این مراسم گفتارهای بزرگان و سرودهای دینی کلام نامیده می شود و کلام های مدون را دفتر می گویند که این کلام ها در این مراسمات هنگام راز و نیاز یه آهنگ مخصوص و همراه با نواختن تنبور خوانده می شود.

از آداب و رسوم اهل حق به جم خانه رفتن و قربانی کردن اهمیت فراوان دارد، به اعتقاد پیروان آیین حقیقت برگزاری مراسم مذهبی برای تقرب به خداوند و درک عالم معنوی است و جم خانه بهترین محل برای راز و نیاز و برآوردن حاجات محتاجان است.

اعتقادات و رسومات اهل حق

نماز خواندن، روزه گرفتن، قربانی کردن و نذر دادن که مختصر به شرح برگزاری این مراسمات در میان آیین اهل حق می پردازیم.

نماز و روزه در آیین اهل حق خصوصا در میان آتش بیگی ها جزء اصول اساسی بوده، نماز و نیاز از نظر معتقدین به این مرام مانند بذر و زمین بوده که با هم دارای ارزش هستند و نفی هر کدام باعث بی ارزش شدن دیگری می گردد، اهل حق علاوه بر ماه مبارک رمضان سه روز در سال را روزه می گیرند و موقع آن از دوازدهم زمستان (چله بزرگ)لغایت چهاردهم آن است و روز پانزدهم روز عید سلطان و جشن حقیقت است.

نذر و قربانی کردن نیز از احکام مهم آیین اهل حق است که برای انجام آن اهمیت زیادی قاپلند و قبول شدن آن شرط نیست .

اهل حق هر نظری که با هر قصدی و حاجتی که کرده باشد باید آنرا ادا کند، گرچه حاجتش هم برآورده نشود، چون اهل حق واقعی کسی هست که خیر خود را در مصلحت خدا بداند.

نذورات عبارتند از :

خدمت، نیاز، شکرانه، قربانی …

حیواناتی که بتوان از آنها قربانی گرفت شامل خروس-گوسفند-گاو اهلی و شتر به شرط سالم بودن و صحیح الاعضا و پیر و ضعیف نبودن که بعد از ذبح قربانی در جم خانه طی مراسم و تشریفات خاصی توسط سید دعاخوان و خادم ها تقسیم می شود.

تفاوت فرقه علی اللهی با فرقه اهل حق

فرقه علی اللهی توسط عبدالله ابن سبا در زمان حضرت علی (ع) ظهور کرد. در حالیکه فرقه اهل حق توسط سلطان اسحاق در قرن هفتم بود. این دو از حیث اصول و عقاید و سایر احکام دینی نیز تفاوت فاحش دارند جز اینکه هر دو از جرگه حضرت علی (ع) هستند.

درباره حقیقت آیین اهل حق آراء و عقاید مختلفی اظهار شده است. بعضی ها اهل حق را از غلاه شیعه و علی اللهی و عده ای آنان را مسلمان و برخی این آیین را یک آیین ایرانی می دانند. (غلاه: عده ای هستند که در حق حضرت علی (ع) و حضرت رسول غلوکرده اند و آنها را به مقام الوهیت برده اند. مثلا یکی ازغالییون خدمت حضرت علی رسید و گفت: یا علی الاعلی، السلام علیک، آن حضرت به قتل او دستور دادند.)

بعضی ها اهل حق را از قرنه علی اللهی می دانند ولی در کتب مربوط به ادیان و مذاهب از غلاء شیعه به اسم اهل حق نامی برده نشده است. گرچه به عقیده استاد مینورسکی اهل حق غیر از علی اللهی و (چراغ سوندورن) و (خروس کشان)و (اهل حق) و (متصوفه) است. ولی خود او می گوید مذهب اهل حق روی عقیده غلاه شیعه بنا شده است و با مذهب تناسخ و تصوف آمیخته به شکل آیین مخصوص ظهور کرده است، با توجه به اینکه حلول و تناسخ یکی از اصول معنقدات اهل حق می باشد و این فرقه معتقد است که خدا درهفت تن که یکی از آنها علی (ع) می باشد حلول کرده است .

این آیین معتقد است که روح بعد از مردن کسی در شخص دیگری ظاهر می شود. اگر جسد قبلی کارهای خوبی انجام داده بود در بعدی راحت است وگرنه ناراحت خواهد بود، روح جزئی از خداست که در هر کس قطره ای وجود دارد و بدان جهت به چشم دیده نمی شود، خدا خود را در وجود علی (ع) ظاهر کرد و برای همین است که علی (ع) را خدا می دانند ولی قفس مال علی بود؟

بعضی آراء و نظرات بر این باوند که آنها یک فرقه سیاسی هستند که برای انهدام اسلام تشکیل شده است و بعضی اجداد آنان را مسیحی یا ارمنی ویا آسوری می دانند. اما خود اهل حق می گویند که فرقه ای از ریشه اثناء عشریه و یکی از هفده سلسله عرفا به شمار می آیند و در عین حال میان خود و متصوفه تفاوتی قائلند، که چون متصوفه بیشنر معتقد به وصول اند لیکن علی اللهیان معتقد به سلوک هستند و چون سرسلسله اهل حق علی ابن ابیطالب است لذا به این نام مشهور شده اند.

از آنجایی که مشابهات میان عقیده علی اللهیان و نصیریه موجود است از این جهت به اشتباه به آنها نصیریه می گویند و الا این فرقه به کلی از نامیده شدن به این نام نفرت دارند و می گویند نصیریه علی را مظهر تام و تمام حق (لذاته) می دانند ولی به عقیده ما مظهر تام و تمام است(لصفاته).

اسلام و اهل حق:

اما در مورد مسلمان بودن اهل حق باید بدانیم که این فرقه به دو دسته تقسیم می شود: دسته ای که خود را علی اللهی قلمداد می کند . علی الخصوص آن عده از اهل حق که در صفحات غرب ایران و کرمانشاه زندگی می کنند که بدن پرده پوشی و ملاحظه ای خود را علنا علی اللهی معرفی می نمایند.

ولی دسته دیگر خود را شیعه اثنی عشری و عامل به تمام دستورات و احکام شرعی اسلام معرفی می کنندو همچنین اکثر پیشوایان اهل حق خود را موظف به انجام تکالیف شرعی می دانند و در هر عصر مقلد و مجتهد جامع الشرایط وقت هستند . منتهی اهل حق علاوه ازشریعت پیرو طریقت نیز می باشند. اهل حق اسلام را چون بادام و آیین حقیقت را مغز آن می دانند۰ در این مورد در یکی از اشعارشان چنین می گویند:

اسلام چو دانه بادام دان

شکسته شود چون به دور زمان

برون آید آن مغز اندر دلش

بود اندر مغز حق منزلش

اسلام خدا را بالاتر از وهم تصور بشری تعریف می کند. در صورتیکه اهل حق خدا را قابل (تجسد) و (تجسم) دانسته، او را دارای جامه های مختلف می دانند و صریحا اقرار می دارند که خداوند به جامه های هفت تنان ( خداوندگار-مرتضی علی-شاه خوشین-سلطان ضحاک-شاه ویس قلی-ممد بگ-خان آتش) حلول کرده حتی حضرت علی (ع) را امام اول می دانند ولی می گویند که خداوند در دوره حضرت محمد (ص) با یاران خود بصورت علی به میان مردم آمد!

به دور محمد همان کردگار

شد از جامعه مرتضی آشکار

مسلمانان عده معدودی را از مقربان خدا می دانند که در درجه اول شخص حضرت محمد (ص) و اهل بیت نبوت می باشد ولی اهل حق در درجه اول هفت تنان را از مقربین خدا دانسته معتقدند که آنان قبل از خلقت عالم با خداوند بوده اند و بنا به خواهش آنها خداوند ابوالبشر را آفریده است.

با همه اینها طایفه اهل حق، دین خود را اسلام، مذهب خود را شیعه اثنی عشری، مسلک خود را اهل حق می دانند و لاغیر.

آقای دکتر محمد مکری که احاطه و تبحر کاملی در مطالبمربوط به آیین اهل حق دارند در مقدمه کتاب شاهنامه حقیقت چنین می گویند: مذهب یا مسلک اهل حق یکی از رشته های وابسته به مذهب تشیع است و مجموعه ای است از عقاید و آراء خاص مذهبی که با ذخایر معنوی پیش از اسلام و افکار غالی پس از اسلام که بخصوص در مناطق غرب ایران پراکنده بودند در هم آمیخته است، بر حسب سنت خود پیروان حقیقت این مذهب دنباله نوع احساس ژرف مذهبی است که از عهود پیشین در میان خواص شیعیان ادیان کهن به طور سری موجود بوده و سینه به سینه از سلف به خلف رسیده است . نقطه قابل توجه این است که عده ای از مردمان اهل حق که در شهرها و دور از مراکز اصلی خویش زندگی می کنند اکثرا به تبعیت از محیط آیین دیرین خود را فراموش کرده اند و تابع و مجری مقررات آیین محیطی هستند که در آنجا زندگی می کنند. اهل حق عموما مردمان سلیم النفس، امین و بی آزارند و اغلب کارگر، صنعت گر، زارع، کاسب هستند.

یکی با دین (مسیحییت)یکی بادین(  یهودییت)یکی بادین (اسلام)،دراین میان شرط عبادت و بندگی خداست که همه انسانهای جهان باید آنرا بجا بیاورند و به دین و مسلک یکدیگر احترام بگذارند و اگر انتقادی هم نسبت به یک آیین و فرقه بود باید با مطالعه دقیق و طبق اصول و عقاید قرآن و اسلام پای میز مذاکره نشست نه اینکه یک طرفه به قضاوت نشست و باعث تفرقه گردید. خصوصا در منطقه ما یعنی آذربایجان غربی نباید این اختلاف آیینی باعث ایجاد نفرت و جدایی دو برادر هم زبان شود. به قول ضرب المثل ترکی : بیزلر دین قارداشلیغیندان اونجه دیل قارداشییق تورک قاراقویونلو-تورک آغ قویونلو-تورک سنی همه ما باید به آیین و مسلک یکدیگر احترام بگذاریم. مبادا اختلاف آیینی وحدت و یکپارچگی ما را از بین ببرد و در آخر امیدواریم با روشنگری مردم و مسئولین شاهد اجحاف به هیچ مسلکک و آیینی نباشیم، چونکه همه انسانهای روی زمین اشرف مخلوقات و آفریدگار خداوند یکتا هستند و در آخر همه به سوی او رهسپار خواهیم شد.

اهل حقدن بیر قلندر

سر کش اوباش ایسته رم

اسرارین راز و روموزون

آچماغین فاش ایسته رم

بیر نظر قیل کائناته تشنه اول دیدارینا

یول چکن حقین یولوندا

گوزلری یاش ایسته رم

اهل-ی حقم اهل-ی حالم

کان-ی عرفان منده دیر

رمزی عشقی ساخلایان

اسراره سیرداش ایسته رم

هر گورن سئودالی

باش قوربانلیغا لاییق دئییل

صیدق ایله یا حق دئین دار

ایسته ین باش ایسته رم

زیل قارا ساچین کیمی

بختیم قارا کونلوم قارا

قامتیم اولموش کمان

حسرت توکن قاش ایسترم

تا کی نقاش-ی ازل

طرح-ی وجوده جان وئریب

ذره جه اوخشاتماغا

بیر گوجلو نقاش ایسته رم

بیر بئله سایسیز نیشان و نامیدن صوفی دئییر

کعبه ده وار بیر نیشان

یانلیز قارا داش ایسته رم

پیریم ایقرار ائیله دی حق مجلیسینده آشکار

شیخیده یوخدور عمل

دهداری قللاش ایسته رم

شعر: علیرضا قاسم زاده (دهدار)

یک نظر یرای این مطلب داده شده است

  1. من یک یارسان از کرمانشاه هستم. ما شیعه نیستیم و اعتقادات ما خیلی با تشیع فرق دارد. اما از آنجا که دین ما در ایران رسمیت ندارد و نمی توانیم خود را با عقاید واقعیمان معرفی کنیم، مجبوریم روی اشتراکاتمان با تشیع تاکید کنیم. ما ۷ دورۀ حقیقت داریم که دورۀ اسلام و قداست علی که مربوط بدان است فقط یکی از آن دوره هاست و اگر بگوییم مسلمان و شیعه هستیم آن دوره های دیگر را که در اسلام نیست انکار کرده ایم. برای ما علی از آنجایی مهم است که حضرت خاونگار در او حلول کرده و دون سلطان سهاک محسوب می شود. حسین از آنجایی مهم است که دون بابایادگار است. سلمان از آنجایی مهم است که دون بنیامین است و … اعتقادات ما خیلی با اسلام فرق دارد. هرچند برخی از خاندان ها به تشیع نزدیکتر و برخی از آن دورترند و دکتر محمد مکری هم که نام برید، به خاندان شاه حیاسی تعلق دارد که کمی شیعه مأب است و به گروهی از این خاندان هم تعلق دارد که عقاید خاصی دارند و به نام مکتبی شناخته شده اند و بقیۀ خاندان ها آن ها را از یارسان بیرون می دانند و برخی هم به آن ها اهل حق مسلمان می گویند. ولی اشتراکات ۱۱ خاندان یارسان بقدری است که میتوان گفت همگی آن ها چه نماز بخوانند یا نخوانند، چه روزۀ رمضان بگیرند یا نگیرند، باز هم یارسان اند و شیعه نیستند. یاحق.

درباره این مطلب نظر دهید